[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): لَا غِنَی کَالْعَقْلِ، وَ لَا فَقْرَ کَالْجَهْلِ، وَ لَا مِیرَاثَ کَالْأَدَب، وَ لَا ظَهِیرَ کَالْمُشَاوَرَةِ.[/hadith]

امام (ع) فرمود: «لَا غِنَی کَالْعَقْلِ وَ لَا فَقْرَ کَالْجَهْلِ- وَ لَا مِیرَاثَ کَالْأَدَب وَ لَا ظَهِیرَ کَالْمُشَاوَرَةِ»:

1-  هیچ توانگرایی مانند خردمندی نیست، چون در سخنان پیش گذشت که آن بی نیازترین بی نیازی است و هیچ بی نیازی چون آن نیست.

2-  هیچ تنگدستی چون نادانی نیست و این نیز بدان جهت است که قبلا گذشت که بزرگترین بیچارگی نادانی است. مقصود از جهل در این جا چیزی است که مقابل عقل بالملکه است. یعنی حماقت و یا چیزی که ملازم آن است.

3-  هیچ میراثی مانند ادب نیست، ادب عبارت است از آراستگی به اخلاق پسندیده، و این از هر ارثیه ای -مال و اندوخته- بهتر است.

4-  هیچ پشتوانه ای همچون مشورت وجود ندارد. نتیجه مشورت بیشتر وقتها، اندیشه درست در کار مورد نظر انسان است، و اندیشه درست در تدبیر امور، سودمندتر از قدرت و افراد زیاد است چنان که ابو الطّیّب می گوید: اندیشه، مقدم بر دلاوری دلیران است... مسلما در میان چیزهایی که انسان برای به دست آوردن مصالح امور از آنها استمداد می کند چیزی بهتر از مشورت وجود ندارد.