[hadith]و من کلام له (علیه السلام) فی بعض أیام صفین و قد رأی الحسنَ ابنَه (علیه السلام) یتسرّع إلی الحرب:

امْلِکُوا عَنِّی هَذَا الْغُلَامَ لَا یَهُدَّنِی، فَإِنَّنِی أَنْفَسُ بهَذَیْنِ -یَعْنِی الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ (علیهما السلام)- عَلَی الْمَوْتِ، لِئَلَّا یَنْقَطِعَ بهِمَا نَسْلُ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه وآله).

[قال السید الشریف قوله (علیه السلام): "املکوا عنی هذا الغلام" من أعلی الکلام و أفصحه].[/hadith]

جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 5، ص131

از سخنان آن حضرت (ع) در یکی از روزهای جنگ صفین که دید پسرش امام حسن علیه السلام شتابان برای جنگ در حرکت است. این خطبه چنین آغاز می شود: «املکوا عنی هذا الغلام لا یهدنی، فاننی انفس بهذین-  یعنی الحسن و الحسین علیهما السلام-  علی الموت لئلّا ینقطع بهما نسل رسول الله صلّی اللّه علیه و آله و سلم» (از سوی من این جوان را باز دارید تا مرا نشکند. به درستی که من نسبت به این دو-  یعنی حسن و حسین علیهما السلام-  در مورد مرگ بخل می ورزم تا نسل رسول خدا (ص) منقطع و بریده نشود).

[ابن ابی الحدید گوید:] اگر بپرسی و بگویی: آیا جایز است که به حسن و حسین و فرزندان ایشان پسران رسول خدا گفته شود می گویم: آری، خداوند متعال در قرآن ایشان را پسران پیامبر نام نهاده و در آیه مباهله فرموده است «فرا خوانیم پسرانمان و پسرانتان را» و جز این نیست که در این آیه معنی «پسرانمان» حسن و حسین است. وانگهی اگر در مورد فرزندان کسی وصیت به پرداخت مالی بشود فرزندان دختر نیز مشمول این حکم هستند. خداوند متعال عیسی (ع) را ذریه ابراهیم دانسته و در قرآن چنین فرموده است «و از ذریه ابراهیم داود و سلیمان و یحیی و عیسی». اهل لغت در این اختلاف ندارند که فرزندان دختر هم از نسل مرد به شمار می آیند.

و اگر بگویی نسبت به این آیه که خداوند می فرماید «محمد پدر هیچیک از مردان شما نیست» چه می گویی می-  گویم: من از تو می پرسم که آیا پیامبر پدر ابراهیم فرزند خود و ماریه بوده است یا نه؟ هر پاسخی که در این مورد دهی همان پاسخ من در مورد حسن و حسین علیهما السلام است. و پاسخ شامل در این مورد آن است که مراد زید بن حارثه است زیرا اعراب بنابر عادت خود که بردگان را پسرخوانده خویش می خواندند و به زید بن حارثه «زید بن محمد» میگفتند و خداوند با این آیه حکم دوره جاهلی را باطل و از آن نهی فرموده است و گفته است محمد (ص) پدر هیچیک از مردان بالغ معروف میان شما نیست که کسی را پسر خوانده آن حضرت ندانند نه اینکه آن حضرت پدر کودکان خودش همچون ابراهیم و حسن و حسین علیهم السلام نیست.

اگر بپرسی که آیا پسر دختر آدمی بر طبق اصل حقیقی پسر شمرده میشود یا طبق مجاز. میگویم: هر دو ممکن است کسی می تواند بگوید آری، اصل و حقیقت همین است و گاهی لفظ مشترک میان دو مفهوم است ولی در یکی از آن دو

جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 5، ص132

مشهورتر است و این مانعی نیست که در مفهوم دیگری هم منطبق بر حقیقت باشد کسی هم می تواند بگوید که حقیقت عرفی است و در این مورد استعمال آن بیشتر است و مجازی است که در عرف حقیقت شده است مانند استعمال کلمه آسمان برای باران و کلمه راویه برای مشک و انبان. برخی هم می توانند بگویند مجازی است که شارع آن را بکار برده است و اطلاق آن در هر صورت جایز و استعمال آن همچون مجازهایی است که بکار می رود.

دیگر از چیزهایی که دلالت بر آن دارد که فرزندان فاطمه از میان همه بنی-  هاشم به پیامبر اختصاص دارند این است که بدون تردید برای پیامبر (ص) جایز و حلال نیست که با دختران حسن و حسین علیهما السلام و دختران ذریه ایشان، هر چند فاصله میان آنان دور باشد، ازدواج کند و حال آنکه برای آن حضرت ازدواج با دختران افراد دیگر بنی هاشم و فرزندان او شمرده می شوند و این خود دلیل قرب آنان است. وانگهی آنان فرزندان برادر یا خواهر آن حضرت نیستند و آنچه مقتضی حرام بودن ازدواج رسول خدا با دختران ایشان است همان است که آن حضرت پدر ایشان است و ایشان فرزندان اویند.

اگر بگویی: این سخن شاعر چه می شود که گفته است: «پسران ما، نوه های پسری ما هستند و حال آنکه پسران دختران ما پسران مردان دیگرند». همچنین حکیم عرب، اکثم بن صیفی، ضمن نکوهش دختران گفته است: «آنان دشمنان را می زایند و از افراد دور ارث می برند، چیست؟ می گویم: آنچه را که شاعر گفته است طبق مفهوم مشهورتر گفته است. در گفتار اکثم بن صیفی هم چیزی نیست که دلالت بر نفی فرزندی ایشان کند بلکه می گوید آنان دشمنان را می زایند، و گاه فرزند صلبی و پسر آدمی دشمن اوست که خداوند متعال در این مورد فرموده است «همانا از همسران و فرزندان شما برخی دشمن شمایند» و خداوند متعال با وجود دشمنی فرزند بودن آنان را نفی نفرموده است.

به محمد بن حنفیه (ع) گفته شد چرا پدرت ترا بر جنگ ترغیب و تشویق میکند و در مورد حسن و حسین (ع) چنین نمی کند فرمود: آن دو چشمهای اویند و من دست راست اویم و او چشمهایش را با دستش حفظ می کند.