[hadith]فضل الجِدّ:

فَعَلَیْکُمْ بالْجَدِّ وَ الِاجْتِهَاد وَ التَّأَهُّب وَ الِاسْتِعْدَاد وَ التَّزَوُّد فِی مَنْزلِ الزَّاد، وَ لَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا کَمَا غَرَّتْ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ مِنَ الْأُمَمِ الْمَاضِیَةِ وَ الْقُرُونِ الْخَالِیَةِ، الَّذینَ احْتَلَبُوا درَّتَهَا وَ أَصَابُوا غِرَّتَهَا وَ أَفْنَوْا عِدَّتَهَا وَ أَخْلَقُوا جِدَّتَهَا وَ أَصْبَحَتْ مَسَاکِنُهُمْ أَجْدَاثاً وَ أَمْوَالُهُمْ مِیرَاثاً، لَا یَعْرِفُونَ مَنْ أَتَاهُمْ وَ لَا یَحْفِلُونَ مَنْ بَکَاهُمْ وَ لَا یُجِیبُونَ مَنْ دَعَاهُمْ. فَاحْذَرُوا الدُّنْیَا، فَإِنَّهَا غَدَّارَةٌ غَرَّارَةٌ خَدُوعٌ مُعْطِیَةٌ مَنُوعٌ مُلْبسَةٌ نَزُوعٌ، لَا یَدُومُ رَخَاؤُهَا وَ لَا یَنْقَضِی عَنَاؤُهَا وَ لَا یَرْکُدُ بَلَاؤُهَا.[/hadith]

و به منظور بیشتر روشن شدن حالت پیشینیان که چگونه از دنیا بهره مند شده و به جمع آوری آن پرداخته بودند، لفظ درّه را که به معنای زیادی و به جریان افتادن بیشتر است از خوبیها و منافع دنیا و واژه احتلاب را که به معنای دوشیدن است از اندوختن و گردآوری آنها استعاره آورده و همچنین کلمه غرّه را برای آن استعاره آورده است که در مدت بهره مندی آنان از دنیا و خوشگذرانی در آن، حوادث ناگواری بر آنها وارد نشده است، چنان که گویا دنیا از ایشان غافل بوده که آنان را هدف تیرهای بلای خود قرار نداده است، و چون به زعم خود دنیا را این چنین در غفلت دیدند در استفاده کردن از لذایذ آن و گردآوری اموال حریصانه کوشیدند.

و امّا، فانی کردن آنان چیزهایی از دنیا را که سبب التذاذ و بهره گیری انسان می شود از قبیل غذا و لباس و جز اینها، و نیز کهنه کردن ایشان، تازه های دنیا را که از سخنان امام (ع) استفاده می شود، کنایه از کمال بهره مندی آنها از چیزهایی است که از دنیا به دست آورده اند، مانند سلامت تن و گردآوری اموال و غیره بطوری که گویا هیچ چیز از نیکیهای این عالم را باقی نگذاشتند مگر این که از آن استفاده کرده و هیچ نو و تازه ای در آن یافت نشد مگر این که آن را کهنه کردند.

«اصبحت مساکنهم اجداثا... دعاهم»،

پس از آن که حالات گذشتگان مغرور به دنیا را بیان فرمود، اکنون نتیجه ای را که از آن، به دست آنان رسیده مورد توجه قرار می دهد که خلاصه آن چنین است ای مردم به دنیا مغرور نشوید چنان که پیشینیان شدند، آنان که دنیا را آن چنان تصرف کردند و نهایت لذت را از آن بردند، این چنین به نابودی کشیده شدند، پس شما که در آن حدّ از قدرت دنیا نیستید به طریق اولی چنین سرانجامی خواهید داشت، و به منظور این که بیشتر انسان را از دنیا و میل به آن بر حذر دارد به ذکر چند نمونه دیگر از ویژگیهای آن پرداخته است:

1-  از جمله آن را به کلمه غرّاره توصیف کرده که از ماده غرر و به معنای غفلت آور و چیزی که انسان را به گمراهی می کشاند می آید، و چنان که قبلا بیان شد، دنیا و مادیات آن این خصوصیت را دارد.

2-  آن را خدوع بسیار فریب دهنده معرفی فرموده است، و معمولا خدعه و نیرنگ در مورد رایزنیهایی رخ می دهد که اندیشه هایی به ظاهر مصلحت جویانه ولی در باطن تباهی آور و گمراه کننده است اظهار شود و به این دلیل که دنیا و زینتهای پر زرق و برق آن، همانند اندیشه های فریبنده است که ظاهری آراسته دارد ولی آدمی را از راه خدا و یاد او باز می دارد، لذا دنیا را به این ویژگی توصیف فرموده است.

3-  با عبارتهای: «مطیعة منوع، ملبسة نزوع»، چهار صفت برای دنیا آورده است که میان هر یک از دو قرین آنها تقابل تضادّ وجود دارد، در عین این که بخشنده است منع کننده نیز هست، و با آن که پوشاننده است پوشش را از تن آدمی بیرون می آورد، و تقارن این اوصاف اشاره به آن است که صفت خوبی که از دنیا مشاهده می شود در حقیقت توّهم و خیالی بیش نیست و آنچه واقعیت دارد و صفت حقیقی آن می باشد همان جزء دوم هر کدام از این دو قرین است، (منوع و نزوع) زیرا اگر چه گاهی انسان از خیرات و لذّات آن بهره مند می شود ولی بزودی حوادث و واردات دنیای فانی باعث منع آنها می شود، آنچه داده، می گیرد و لباسهای عزّت آدمی را از قیافه روح او می کند، و از این رو این معنا را با جمله «لا یدوم رخاؤها...» تأکید فرموده است که آسودگی آن دوام ندارد، زیرا تمام خوشیهای آن، از قبیل تندرستی و جوانی و مال و مقام و غیره، دیر یا زود در تغییر و زوال است و همین حالت عدم ثبات باعث می شود که رنج و ناخوشی در دنیا ادامه داشته باشد و از بین نرود و بلا و گرفتاری آن همانند بادهای مداوم در حال وزیدن است و آرامشی برای اهلش باقی نمی گذارد.