[hadith]وَ فِی کَلَامٍ آخَرَ لَهُ (علیه السلام) یَجْرِی هَذَا الْمَجْرَی:
فَمِنْهُمُ الْمُنْکِرُ لِلْمُنْکَرِ بیَدهِ وَ لِسَانِهِ وَ قَلْبهِ، فَذَلِکَ الْمُسْتَکْمِلُ لِخِصَالِ الْخَیْرِ؛ وَ مِنْهُمُ الْمُنْکِرُ بلِسَانِهِ وَ قَلْبهِ وَ التَّارِکُ بیَدهِ، فَذَلِکَ مُتَمَسِّکٌ بخَصْلَتَیْنِ مِنْ خِصَالِ الْخَیْرِ وَ مُضَیِّعٌ خَصْلَةً؛ وَ مِنْهُمُ الْمُنْکِرُ بقَلْبهِ وَ التَّارِکُ بیَدهِ وَ لِسَانِهِ، فَذَلِکَ الَّذی ضَیَّعَ أَشْرَفَ الْخَصْلَتَیْنِ مِنَ الثَّلَاثِ وَ تَمَسَّکَ بوَاحِدَةٍ؛ وَ مِنْهُمْ تَارِکٌ لِإِنْکَارِ الْمُنْکَرِ بلِسَانِهِ وَ قَلْبهِ وَ یَدهِ، فَذَلِکَ مَیِّتُ الْأَحْیَاءِ.
وَ مَا أَعْمَالُ الْبرِّ کُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِی سَبیلِ اللَّهِ، عِنْدَ الْأَمْرِ بالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنْ الْمُنْکَرِ، إِلَّا کَنَفْثَةٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ؛ وَ إِنَّ الْأَمْرَ بالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ، لَا یُقَرِّبَانِ مِنْ أَجَلٍ وَ لَا یَنْقُصَانِ مِنْ رِزْقٍ؛ وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِکَ کُلِّهِ کَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ.[/hadith]
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 8، ص129
و قال علیه السّلام فی کلام له غیر هذا یجری هذا لمجری: فمنهم المنکر للمنکر بیده و لسانه و قلبه، فذلک المستکمل لخصال الخیر، و منهم المنکر بلسانه و قلبه و التارک بیده، فذلک متسمک بخصلتین من خصال الخیر و مضیّع خصلة، و منهم المنکر بقلبه، و التارک بیده و لسانه، فذاک الذی ضیّع اشرف الخصلتین من الثلاث، و تمسک بواحدة، و منهم تارک لإنکار المنکر بلسانه و قلبه و یده، فذلک میت الاحیاء، و ما اعمال البرّ کلّها و الجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف و النهی عن المنکر الّا کنفثة فی بحر لجّیّ، و انّ الامر بالمعروف و النهی عن المنکر لا یقرّبان من اجل، و لا ینقصان من رزق، و افضل من ذلک کلّه کلمة عدل عند امام جائر.
«و آن حضرت در گفتار دیگری که در همین زمینه است، چنین فرموده است: برخی از مردم کار ناپسند را با دست و دل و زبان خود ناپسند می دارند، چنین کسی خصلتهای پسندیده را به کمال رساننده است، و برخی از ایشان با زبان و دل آن را ناپسند می شمرند ولی با دست اقدامی نمی کنند، چنین کسی دو خصلت از خصال خیر را گرفته است و یک خصلت را تباه ساخته است، برخی آن را با دل خویش ناپسند می شمرد و دست و زبان را به کار نمی برد، چنین کسی دو خصلتی را که شریف تر است از آن سه خصلت رها کرده است و فقط به یک خصلت پرداخته است، برخی آن را با دل و دست و زبان رها ساخته است، چنین کسی مرده زندگان است. تمام کارهای خیر و جهاد در راه خدا در قبال امر به معروف و نهی از منکر چون دمیدنی است بر دریای پهناور موج انگیز، و همانا که امر به معروف و نهی از منکر نه مرگ را نزدیک می سازد و نه روزی را می کاهد و برتر از همه اینها سخن عدالت است که پیش روی حاکم ستمگر گفته شود.»
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 8، ص130
ابن ابی الحدید ضمن توضیح پاره ای از لغات می گوید: پیش از این درباره امر به معروف و نهی از منکر که به نظر یاران معتزلی ما یکی از اصول پنجگانه است، سخن گفتیم و گفتن سخن عدل پیش حاکم ستمگر نظیر سخنانی است که از زید بن ارقم روایت شده است که چون سر امام حسین علیه السّلام را پیش عبید الله بن زیاد - و گفته شده است پیش یزید بن معاویه- آوردند و او دید که با چوبدستی خود به دندانهای پیشین آن حضرت می زند، گفت: هان بس کن و دست بردار که چه بسیار دیدم رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آنها را می بوسد.
ابن ابی الحدید سپس بحثی مفصل درباره بیان خلاصه اقوال معتزله در مورد امر به معروف و نهی از منکر ایراد کرده است که چون بحث کلامی و فقهی است و بر طبق نظر معتزله موضوع را بررسی کرده است، خارج از موضوع کار این بنده است.