[hadith]مَا أَنْتُمْ لِی بثِقَةٍ سَجِیسَ اللَّیَالِی وَ مَا أَنْتُمْ برُکْنٍ یُمَالُ بکُمْ وَ لَا زَوَافِرُ عِزٍّ یُفْتَقَرُ إِلَیْکُمْ. مَا أَنْتُمْ إِلَّا کَإِبلٍ ضَلَّ رُعَاتُهَا فَکُلَّمَا جُمِعَتْ مِنْ جَانِبٍ انْتَشَرَتْ مِنْ آخَرَ. لَبئْسَ لَعَمْرُ اللَّهِ سُعْرُ نَارِ الْحَرْب أَنْتُمْ، تُکَادُونَ وَ لَا تَکِیدُونَ وَ تُنْتَقَصُ أَطْرَافُکُمْ فَلَا تَمْتَعِضُونَ. لَا یُنَامُ عَنْکُمْ وَ أَنْتُمْ فِی غَفْلَةٍ سَاهُونَ. غُلِبَ وَ اللَّهِ الْمُتَخَاذلُونَ وَ ایْمُ اللَّهِ إِنِّی لَأَظُنُّ بکُمْ أَنْ لَوْ حَمِسَ الْوَغَی وَ اسْتَحَرَّ الْمَوْتُ قَد انْفَرَجْتُمْ عَنِ ابْنِ أَبی طَالِبٍ انْفِرَاجَ الرَّأْس.[/hadith]
شرح خطبه 34 نهج البلاغه بخش دوم
شرح
مطالب مرتبط
روایت
(این خطبه را پس از شکست شورشیان خوارج، در سال 38 هجری برای بسیج کردن مردم جهت مبارزه با شامیان در «نخیله کوفه» ایراد فرمود):**نکوهش از سستی و نافرمانی کوفیان:**نفرین بر شما کوفیان که از فراوانی سرزنش شما خسته شدم. آیا به جای زندگی جاویدان قیامت به زندگی زود گذر دنیا رضایت دادید و بجای عزّت و سر بلندی، بدبختی و ذلّت را انتخاب کردید؟ هر گاه شما را به جهاد با دشمنتان دعوت می کنم، چشمانتان از ترس در کاسه می گردد، گویا ترس از مرگ عقل شما را ربوده و چون انسان های مست از خود بیگانه شده، حیران و سرگردانید. گویا عقل های خود را از دست داده و درک نمی کنید.من دیگر هیچ گاه به شما اطمینان ندارم، و شما را پش