[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): مَا لِابْنِ آدَمَ وَ الْفَخْرِ؟! أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ وَ آخِرُهُ جِیفَةٌ، وَ لَا یَرْزُقُ نَفْسَهُ وَ لَا یَدْفَعُ حَتْفَهُ.[/hadith]
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 8، ص266
ما لابن آدم و الفخر اوّله نطفة، و آخره جیفة. لا یرزق نفسه، و لا یدفع حتفه. «آدمی زاده را با بزرگی جستن چه کار است که آغازش نطفه و فرجامش مردار است، نه می تواند خود را روزی دهد و نه می تواند مرگ خود را باز دارد.»
سخن ما درباره فخر پیش از این گذشت و شعری را که از این کلام گرفته و سروده شده است آوردیم که مضمون آن چنین است: چرا آن کسی که آغازش نطفه و فرجامش مردار است به خود ببالد، شب را به صبح می آورد در حالی که نمی تواند آنچه را آرزومند است مقدم بدارد و از آنچه می ترسد آن را به تأخیر اندازد.