[hadith]عظمة اللّه:

أَمْرُهُ قَضَاءٌ وَ حِکْمَةٌ، وَ رِضَاهُ أَمَانٌ وَ رَحْمَةُ، یَقْضِی بعِلْمٍ وَ یَعْفُو بحِلْمٍ.

حمد اللّه:

اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَی مَا تَأْخُذُ وَ تُعْطِی، وَ عَلَی مَا تُعَافِی وَ تَبْتَلِی، حَمْداً یَکُونُ أَرْضَی الْحَمْد لَکَ وَ أَحَبَّ الْحَمْد إِلَیْکَ وَ أَفْضَلَ الْحَمْد عِنْدَکَ، حَمْداً یَمْلَأُ مَا خَلَقْتَ وَ یَبْلُغُ مَا أَرَدْتَ، حَمْداً لَا یُحْجَبُ عَنْکَ وَ لَا یُقْصَرُ دُونَکَ، حَمْداً لَا یَنْقَطِعُ عَدَدُهُ وَ لَا یَفْنَی مَدَدُهُ.[/hadith]

پیام امام امیرالمؤمنین علیه السلام، ج 6، ص: 215-209

از خطبه های امام علیه السلام است (که مطالب متنوعی را در آن مطرح فرموده

).

خطبه در یک نگاه:

این خطبه طولانی و گسترده از مطالب متنوعی بحث می کند که در مجموع، تعلیمات گرانبهایی درباره معرفة الله و خودسازی ارائه می دهد و می توان آن را در پنج بخش خلاصه کرد

:

در بخش اوّل، از عظمت خداوند و حمد و ستایش او با ذکر اسما و صفات پروردگار سخن به میان آمده است

.

در بخش دوّم، درباره حقیقت رجا و امیدواری -که یکی از ارکان سعادت انسان است- سخن می گوید

.

در بخش سوّم، گوشه ای از صفات پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و گفتار و رفتار او- که می تواند برای همه الگو و اسوه ای باشد- و همچنین صفات پیامبران دیگری همچون: موسی، داوود و عیسی علیهم السلام آمده است

.

در بخش چهارم، بار دیگر به صفات پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله باز می گردد، صفاتی که باید سرمشق همگان قرار گیرد

.

و سرانجام در بخش پنجم، (آخرین بخش خطبه) امام علیه السلام از ساده زیستی خود سخن به میان آورده و با ضرب المثل زیبایی فَعِنْدَ الصَّباحِ یُحْمَدُ الْقَوْمُ السُّری (صبحگاهان رهروان شب مورد ستایش قرار می گیرند) خطبه را به پایان می برد

.


امام(علیه السلام) در بخش اوّل خطبه، نخست به چهار موضوع به صورت بسیار فشرده اشاره می فرماید: امر خداوند، رضا، داوری و عفو او. می فرماید:

«فرمان او قطعی و حکیمانه است» (أَمْرُهُ قَضَاءٌ وَ حِکْمَةٌ).

یعنی در عین قاطعیت، آمیخته با حکمت است; نه همچون اوامر مستبدان و قدرتمندان زورگو که فرمان قطعی می دهند، اما حکمتی در آن وجود ندارد.

«امر» در این جمله، معنای وسیعی دارد; هم اوامر تکوینی را شامل می شود، مانند «(إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ); فرمان او هنگامی که چیزی را اراده کند، می گوید: موجود باش، آن هم فوراً موجود می شود!».(1)

و هم اوامر تشریعیه را مانند: «(إِنَّ اللهَ یَأْمُرُ بالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَ إِیتَاءِ ذی الْقُرْبَی); خداوند شما را به عدالت و احسان و کمک به خویشان امر می کند»(2) و در هر حال اوامر او دارای حکمت، و فواید بی شماری است که عاید بندگان می شود.

سپس می افزاید: «و رضای او امان و رحمت» (وَ رِضَاهُ أَمَانٌ وَ رَحْمَةٌ).

ممکن است کسانی از فردی راضی شوند و به او امان دهند، اما امان آمیخته با وحشت باشد; اما امان الهی چنین نیست; آمیخته با رحمت است.

در جمله سوّم از داوری خدا سخن می گوید و می فرماید: «با علم و آگاهی داوری می کند» (یَقْضِی بعِلْم).

نه مانند بسیاری از انسان ها که داوری شان ناآگاهانه و آمیخته با جهل است.

و در چهارمین جمله می فرماید: «و با حلم و بردباری عفو می کند» (وَ یَعْفُو بحِلْم).

آری، عفو او با حلم او آمیخته است و کسانی را که عفو کرد، مؤاخذه و مجازات نمی کند. نه همچون انسان ها که گاه بر سر لطف می آیند و عفو می کنند و گاه بر سر غضب می نشینند و عفو شدگان را مجازات می کنند.

سپس امام(علیه السلام)، با ذکر این اوصاف چهارگانه به سراغ حمد و ستایش خدا می رود; حمدی که هشت بار در این بخش تکرار شده و در هر مرحله، وصف خاصی برای آن شده است.

آن گاه امام(علیه السلام) به حمد و ستایش پروردگار می پردازد; حمد و ستایشی بسیار فصیح و بلیغ و پر مایه. عرض می کند: «خداوندا سپاس و ستایش مخصوص توست، در برابر آن چه می گیری و بر آن چه عطا می کنی و بر عافیت و بلایی که می فرستی» (اللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَی مَا تَأْخُذُ وَ تُعْطِی، وَ عَلَی مَا تُعَافِی وَ تَبْتَلِی).

اشاره به این که در همه حال، تو را حمد و ستایش می کنم; چرا که می دانم از ناحیه توست خیر و سعادت; اگر نعمتی می بخشی کرامت است و اگر می گیری عنایت. اگر سلامت و عافیت می دهی، سعادت است و اگر بیماری و گرفتاری می دهی، آن نیز دارای مصلحت است. کاری بدون حکمت نمی کنی و هر چه از سوی توست، رحمت است.

سپس به اوصاف این حمد می پردازد و شش وصف برای آن ذکر می کند که با وصفی که در عبارت قبل ذکر شد هفت وصف می شود و آن را حمد و سپاسی جامع از هر نظر می سازد.

عرض می کند: «حمد و سپاسی که رضایت بخش ترین حمدها نزد تو باشد; حمدی که محبوب ترین حمدها در پیشگاه توست; حمدی که برترین حمدها نزد توست. حمدی که تمام جهان خلقت را پر کند و تا آن جا که خواسته ای، برسد; حمدی که از تو محجوب و پوشیده نماند و در پیشگاه تو کاستی نداشته باشد; حمدی که عددش پایان نگیرد و در پهنه زمان، فنا در آن راه نیابد» (حَمْداً یَکُونُ أَرْضَی الْحَمْد لَکَ، وَ أَحَبَّ الْحَمْد إِلَیْکَ، وَ أَفْضَلَ الْحَمْد عِنْدَکَ. حَمْداً یَمْلاَُ مَا خَلَقْتَ، وَ یَبْلُغُ مَا أَرَدْتَ. حَمْداً لاَ یُحْجَبُ عَنْکَ، وَ لاَ یُقْصَرُ دُونَکَ. حَمْداً لاَ یَنْقَطِعُ عَدَدُهُ، وَ لاَ یَفْنَی مَدَدُهُ).

این حمد و سپاس، جامع ترین حمدها است; نه زمان محدودی دارد، نه تعداد معین، نه مکان خاصی دارد و نه قصور و حجابی. سراسر زمان و مکان را پر می کند و به پیشگاه حق می رسد و برترین حمدهاست.

اضافه بر این، حمدی است بر عافیت و بلا و گرفتن و اعطا که از این نظر هم جامعیّت دارد. بنابراین حمدی است بر همه چیز، در هر زمان و هر مکان، در هر حال و در هر شکل و در هر صورت. چرا که خداوند وجودی نامحدود و بی پایان است از هر نظر و موجود محدودی چون بشر، هر کس که باشد، از درک آن نامحدود عاجز و ناتوان است.(3)


پی نوشت:

  1. یس، آیه 82.

  2. نحل، آیه 90.

سند خطبه

:

درباره سند این خطبه چنین گفته شده است: زمخشری متوفای 538 ق. که تقریباً یک قرن بعد از مرحوم رضی می زیسته است، بخشی از این خطبه را در کتاب خود ربیع الابرار با تفاوت هایی نقل کرده که نشان می دهد آن را از غیر نهج البلاغه گرفته است.(مصادر نهج البلاغه، جلد 2، صفحه 373

).