[hadith]رسول اللّه (صلی الله علیه وآله):
وَ لَقَدْ کَانَ فِی رَسُولِ اللَّهِ کَافٍ لَکَ فِی الْأُسْوَةِ، وَ دَلِیلٌ لَکَ عَلَی ذَمِّ الدُّنْیَا وَ عَیْبهَا وَ کَثْرَةِ مَخَازیهَا وَ مَسَاوِیهَا، إِذْ قُبضَتْ عَنْهُ أَطْرَافُهَا وَ وُطِّئَتْ لِغَیْرِهِ أَکْنَافُهَا وَ فُطِمَ عَنْ رَضَاعِهَا وَ زُوِیَ عَنْ زَخَارِفِهَا.
موسی (علیه السلام):
وَ إِنْ شئْتَ ثَنَّیْتُ بمُوسَی کَلِیمِ اللَّهِ، حَیْثُ یَقُولُ «رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ»، وَ اللَّهِ مَا سَأَلَهُ إِلَّا خُبْزاً یَأْکُلُهُ، لِأَنَّهُ کَانَ یَأْکُلُ بَقْلَةَ الْأَرْضِ وَ لَقَدْ کَانَتْ خُضْرَةُ الْبَقْلِ، تُرَی مِنْ شَفِیفِ صِفَاقِ بَطْنِهِ لِهُزَالِهِ وَ تَشَذُّب لَحْمِهِ.
داود (علیه السلام):
وَ إِنْ شئْتَ ثَلَّثْتُ بدَاوُدَ صَاحِب الْمَزَامِیرِ وَ قَارِئِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، فَلَقَدْ کَانَ یَعْمَلُ سَفَائِفَ الْخُوصِ بیَدهِ وَ یَقُولُ لِجُلَسَائِهِ أَیُّکُمْ یَکْفِینِی بَیْعَهَا، وَ یَأْکُلُ قُرْصَ الشَّعِیرِ مِنْ ثَمَنِهَا.
عیسی (علیه السلام):
وَ إِنْ شئْتَ قُلْتُ فِی عِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ، فَلَقَدْ کَانَ یَتَوَسَّدُ الْحَجَرَ وَ یَلْبَسُ الْخَشنَ وَ یَأْکُلُ الْجَشبَ، وَ کَانَ إِدَامُهُ الْجُوعَ وَ سرَاجُهُ باللَّیْلِ الْقَمَرَ وَ ظِلَالُهُ فِی الشِّتَاءِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ فَاکِهَتُهُ وَ رَیْحَانُهُ مَا تُنْبتُ الْأَرْضُ لِلْبَهَائِمِ، وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ زَوْجَةٌ تَفْتِنُهُ وَ لَا وَلَدٌ یَحْزُنُهُ وَ لَا مَالٌ یَلْفِتُهُ وَ لَا طَمَعٌ یُذلُّهُ، دَابَّتُهُ رِجْلَاهُ وَ خَادمُهُ یَدَاهُ.[/hadith]
به مناسبت سخنان گذشته به ذکر احوال پیامبر گرامی (ص) و دیگر پیامبران که پیشوایان بشرند و دنیا را ترک و از آن اعراض کرده اند پرداخته است، زیرا آنها برای مردم کاملترین نمونه اند چنان که خداوند متعال فرموده است: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» همچنین روش آنها دلیل کامل بر زشتی و نقص دنیا و بسیاری بدیها و رسواییهای آن است.
این که فرموده است: «اذ قبضت عنه أطرافها ... و خادمه یداه» اشاره به چگونگی دلایل حقارت و پستی دنیاست، قبض اطراف کنایه از این است که خداوند دنیا را بکلّی از پیامبر (ص) به دور داشت و چون آماده برای آن نشده بود آن را نپذیرفت،
«و وطّئت لغیره أکنافها» اشاره است به این که خداوند دنیا را برای مردمی غیر از او رام و همواره ساخته مانند پادشاهان، واژه فطم (از شیر بریدن) را به مناسبت بریدن آن حضرت از دنیا استعاره فرموده، همچنین واژه رضاع را استعاره آورده، بدین مناسبت که دنیا شبیه مادر و او به منزله فرزند آن است، وجه مشابهت روشن است.
فرموده است: «و اللّه ما سأله إلّا خبزا»:
یعنی به خدا سوگند جز گرده نانی از او درخواست نکرد. تفسیر آیه ای است که در خطبه ذکر شده است، و مفسّران نیز همین را در تفسیر آیه مزبور نقل کرده اند،
«صفاق بطن» پوست زیرین شکم است و «شفیف» نازکی آن است که مانع مشاهده آنچه در پشت آن قرار دارد نیست، «تشذّب لحم» عبارت از تفرّق و پراکندگی گوشت است، واژه «مزامیر» برای صوت داود (ع) و لفظ «ادام» (نانخورش) برای گرسنگی و کلمه «سراج» (چراغ) برای ماه و «ظلال» (سایه) برای مشارق و مغارب زمین، و نفاکهه و ریحان» برای رستنیهای زمین، و «دابّه» (چهارپا) برای پاها و واژه «خادم »(خدمتکار) را برای دستها استعاره آورده است.
وجه مناسبت در استعاره نخستین مشترک بودن آواز داود (ع) با نغمه مزمار (قره نی) است و این آلتی است که با دمیدن در آن نواخته می شود، نقل شده هنگامی که داود (ع) در محراب عبادت مزامیر می خواند وحوش و پرندگان بر او گرد می آمدند تا از لذّت آوای خوش و نغمه دلکش او بهره مند شوند.
مناسبت استعاره دوّم این است که همان گونه که نانخورش موجب قوام بدن است گرسنگی مایه قوام او بود، و مناسبت استعاره سوّم مشارکت ماه و چراغ در دادن روشنایی است، وجه مشابهت استعاره چهارم این است که او همچنان که از گرما به سایه پناه می برد از سرما نیز به مشارق و مغارب زمین یعنی به این سو و آن سوی زمین رو می آورد، مناسبت استعاره پنجم این که استفاده از رستنیهای زمین برای ذائقه و شامّه او همان گوارایی و خوشبویی را داشت که میوه ها و گلها برای دیگران گوارایی و لذّت دارد، وجه استعاره ششم و هفتم این است که از پاها و دستهایش همان فایده را می برد که از مرکب و خدمتکار سود برده می شود.
باری چگونگی احوال پیامبران مذکور علیهم السّلام و درجه زهد و اعراض آنها از دنیا و بطور کلّی اکتفای آنها به پایین ترین حدّ ضرورت در طعام و لباس از اموری است که معلوم و از طریق تواتر روشن است، امّا این که گفته شده داود (ع) قاری بهشتیان است چنان که در اخبار نیز وارد شده است برای این است که هر امر نیکویی در عرف مردم، به بهشت نسبت داده می شود، یا به این مناسبت است که آواز داود (ع) با همه خوبی و زیبایی که داشت انسان را به سوی بهشت جذب و به خدا دعوت می کرد.
امام (ع) پس از بیان حال پیامبران مذکور (ع) تذکّر می دهد که به پیامبر گرامی (ص) خویش تأسّی جویند، زیرا همگی پیامبران مأمور بودند بطور مطلق به رسول اکرم (ص) اقتدا و از او پیروی کنند، و برای کسی که بخواهد به او تأسّی کند همه نمونه های کمال در وجود مقدّس آن حضرت موجود است، دلیل دیگر این که زمان او نسبت به ادوار پیامبران گذشته به ما نزدیکتر است.
امام (ع) برای تحریک و تشویق مردم در تأسّی به رسول گرامی (ص) گوشزد می کند که کسانی که از آن بزرگوار پیروی و راه او را دنبال می کنند نزد خداوند متعال محبوبترین بندگانند و این به دلیل گفتار خداوند می باشد که فرموده است: «قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبعُونِی یُحْببْکُمُ اللَّهُ».