[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): لَا شَرَفَ أَعْلَی مِنَ الْإِسْلَامِ، وَ لَا عِزَّ أَعَزُّ مِنَ التَّقْوَی، وَ لَا مَعْقِلَ أَحْسَنُ مِنَ الْوَرَعِ، وَ لَا شَفِیعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوْبَةِ، وَ لَا کَنْزَ أَغْنَی مِنَ الْقَنَاعَةِ، وَ لَا مَالَ أَذْهَبُ لِلْفَاقَةِ مِنَ الرِّضَی بالْقُوتِ، وَ مَنِ اقْتَصَرَ عَلَی بُلْغَةِ الْکَفَافِ فَقَد انْتَظَمَ الرَّاحَةَ وَ تَبَوَّأَ خَفْضَ الدَّعَةِ، وَ الرَّغْبَةُ مِفْتَاحُ النَّصَب وَ مَطِیَّةُ التَّعَب، وَ الْحِرْصُ وَ الْکِبْرُ وَ الْحَسَدُ دَوَاعٍ إِلَی التَّقَحُّمِ فِی الذُّنُوب، وَ الشَّرُّ جَامِعُ مَسَاوِئِ الْعُیُوب.[/hadith]
امام (ع) ده جمله فروده است: «لَا شَرَفَ أَعْلَی مِنَ الْإِسْلَامِ- وَ لَا عِزَّ أَعَزُّ مِنَ التَّقْوَی- وَ لَا مَعْقِلَ أَحْسَنُ مِنَ الْوَرَعِ- وَ لَا شَفِیعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوْبَةِ- وَ لَا کَنْزَ أَغْنَی مِنَ الْقَنَاعَةِ- وَ لَا مَالَ أَذْهَبُ لِلْفَاقَةِ مِنَ الرِّضَا بالْقُوتِ- وَ مَنِ اقْتَصَرَ عَلَی بُلْغَةِ الْکَفَافِ- فَقَد انْتَظَمَ الرَّاحَةَ وَ تَبَوَّأَ خَفْضَ الدَّعَةِ- وَ الرَّغْبَةُ مِفْتَاحُ النَّصَب وَ مَطِیَّةُ التَّعَب- وَ الْحِرْصُ وَ الْکِبْرُ وَ الْحَسَدُ- دَوَاعٍ إِلَی التَّقَحُّمِ فِی الذُّنُوب- وَ الشَّرُّ جَامِعُ مَسَاوِئِ الْعُیُوب»:
1- هیچ شرافت و بزرگی بالاتر از اسلام نیست، زیرا که لازمه اسلام شرافت دنیا و آخرت است.
2- هیچ عزّتی برتر از پرهیزگاری نیست، چون پرهیزگاری مستلزم همه صفات پسندیده ای است که عزّت دنیا و آخرت را به همراه دارند، پس این عزّت بالاترین عزّتهاست.
3- و هیچ پناهگاهی محکمتر از پارسایی نیست. کلمه «المعقل» (پناهگاه) را به اعتبار نگهبانی انسان بدان وسیله از عذاب خدا، استعاره آورده است. و چون پارسایی همان پایبند بودن به کارهای نیک است، پس هیچ پناهگاهی استوارتر از آن نیست.
4- هیچ شفیعی سودمندتر از توبه نیست. توضیح آن که لازمه توبه کردن، گذشت قطعی از کیفر توبه کننده است در صورتی که در شفاعت دیگر واسطه ها نتیجه قطعی نیست. لفظ شفیع استعاره از توبه آورده شده است.
5- هیچ گنجی بی نیاز کننده تر از قناعت نیست، از آن رو که قناعت فضیلتی است که لازمه اش آرامش نفس و رضایت به آن چیزی است که نصیبش شده و بی نیازی از دیگر چیزهاست. در صورتی که هیچ یک از گنجهای دیگر دنیا چنین نیستند. لفظ «کنز» استعاره است.
6- هیچ ثروتی برای پیشگیری از فقر مؤثرتر از تن دادن به روزی نیست، و این جمله نظیر جمله قبلی است.
7- هر کس بر آنچه روزی وی شده، بسنده کند، به آسایش رسیده، یعنی از غم دنیا خواهی و جذب شدن به اهل دنیا آسوده شده است، و در آرامش فرود آمده، یعنی بستر آرامش را پناه و مرجع خود قرار داده است.
8- دلبستگی به دنیا کلید رنج و مرکب گرفتاری است، لفظ: «رغبة» را برای علاقه به دنیا و لفظ مفتاح را از جهت بازگشودن در رنج برای علاقه مند به دنیا، استعاره آورده است، و همچنین لفظ مطیّة را به اعتبار این که لازمه دنیاخواهی رنج است همان طوری که مرکب سرکش، راکب خود را رنج می دهد، استعاره آورده است.
9- حرص، گردنفرازی و حسد انگیزه های آلوده شدن به گناهانند.
«التقحّم» یعنی: با سرعت وارد شدن، پس حرص به دنیا باعث ظلم، دروغ، فساد، ترس، بخل و نظایر آن از رذایل است، و کبر و گردنفرازی انگیزه بی انصافی و تواضع نکردن، خودخواهی، بی باکی و عدم بردباری و نظایر آنهاست، و حسد نیز باعث ظلم، دروغ، فساد در زمین و دیگر گناهان است.
10- بدکاری جامع تمام عیبهای زشت است، کلمه «شرّ» کلّی است به منزله جنس عیبها و زشتیها، زیرا که بر تمام آنها صادق است که بگویند شر است و معنای جامع بودن همه عیبها همین است.