[hadith]و من وصیة له (علیه السلام) لعَِسکره قبلَ لقاء العدوّ بصفّین:

لَا [تُقَاتِلُونَهُمْ] تُقَاتِلُوهُمْ حَتَّی یَبْدَءُوکُمْ، فَإِنَّکُمْ بحَمْد اللَّهِ عَلَی حُجَّةٍ، وَ تَرْکُکُمْ إِیَّاهُمْ حَتَّی یَبْدَءُوکُمْ حُجَّةٌ أُخْرَی لَکُمْ عَلَیْهِمْ؛ فَإِذَا کَانَتِ الْهَزیمَةُ بإِذْنِ اللَّهِ فَلَا تَقْتُلُوا مُدْبراً وَ لَا تُصِیبُوا مُعْوِراً وَ لَا تُجْهِزُوا عَلَی جَرِیحٍ، وَ لَا تَهِیجُوا النِّسَاءَ بأَذًی وَ إِنْ شَتَمْنَ أَعْرَاضَکُمْ وَ سَبَبْنَ أُمَرَاءَکُمْ، فَإِنَّهُنَّ ضَعِیفَاتُ الْقُوَی وَ الْأَنْفُس وَ الْعُقُولِ؛ إِنْ کُنَّا لَنُؤْمَرُ بالْکَفِّ عَنْهُنَّ وَ إِنَّهُنَّ لَمُشْرِکَاتٌ، وَ إِنْ کَانَ الرَّجُلُ لَیَتَنَاوَلُ الْمَرْأَةَ فِی الْجَاهِلِیَّةِ بالْفَهْرِ أَوِ الْهِرَاوَةِ فَیُعَیَّرُ بهَا وَ عَقِبُهُ مِنْ بَعْده.[/hadith]

سفارش آن حضرت به لشکرش، قبل از برخورد با دشمن، در صفین:

«لَا تُقَاتِلُوهُمْ حَتَّی یَبْدَءُوکُمْ...»،

نقل شده است که امام (ع) پیوسته یاران خود را هنگام برخورد با دشمن به این امور سفارش می فرمود.

امام (ع) در این عبارات به چند امر سفارش کرده است که عبارتند از:

1-  با دشمن نجنگند تا دشمن آغاز به جنگ کند، و اشاره کرده است به این که این عمل حجت دوم، علیه دشمن است، و حجت اول که پیروان حضرت علیه دشمنان دارند مضمون این آیه شریفه است: «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَی الْأُخْری ...» پر واضح است که پیروان معاویه، از ستمکاران و یاغیان بودند و جنگ بر علیه آنان واجب بود.

2-  به پیروان خود دستور می دهد که دشمنان را واگذارند تا آغاز جنگ از جانب آنها باشد، این حجت از دو جهت قابل توجیه است:

الف- هنگامی که دشمنان شروع به جنگ کردند مصداق دخول در جنگ با خدا و رسول می باشند، چرا که پیامبر فرمود: حربک یا علی حربی، جنگ با تو، جنگ با من است، و این مطلب که اینها با کشتن انسانهایی که خداوند قتلشان را بدون تقصیر حرام کرده، سعی در ایجاد فساد، در روی زمین می کنند واقعیت می یابد، و هر که این امر، در باره اش تحقق یابد، مشمول این آیه قرآن می شود: «إِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ...».

ب- طرفی که آغاز به جنگ می کند تجاوزگر به حساب می آید و هر کس چنین باشد، تجاوز علیه او، واجب است چنان که خداوند می فرماید: «فَمَنِ اعْتَدی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ»، و چون اینها آغاز به جنگ کرده اند مصداق متجاوز می باشند، پس باید آنها را دفع کرد.

3-  به یاران خود سفارش کرده است که در صورت تحقق حمله به اذن خداوند، اگر کسی از میان دشمنان از ترس جنگ فرار کرد، در صدد قتلش برنیایید، و ناتوان و درمانده ای را که پس از شکست دشمن، فرو افتاده و فرصت برای کشتنش باقی است، زخمی و مجروح نکنند. صید معور شکاری که درمانده و در دسترس صیاد می باشد، برخی گفته اند: معور به معنای مریب است، یعنی کسی که مورد شکّ است که آیا جنگنده است یا نه، خلاصه معنای عبارت آن است که نکشید مگر کسی را که می دانید، علیه شما می جنگد.

4-  چهارم می فرماید: زخمی و مجروح را نکشید.

این امور چهارگانه ای که در این جا مورد نهی واقع شده، از احکام کفار در حال جنگ می باشد و امام (ع) بین بغات و کافران در این امور فرق گذاشته است اگر چه جنگ با بغات و قتل آنها را واجب دانسته است. امّا آنچه که نصر بن مزاحم به دنبال جمله های قبل ذکر کرده است و به این امور ملحق می شود، ترجمه آن چنین است، عورت دشمن را مکشوف نکنید و مقتول را مثله نکنید، و هر گاه به مردان آنها برخوردید پرده دری نکنید و بدون اجازه صاحب خانه وارد آن نشوید و چیزی از اموال آنها برندارید.

«و لا تهیجوا النّساء»،

حاصل معنا این که با آزار رساندن به زنان شرارت آنها را بر انگیزانید اگر چه شرارت را به نهایت رسانند و به آبرو ریزی و دشنام فرمانروایان دست بزنند. سپس امام (ع) علت این مطلب را در چند امر بیان فرموده است:

1-  زنان کم نیرو هستند و از مقاومت در مقابل مردان و جنگ با آنها ناتوانند لذا بد زبانی می کنند، چرا که سلاح شخص ناتوان و عاجز، زبان اوست.

2-  زنان ضعیف النفس هستند، و چون روحیه صبر بر بلا ندارند، کوشش می کنند به هر طریق ممکن، گر چه با فحش و ناسزا باشد، بلا را از خود دور کنند.

3-  کم خرد هستند، آن قدر عقل ندارند که بدانند، دشنام و ناسزا علاوه بر آن که سودی ندارد از رذایل اخلاقی نیز هست.

4-  و نیز آزار رساندن به زنان موجب افزایش شرور، و بر انگیختن طبایعی است که تسکین و فرو نشاندن آن اراده شده است.

«و ان کنّا... »،

این که می فرماید: ما در زمان پیامبر (ص) که دشمنانمان مشرک بودند، از طرف اسلام مأمور بودیم که زنانشان را نیازاریم، هشداری است به این که هنگام روبرویی با این دشمنان که اظهار اسلام می کنند، به طریق اولی نباید زنان را بیازاریم، اگر چه با ما مخالفند.

حرف واو در و انهنّ حالیه است.

«و ان کان الرجل، ...»،

در این عبارت مفسده ای که مترتب بر آزار و اذیت زنان در جنگ می باشد بیان داشته است که هر کس این عمل ناروا را انجام دهد، نه تنها در دنیا مایه ننگ او است، بلکه بعد از مرگ نیز نام ننگی برای او بازماندگانش است و سبب کیفر اخروی او نیز می باشد. این تعبیر امام برای آن است که هر چه بیشتر مردم را از این کار دور بدارد. و به همین منظور از زدن مرد زنان را به وسیله سنگ و چوب، بطور کنایه تعبیر به تناول فرموده است. حرف إن در هر دو مورد «ان کنا»، و «ان کان» مخففه از ثقیله است، و به این دلیل خبرش مصدّر به لام است تا فرق باشد بین آن و إن نافیه.