[hadith]من کلام له (علیه السلام) فی ذکر الکوفة:

کَأَنِّی بکِ یَا کُوفَةُ تُمَدِّینَ مَدَّ الْأَدیمِ الْعُکَاظِیِّ، تُعْرَکِینَ بالنَّوَازلِ وَ تُرْکَبینَ بالزَّلَازلِ، وَ إِنِّی لَأَعْلَمُ أَنَّهُ مَا أَرَادَ بکِ جَبَّارٌ سُوءاً إِلَّا ابْتَلَاهُ اللَّهُ بشَاغِلٍ [أَوْ] وَ رَمَاهُ بقَاتِلٍ.[/hadith]

ترجمه شرح نهج البلاغه(ابن میثم)، ج 2، صفحه 265

از سخنان آن حضرت (ع) است در باره پیشامدهای شهر کوفه:

مخاطب حضرت در این سخن شهر کوفه است، لفظ «بک» خبر است برای «کأنّ» کلمات: تمدّین، تعرکین، ترکبین بنا بر این که در جمله معنای حال دارند منصوبند. معنای ضمنی خطاب امام (ع) چنین است، گویا من حاضرم و آینده تو را ای شهر کوفه در حالی که دست ستمگران به سوی تو به انواع ستم گشوده شده است می بینم، لفظ «مدّ» به معنای کشیدن کنایه از همین مفهوم است گستردگی ستم ستمگران را تشبیه کرده، به چرم در حالی که کشیده شود. وجه مشابهت، شدت وقوع ظلم، ستم بلا و مصیبت است چنان که پوست دبّاغی محکم. نهایت امتداد و کشش را تحمّل می کند. حضرت لفظ «عرک» به معنی خوب مالش دادن است را به مناسبت همین تشبیه بکار برده است و لفظ «رکوب» از جهت شقاوت و سخت گیری سواران متجاوز، به کار رفته است. واژه «زلازل» برای بیان تشبیه ستمهایی است که واقع می شود و حال ساکنان زمین را مضطرب و هراسناک می سازد. 

امام (ع) بعد از بیان حال شهر کوفه، نگاه دوّمی به افراد ستمگر، که دارای مقاصد سوء و هدفهای بد می باشند و از ناحیه آن افراد بلاهایی به وقوع می پیوندد، افکنده، می فرمایند: آنها جبّارانی هستند که خداوند برخی را به گرفتاری درونی خودشان دچار می کند که نتوانند سوء نیّت شان را عمل کنند، و یا تصمیم به خراب کردن جایی بگیرند. و برخی دیگر به دست قاتلینی گرفتار گردیده کشته می شوند. 

مصیبتهایی که مردم کوفه بدانها گرفتار شدند، و سختیهایی که آنان را پایمال کرد، فراوان است و در کتب تاریخ نقل شده، امّا ستمگران که تصمیم به انجام کارهای زشت گرفته، طغیان کرده، و فساد براه انداختند و در نتیجه خداوند بر آنان شلّاق عذاب را نواخت و آنها را به سبب کردار بدشان کیفر داد -روشن است که هیچ کس نمی تواند خدا را از انجام کاری که اراده آن را کرده است باز دارد- گروه فراوانی هستند. از جمله افرادی که به بدبختی دچار شدند عبارتند از:

1-  زیاد بن ابیه. نقل شده است که زیاد مردم را در مسجد کوفه جمع کرده، دستور داد به علی (ع) دشنام دهند از وی بیزاری بجویند. او قصد داشت بدین سان آنها را بیازماید، تا هر کس را که تخلف ورزد به قتل رساند. هنگامی که مردم در مسجد جمع بودند، دربان زیاد به میان مردم آمد دستور داد همه مسجد را ترک کنند، زیرا امیر زیاد بن ابیه گرفتار شده بود. می گویند در همان ساعت به بیماری فلج دچار شد. 

2-  عبد اللّه پسر زیاد که به بیماری خوره دچار شد.

3-  حجاج بن یوسف ثقفی که شکمش پر از کرم گردید، و برای آرام گرفتن کرمها مقعدش را داغ می کردند، بدین سان بود تا بهلاکت رسید.

4 و 5-  عمرو بن هبیرة و پسرش که به بیماری پیسی گرفتار شدند.

6-  خالد قسرّی که تا حدّ توان کتک خورده و سپس زندانی شد و در زندان از گرسنگی مرد. 

نامبردگان فوق افرادی بودند که به بلا، مبتلا شدند. امّا افرادی که خداوند بر آنها کشندگانی را گماشت عبارتند از:

1-  عبید اللّه زیاد. 2-  مصعب بن زبیر 3-  مختار ابی عبیده ثقفی 4-  یزید بن مهلّب. سرگذشت مفصّل این افراد در کتابهای تاریخ نوشته شده است. طالب می تواند به همان کتابها مراجعه کند.