[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): لَوْ ضَرَبْتُ خَیْشُومَ الْمُؤْمِنِ بسَیْفِی هَذَا عَلَی أَنْ یُبْغِضَنِی مَا أَبْغَضَنِی، وَ لَوْ صَبَبْتُ الدُّنْیَا بجَمَّاتِهَا عَلَی الْمُنَافِقِ عَلَی أَنْ یُحِبَّنِی مَا أَحَبَّنِی؛ وَ ذَلِکَ أَنَّهُ قُضِیَ، فَانْقَضَی عَلَی لِسَانِ النَّبیِّ الْأُمِّیِّ (صلی الله علیه وآله) أَنَّهُ قَالَ: "یَا عَلِیُّ لَا یُبْغِضُکَ مُؤْمِنٌ وَ لَا یُحِبُّکَ مُنَافِقٌ".[/hadith]
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 7، ص265
و قال علیه السّلام: «لو ضربت خیشوم المؤمن بسیفی هذا علی ان یبغضنی ما ابغضنی، و لو صببت الدنیا بجمّاتها علی المنافق علی ان یحبنی ما احبّنی، و ذلک انّه قضی فانقضی علی لسان النبیّ الامیّ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم انه قال: «یا علی لا یبغضک مومن، و لا یحبّک منافق» «اگر با این شمشیر خود بر بینی مؤمن زنم تا مرا دشمن بدارد، مرا دشمن نخواهد داشت و اگر همه جهان را بر منافق فرو ریزم که مرا دوست بدارد، دوستم نخواهد داشت و این بدان سبب است که قضا جاری شد و بر زبان پیامبر امّی صلّی اللّه علیه و آله و سلّم گذشت که فرمود: ای علی مؤمن تو را دشمن نمی دارد و منافق تو را دوست نمی دارد.»
مراد علی علیه السّلام از بیان این فصل یاد آوری مطالبی است که پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در مورد او فرموده است که «تو را مؤمن دشمن نمی دارد و منافق دوست نمی دارد»، و این سخن حقی است که ایمان و دشمن داشتن علی علیه السّلام با یکدیگر جمع نمی شود، زیرا دشمن داشتن علی علیه السّلام گناه کبیره است و کسی که مرتکب گناه کبیره می شود در نظر و عقیده ما، مسلمان نامیده نمی شود. منافق هم کسی است که تظاهر به اسلام می کند و در باطن کافر است، و کافر نمی تواند به اعتقاد خود علی را دوست بدارد زیرا مقصود از این خبر، محبت دینی است و کسی که معتقد به اسلام نباشد نمی تواند هیچ کس از اهل اسلام را به سبب مسلمانی دوست بدارد تا چه رسد در مورد علی علیه السّلام آن هم با توجه به جهاد او در راه دین. بنابر این، این سخن حق است و در کتابهای صحاح به صورتی دیگر نقل شده است که چنین است: «کسی جز مؤمن تو را دوست نمی دارد و کسی جز منافق تو را دشمن نمی دارد.»، و ما در مباحث گذشته این کلمه را شرح دادیم.