[hadith]وَ لَقَدْ کَانَ (صلی الله علیه وآله) یَأْکُلُ عَلَی الْأَرْضِ وَ یَجْلِسُ جِلْسَةَ الْعَبْد وَ یَخْصِفُ بیَدهِ نَعْلَهُ وَ یَرْقَعُ بیَدهِ ثَوْبَهُ وَ یَرْکَبُ الْحِمَارَ الْعَارِیَ وَ یُرْدفُ خَلْفَهُ. وَ یَکُونُ السِّتْرُ عَلَی بَاب بَیْتِهِ فَتَکُونُ فِیهِ التَّصَاوِیرُ، فَیَقُولُ یَا فُلَانَةُ لِإِحْدَی أَزْوَاجِهِ غَیِّبیهِ عَنِّی، فَإِنِّی إِذَا نَظَرْتُ إِلَیْهِ ذَکَرْتُ الدُّنْیَا وَ زَخَارِفَهَا. فَأَعْرَضَ عَنِ الدُّنْیَا بقَلْبهِ وَ أَمَاتَ ذکْرَهَا مِنْ نَفْسهِ، وَ أَحَبَّ أَنْ تَغِیبَ زینَتُهَا عَنْ عَیْنِهِ، لِکَیْلَا یَتَّخِذَ مِنْهَا رِیَاشاً وَ لَا یَعْتَقِدَهَا قَرَاراً وَ لَا یَرْجُوَ فِیهَا مُقَاماً، فَأَخْرَجَهَا مِنَ النَّفْس وَ أَشْخَصَهَا عَنِ الْقَلْب وَ غَیَّبَهَا عَنِ الْبَصَرِ؛ وَ کَذَلِکَ مَنْ أَبْغَضَ شَیْئاً، أَبْغَضَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَیْهِ وَ أَنْ یُذْکَرَ عِنْدَهُ.[/hadith]

فرموده است: «و لقد کان یأکل علی الأرض و یجلس جلسة العبید»:

از پیامبر گرامی (ص) روایت شده که فرموده است: «جز این نیست که من بنده ای هستم همچون بندگان می خورم و مانند بندگان می نشینم» غرض از این، اظهار فروتنی و تواضع در برابر خداوند است، و به همین منظور بود که آن حضرت نعلین و جامه اش را به دست خویش وصله می زد، و بر الاغ برهنه سوار می شد و یکی را نیز با خود ردیف می کرد.

امّا این که دستور داد تصاویر را از نظر او دور سازند برای محافظت از وسوسه های شیطان بوده است، چنان که پیامبران (ع) دیگر نیز که نفس بد کنش امّاره را شکسته و شیاطین خود را سرکوب کرده اند خود را محتاج می دیده اند که پیوسته مواظب احوال خویش بوده و در تمام لحظه ها و دقایق نفس خود را زیر نظر و مراقبت داشته باشند، زیرا نفس امّاره همچون دزد حیله گری است که پیوسته در کمین نفس مطمئنّه است و هرگاه از قید و بند رها و از سرکوبی آن غفلت شود و از آن پرهیز به عمل نیاید، به حالت اولیّه خود باز می گردد و قدرت و غلبه خود را از سر می گیرد.

فرموده است: «فأعرض عن الدّنیا بقلبه... و أن یذکر عنده»:

این سخن اشاره به زهد حقیقی است که عبارت از حذف همگی موانع نفسانی از ساحت نفس انسانی است و آنچه پیش از این در اوصاف آن حضرت فرموده بیان مراتب ظاهری زهد اوست که عبارت از رفع موانع خارجی در قبال آن است.