[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): السَّخَاءُ مَا کَانَ ابْتِدَاءً؛ [فَإِذَا] فَأَمَّا مَا کَانَ عَنْ مَسْأَلَةٍ، فَحَیَاءٌ وَ تَذَمُّمٌ.[/hadith]

سخاوت واقعی:

امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه به نکته دقیق و آموزنده ای اشاره کرده، می فرماید: «سخاوت آن است که ابتدایی (و بدون درخواست) باشد; اما آنچه در برابر تقاضا داده می شود یا از روی حیاست و یا برای فرار از مذمّت»; (السَّخَاءُ مَا کَانَ ابْتِدَاءً، فَأَمَّا مَا کَانَ عَنْ مَسْأَلَة فَحَیَاءٌ وَتَذَمُّمٌ).

سخاوت را این گونه تفسیر کرده اند: حالت و فضیلتی درونی است که انسان را به بذل مال به مستحقان و نیازمندان بدون عوض وا می دارد.

بر این اساس اگر کسی درخواستی کند و از آبروی خود به وسیله درخواست مایه بگذارد، آنچه سخاوتمندانه می بخشد در واقع عوض آبروی اوست و به راحتی نمی توان نام آن را سخاوت گذاشت و نیز بخشش که پس از درخواست صورت می گیرد ممکن است بدین سبب باشد که اگر بخشش نکند، درخواست کننده و یا مردمی که از آن آگاهی می یابند او را نکوهش و مذمت کنند، بنابراین بخشش در برابر نجات از مذمت مردم واقع شده است و بدون عوض نیست و به تعبیر عموم مردم برای رودربایستی است. بنابراین سخاوت خالص و حقیقی آن است که انسان پس از آگاهی بر نیازمندی افراد آبرومند، در حل مشکل آنها به صورت پنهانی بکوشد و نیازی به سؤال نباشد.

قرآن مجید در سوره «بقره» هنگامی که سخن از اهمیت انفاق و آثار و برکات آن به میان می آورد بر انفاق به کسانی تأکید می کند که روی سؤال ندارند و به دلیل عفت و مناعت طبع مردم آنها را در زمره اغنیا می دانند، می فرماید: (یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بسیمَاهُمْ لاَ یَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا).(1)

درباره اهمیت سخاوت در آیات قرآن و روایات اسلامی بحث های زیادی آمده است از جمله در حدیثی از پیغمبر اسلام(صلی الله علیه وآله)می خوانیم: «السَّخاءُ خُلْقُ اللّهِ الاْعْظَمِ; سخاوت صفت بزرگ خداست».(2)

در حدیث دیگری از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: «السَّخَاءُ مِنْ أَخْلاَقِ الاَْنْبیَاءِ وَهُوَ عِمَادُ الاِْیمَانِ وَلاَ یَکُونُ مُؤْمِنٌ إِلاَّ سَخِیّاً; سخاوت از اخلاق پیامبران و ستون ایمان است و هیچ مؤمنی نیست مگر این که صاحب سخاوت است».(3)

بی شک، سخاوت هر قدر بیشتر و در مورد مناسبت تر و بدون هیچ گونه عوض مادی و معنوی و کاملاً به صورت ابتدایی باشد پرارزش تر است.

این سخن را با حدیثی از کتاب کافی از امام صادق(علیه السلام) پایان می دهیم، فرمود: گروهی از یمن خدمت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) آمدند و میان آنها مردی بود در مکالمه با پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) درشت گو و سرسخت تا آنجا که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) خشمگین شد و از شدت غضب عرق در پیشانی او آشکار گشت و چهره در هم کشید و چشم از او برداشت و به زمین نگاه کرد. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: پرورگارت به تو درود می فرستد و می گوید: این مرد سخاوتمندی است که پیوسته اطعام می کند. خشم پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرو نشست سر را بلند کرد و فرمود: اگر جبرئیل از سوی خداوند متعال به من خبر نداده بود که تو مرد سخاوتمندی هستی و پیوسته اطعام طعام می کنی تو را طرد می کردم تا عبرتی برای دیگران باشی. آن مرد گفت: آیا پروردگار تو سخاوت را دوست دارد؟ پیامبر فرمود: آری. آن مرد شهادتین بر زبان جاری کرد و مسلمان شد و گفت: به خداوندی که تو را به حق مبعوث کرده هرگز کسی را از مالم محروم نساختم(4). (5)


پی نوشت:

 (1). بقره، آیه 273.

(2). کنز العمال، مطابق نقل میزان الحکمه، ماده سخاء.

(3). بحارالانوار، ج 68، ص 355، ح 17.

(4). کافی، ج 4، ص 39، ح 5.

(5). سند گفتار حکیمانه: صاحب مصادر نهج البلاغه می گوید: در تاریخ ابن عساکر این چنین آمده است: به امام عرض کردند: «ما السخاء؟; سخاوت چیست؟» در پاسخ فرمود: «ما کانَ عَنْهُ إبْتِداءً وَ أمّا ما کانَ عَنْ مَسْألَة فَحَیاءٌ وَتَکرُّمٌ» این سخن را سیوطی در تاریخ الخلفاء از ابن عساکر نقل کرده است. این تفاوت تعبیر با آنچه در نهج البلاغه آمده نشان می دهد که ابن عساکر منبعی غیر از نهج البلاغه در اختیار داشته است. همچنین این کلام حکمت آمیز در کتاب أدب الدین و الدنیا مارودی و در کتاب روض الاخیار با تفاوتی که نشان دهنده تعدد منبع است ذکر شده است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 49).