[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): أَلَا وَ إِنَّ مِنَ الْبَلَاءِ الْفَاقَةَ، وَ أَشَدُّ مِنَ الْفَاقَةِ مَرَضُ الْبَدَنِ، وَ أَشَدُّ مِنْ مَرَضِ الْبَدَنِ مَرَضُ الْقَلْب؛ أَلَا وَ إِنَّ مِنْ صِحَّةِ الْبَدَنِ تَقْوَی الْقَلْب.[/hadith]
بدترین بلاها:
امام(علیه السلام) در این گفتار نورانی در چهار جمله به چهار نکته مهم اشاره می کند. در جمله های سه گانه نخست اشاره به سه بلا کرده که یکی از دیگری شدیدتر و رنج آورتر است. نخست می فرماید: «آگاه باشید که فقر و تنگدستی یکی از بلاهاست»; (ألاَ وَإِنَّ مِنَ الْبَلاَءِ الْفَاقَةَ).
در حکمت 163 نیز فقر به عنوان «الموت الاکبر; مرگ بزرگ تر» معرفی شده است. در حدیث دیگری از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) آمده است: «الْفَقْرُ سَوَادُ الْوَجْهِ فِی الدَّارَینِ; فقر مایه روسیاهی در دنیا و آخرت است».[1] دلیل آن هم روشن است; شخصی که گرفتار فقر و تنگدستی می شود چه بسا آلوده گناهان زیادی ازقبیل سرقت و خیانت و تقلب و مانند آن می گردد. ازنظر معنوی، فقر، انسان را به ناشکری و ناسپاسی در برابر پروردگار و جزع و فزع وامی دارد و به این ترتیب، هم از خدا دور می شود و هم از خلق خدا. به همین دلیل در اسلام دستورهای فراوانی برای مبارزه با فقر داده شده است چراکه دعوت به فضایل اخلاقی و ایمان و اعتقاد صحیح به هنگام بی نیازی، بسیار آسان تر است. البته نمی توان انکار کرد که گروهی از اولیاء الله هستند که گرفتار فقرند و در عین حال شاکرند و صابرند و در مسیر حق گام برمی دارند.
آنگاه امام(علیه السلام) در جمله دوم اشاره به چیزی که بدتر از فقر است می کند، می فرماید: «بدتر از فقر، بیماری بدن است»; «وَ أَشَدُّ مِنَ الْفَاقَةِ مَرَضُ الْبَدَنِ».
به یقین، غالب افراد اگر زندگانی فقیرانه ای داشته باشند ولی تندرست باشند آن را بر غنای توأم با بیماری و بیزاری از همه چیز، ترجیح می دهند. انسان بیمار که ملازم و حلیف بستر است چه بهره ای می تواند از غنا و ثروت خود ببرد جز این که ببیند و حسرت بخورد. بسیارند کسانی که حاضرند تمام ثروت خود را بدهند تا از بستر بیماری برخیزند. اساساً همان گونه که اشاره کردیم ثروتمند بیمار نه تنها از ثروت خود بهره ای نمی برد بلکه زجر هم می کشد چون می بیند دیگران از ثروت او بهره مند می شوند و او محروم است.
سپس امام(علیه السلام) به بلایی که از آن هم بدتر است اشاره کرده، می فرماید: «و بدتر از بیماری بدن، بیماری قلب است»; (وَ أَشَدُّ مِنْ مَرَضِ الْبَدَنِ مَرَضُ الْقَلْب).
روشن است که منظور از قلب در این جا آن عضوی که وسیله خون رسانی به تمام بدن است نمی باشد بلکه قلب به معنای روح و جان آدمی است و در لغت، یکی از معانی آن نیز همین معنا ذکر شده است. افراد بیماردل کسانی هستند که یا ازنظر اعتقادی گرفتار انحرافات مختلفی شده اند و یا ازنظر اخلاقی آلوده به انواع رذایل گشته اند مانند بخل و حسد و کینه توزی و شهوت پرستی و ... . معلوم است که بیماری تن در دنیا انسان را آزار می دهد ولی بیماری قلب و روح، هم در دنیا انسان را آزار می دهد و هم مایه بدبختی او در سرای دیگر است و به همین دلیل بیماری روح و قلب از همه آنچه قبلا ذکر شد بدتر می باشد.
در آخرین جمله از این کلام نورانی، امام(علیه السلام) می فرماید: «آگاه باشید که به سبب صحت بدن تقوای قلب حاصل می شود»; (ألاَ وَ إِنَّ مِنْ صِحَّةِ الْبَدَنِ تَقْوَی الْقَلْب).
اشاره به این که عقل سالم و اخلاق خوب از سلامت جسم سرچشمه می گیرد یا به تعبیر دیگر انسانی که ازنظر جسمی سالم نباشد زمینه های بی تقوایی ممکن است در وی حاصل شود.
ولی باید توجه داشت که این جمله به این صورت در تمام نسخه های اصلی نهج البلاغه که به دست ما رسیده، نیامده است بلکه در همه نسخه های معروف به این صورت نقل شده است: «وَأَفْضَلُ مِنْ صِحَّةِ الْبَدَنِ تَقْوَی الْقَلْب; بهتر از صحت بدن تقوای قلب است». به این ترتیب جمله مزبور هماهنگ با جمله های قبل از آن می شود که امام(علیه السلام) درباره اهمیت تقوای الهی و فضایل اخلاقی و برتری آن بر مال و ثروت و سلامت تن بیان فرموده است. در حالی که جمله مزبور به صورت اول هیچ هماهنگی ای با جمله های قبل ندارد و بعید نیست که صبحی صالح که این نسخه را انتخاب کرده اشتباه نموده باشد.
مرحوم علامه مجلسی نیز در بحارالانوار به نقل از نهج البلاغه جمله مزبور را به صورت دوم آورده است که نشان می دهد نسخه نهج البلاغه ای که نزد ایشان بوده به همین صورت بوده است.[2] در نهج البلاغه ای که اخیراً از طرف سازمان اوقاف جمهوری اسلامی منتشر شده و در مقدمه آن تصریح شده که در تحقیق عبارات نهج البلاغه به چهار نسخه قدیمی موجود در کتابخانه های مهم مربوط به زمانی که نزدیک به زمان مرحوم سید رضی بوده اعتماد شده است نیز جمله بالا به صورت دوم یعنی «وَأَفْضَلُ مِنْ صِحَّةِ الْبَدَنِ تَقْوَی الْقَلْب» آمده است. بنابراین احتمال اشتباه صبحی صالح بسیار قوی به نظر می رسد. به خصوص این که در مصادر نهج البلاغه نیز به همین صورت دوم ذکر شده است.
در ضمن، از کلام مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار و کسانی که عبارت نهج البلاغه را به صورت دوم آورده اند استفاده می شود که منشأ اشتباه صبحی صالح حذف بعضی از جمله های گفتار حکیمانه مورد بحث است و در اصل چنین بوده است: «أَلاَ وَ إِنَّ «مِنَ النِّعَمِ سَعَةَ الْمَالِ وَ أَفْضَلُ مِنْ سَعَةِ الْمَالِ صِحَّةُ الْبَدَنِ وَ أَفْضَل» مِنْ صِحَّةِ الْبَدَنِ تَقْوَی الْقَلْب; آگاه باشید که یکی از نعمت های مهم الهی وسعت مال است و از وسعت مال برتر صحت بدن است و از صحت بدن برتر تقوای قلب است».
در واقع امام(علیه السلام) در مقابل سه جمله اول که اشاره به فقر و بیماری جسمانی و بیماری قلب فرموده و یکی را از دیگری بدتر شمرده، در این عبارت به نقطه های مقابل آن اشاره کرده (ثروت و مال و صحت بدن و صحت قلب) و هر کدام را از مورد قبلی بالاتر شمرده است.[3]
پی نوشت:
[1]. بحارالانوار، ج 69، ص 30.
[2]. بحارالانوار، ج 78، ص 175، ح 12.
[3]. سند گفتار حکیمانه: این کلام حکیمانه ـ به گفته مرحوم خطیب در مصادر ـ جزء وصایای امیرمؤمنان علی(علیه السلام) به فرزندش امام حسن(علیه السلام) است که مرحوم شیخ طوسی در کتاب امالی خود به صورت مسند از آن حضرت با اضافات فراوانی نقل کرده است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 281). اضافه می کنیم که مرحوم ابن شعبه حرانی آن را در کتاب تحف العقول با اضافاتی نقل کرده است (تحف العقول، ص 203) نیز در غررالحکم با تفاوتی آمده که نشان می دهد از منابع دیگری گرفته شده است. (غررالحکم، ح 8219)