[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): لَا یَقُولَنَّ أَحَدُکُمْ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بکَ مِنَ الْفِتْنَةِ، لِأَنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ إِلَّا وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلَی فِتْنَةٍ؛ وَ لَکِنْ مَنِ اسْتَعَاذَ فَلْیَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلَّاتِ الْفِتَنِ؛ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یَقُولُ "وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ"، وَ مَعْنَی ذَلِکَ أَنَّهُ [سُبْحَانَهُ یَخْتَبرُ عِبَادَهُ] یَخْتَبرُهُمْ بالْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلَاد، لِیَتَبَیَّنَ السَّاخِطَ لِرِزْقِهِ وَ الرَّاضِیَ بقِسْمِهِ، وَ إِنْ کَانَ سُبْحَانَهُ أَعْلَمَ بهِمْ مِنْ أَنْفُسهِمْ، وَ لَکِنْ لِتَظْهَرَ الْأَفْعَالُ الَّتِی بهَا یُسْتَحَقُّ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ؛ لِأَنَّ بَعْضَهُمْ یُحِبُّ الذُّکُورَ وَ یَکْرَهُ الْإِنَاثَ، وَ بَعْضَهُمْ یُحِبُّ تَثْمِیرَ الْمَالِ وَ یَکْرَهُ انْثِلَامَ الْحَالِ.
[قال الرضی رحمه الله تعالی و هذا من غریب ما سمع منه فی التفسیر].[/hadith]
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 7، ص307
لا یقولنّ احدکم: اللهم انّی اعوذ بک من الفتنه، لانه لیس احد الا و هو مشتمل علی فتنة و لکن من استعاذ فلیستعذ من مضلات الفتن، فان الله سبحانه یقول: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ». و معنی ذلک انّه سبحانه یختبر عباده بالاموال و الاولاد لیتبین الساخط لرزقه، و الراضی بقسمه، و ان کان سبحانه اعلم بهم من انفسهم، و لکن لتظهر الافعال التی بها یستحق الثواب و العقاب، لان بعضهم یحبّ الذکور و یکره الاناث، و بعضهم یحبّ تثمیر المال، و یکره انثلام الحال. قال الرضی رحمه الله تعالی: و هذا من غریب ما سمع منه علیه السّلام فی التفسیر. «کسی از شما نگوید بار خدایا من از فتنه به تو پناه می برم. زیرا هیچ کس نیست مگر آنکه در فتنه ای است، هر کس هم به خدا پناه می برد از فتنه های گمراه کننده پناه ببرد که خداوند سبحان فرموده است: «و بدانید که همانا اموال و اولاد شما فتنه اند.» و معنی آن این است که خداوند سبحان بندگان خویش را با اموال و اولاد می آزماید تا ناخشنود و خشنود از روزی او را روشن سازد، هر چند که خداوند از خود بندگان به ایشان داناتر است ولی برای اینکه کارهایی را که سزاوار پاداش است از کارهایی که سزاوار عقاب است آشکار فرماید، که برخی فرزند پسر را دوست دارند و دختر را ناخوش می دارند و برخی افزایش مال را دوست می دارند و کاهش آن و دگرگونی آن را خوش نمی دارند.
سید رضی که خدای متعال رحمتش فرماید می گوید: و این از تفسیرهای شگفتی است که از آن حضرت علیه السّلام شنیده شده است.
فتنه کلمه مشترکی است که گاه بر گرفتاری و بلایی که به انسان می رسد اطلاق می شود، چنانکه می گویی زید مفتون است و مقصود این است که سوگی به او رسیده و مال یا عقل او را از میان برده است. خداوند متعال می فرماید «إِنَّ الَّذینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ» یعنی کسانی که زنان و مردان مسلمان را در مکه شکنجه می دادند تا از اسلام برگردند. گاهی هم این کلمه به آزمون و سنجش معنی می شود، می گویند طلا را مفتون کردم یعنی در کوره نهادم که عیار آن را روشن سازم و دینار مفتون یعنی دینار سره. گاه این کلمه به سوزاندن اطلاق می شود چنانکه خداوند متعال می فرماید: «روزی
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 7، ص308
که آنان در آتش مفتون می شوند» و در مورد نقره هم گفته می شود یعنی نقره آتش دیده. به زمین سنگلاخ هم فتین گفته می شود، یعنی گویی سنگهای آن را در کوره نهاده اند. گاهی هم بر ضلالت و گمراهی اطلاق می شود و گفته می شود مرد فاتن و مفتن یعنی گمراه از حق و خداوند متعال فرموده است: « ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ بفاتِنِینَ» یعنی گمراهان، و هر کس بگوید خدایا من به تو از فتنه پناه می برم و منظورش گمراهی و بلا و سوختن در آتش باشد جایز است، ولی اگر منظور امتحان و سنجش باشد جایز نیست که خداوند متعال بر مصلحت داناتر است. حق اوست که بندگان را بیازماید نه از این جهت که خود احوال ایشان را بداند بلکه برای اینکه برخی از بندگانش حال برخی دیگر را بدانند، و به عقیده من معنی اصلی کلمه فتنه همان آزمون و سنجش است و معانی دیگر معانی بعدی است و اگر دقت کنی درستی این را خواهی دانست.