[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام) لِبَعْضِ أَصْحَابهِ: لَا تَجْعَلَنَّ أَکْثَرَ شُغُلِکَ بأَهْلِکَ وَ وَلَدکَ؛ فَإِنْ یَکُنْ أَهْلُکَ وَ وَلَدُکَ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ، فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَوْلِیَاءَهُ؛ وَ إِنْ یَکُونُوا أَعْدَاءَ اللَّهِ، فَمَا هَمُّکَ وَ شُغُلُکَ بأَعْدَاءِ اللَّهِ.[/hadith]
زیاد خود را اسیر آنها مکن:
امام علیه السلام در این گفتار حکیمانه برای جلوگیری از حرص حریصان ودنیاپرستی دنیاپرستان که علاقه شدیدی به زن و فرزند خویش دارند به یکی از یاران خود چنین فرمود: «بیشترین دلمشغولی خود را به خانواده و فرزندان (وتأمین زندگی آنها) اختصاص مده، زیرا اگر آنها از دوستان خدا باشند خدا دوستان خود را تنها نمی گذارد و اگر از دشمنان خدا هستند چرا همّ خود را صرف دشمنان خدا می کنی؟!»؛ (لاَ تَجْعَلَنَّ أَکْثَرَ شُغْلِکَ بأَهْلِکَ وَوَلَدکَ: فَإِنْ یَکُنْ أَهْلُکَ وَوَلَدُکَ أَوْلِیَاءَ اللّهِ، فَإِنَّ آللّهَ لاَ یُضِیعُ أَوْلِیَاءَهُ، وَإِنْ یَکُونُوا أَعْدَاءَ اللّهِ، فَمَا هَمُّکَ وَشُغْلُکَ بأَعْدَاءِ اللّهِ؟!).
بعید نیست مخاطب امام علیه السلام فردی باشد که پیوسته به دنبال گردآوری مال وثروت و تأمین زندگی امروز و فردای فرزندان خود بوده و به وظایف دیگر خویش اهمیتی نمی داده است، لذا امام علیه السلام با این تقسیم دوگانه ای که بیان فرموده او را از این کار بازمی دارد و به او توصیه می کند که بیش از حد در این راه تلاش مکن و به فکر خویشتن و زندگی سرای دیگر نیز باش. روشن است که از دو حال بیرون نیست: یا زن و فرزند انسان از دوستان خدا هستند و تکیه بر لطف پروردگار دارند و خدا هم آنها را محروم نمی سازد. قرآن مجید می فرماید: «(أَلَیْسَ اللهُ بکَافٍ عَبْدَهُ)؛ آیا خداوند برای (نجات و دفاع از) بنده اش کافی نیست؟!».
در جای دیگر می فرماید: «(وَمَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَّهُ مَخْرَجآ * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَحْتَسبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ)؛ و هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند، و او را از جایی که گمان ندارد روزی می دهد؛ و هرکس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را خواهد کرد (و کارش را سامان می بخشد)».
اگر همسر و فرزند انسان در صف دشمنان خدا باشند چرا انسان تمام وقت وفکر خود را صرف تأمین زندگی آینده آنها کند؟ متأسفانه بسیارند کسانی که به سبب عواطف افراطی حتی وسایل و ابزار گناه فرزندان خود را فراهم می سازند و از این طریق در گناه آنها شریک می شوند واز آن بدتر اینکه گاه این عواطف افراطی سبب می شود که در کسب مال نیز ملاحظه حلال و حرام نکنند و از هر راه ممکن به جمع مال بپردازند. در اینگونه موارد اگر فرزند، صالح باشد و خبر از کار پدر نداشته باشد تصرفات او بعد از مرگ پدر در آن اموال شرعآ مجاز است؛ لذتش را او می برد وعقوبتش را پدر می کشد.
در حدیثی که علامه مجلسی؛ در بحارالانوار آورده می خوانیم که یکی از دوستان امیرمومنان علیه السلام از او تقاضای مالی کرد. حضرت فرمود: بگذار سهم خود را از بیت المال دریافت دارم، با تو تقسیم می کنم. عرض کرد: این مقدار برای من کافی نیست (و چون مرد دنیاپرستی بود و از بذل و بخشش بی حساب و کتاب معاویه خبر داشت) به سوی معاویه رفت. معاویه مال فراوانی به او داد. او نامه ای برای امیرمومنان علی علیه السلام نوشت و حضرت را از این ماجرا باخبر ساخت. (در واقع می خواست بگوید: شما به تقاضای من ترتیب اثر ندادید، دشمن شما انجام داد) امام علیه السلام در پاسخ نامه او چنین مرقوم فرمود: اما بعد از حمد و ثنای الهی، مالی که در دست توست پیش از آن در دست دیگران بوده و بعد از تو نیز به دست دیگران می رسد. چیزی نصیب تو می شود که برای آخرت خود ذخیره کرده باشی. تو باید خود را بر نیازمندترین فرزندان خود مقدم داری. سپس فرمود: «فَإِنَّمَا أَنْتَ جَامِعٌ لاَِحَد رَجُلَینِ إِمَّا رَجُلٍ عَمِلَ فِیهِ بطَاعَةِ اللَّهِ فَسَعِدَ بمَا شَقِیتَ وَإِمَّا رَجُلٍ عَمِلَ فِیهِ بمَعْصِیةِ اللَّهِ فَشَقِی بمَا جَمَعْتَ لَهُ وَلَیسَ مِنْ هَذَینِ أَحَدٌ بأَهْلٍ أَنْ تُوْثِرَهُ عَلَی نَفْسکَ...؛ زیرا تو برای یکی از دو کس اموال را جمع می کنی (و بعد از خود می گذاری) یا کسی که با آن به اطاعت خدا می پردازد در این صورت او سعادتمند شده و تو محروم و بدبخت، و یا کسی است که با آن معصیت الهی می کند و او با اموالی که تو جمع کرده ای شقاوتمند می شود. هیچیک از این دو صلاحیت ندارند که او را بر خود مقدم داری...».
مفهوم این سخن این نیست که انسان به فکر تأمین زندگی همسر و فرزندان خود نباشد، بلکه این گفته ناظر به حال کسانی است که همه همّ و غم خود را صرف این کار می کنند و از هر طریقی که امکان داشته باشد به جمع مال و ذخیره کردن برای همسر و فرزند می پردازند و چه بسیارند کسانی که در اواخر عمر خود به اشتباه خویش پی می برند و می بینند فرزندان آنها اموالشان را میان خود تقسیم می کنند و اعتنایی به پدر و نیازهای او ندارند و گاهی دیده شده که پدر را از خانه خود نیز بیرون می اندازند و در این حال سخت ترین شکنجه های روحی نصیب چنین کسانی می شود که اموال را برای چنان کسانی جمع آوری کرده اند.
در کتاب البیان و التبیین نوشته «جاحظ» چنین آمده است که «عبدالله عتبة بن مسعود» زمینی داشت که آن را به هشتاد هزار (درهم) فروخت (تا در کار خیری مصرف کند). به او گفتند: خوب بود بخشی از این مال را برای فرزندانت ذخیره می کردی. او در پاسخ چنین گفت: من این مال را برای خودم نزد خدای متعال ذخیره کردم و خدای متعال را برای فرزندانم ذخیره قرار می دهم. یکی از شاعران فارسی زبان، کلام مولا را در این گفتار حکیمانه در شعرش چنین خلاصه کرده است:
فرزند، بنده ای است خدا را غمش مخور تو کیستی که به ز خدا بنده پروری
گر صالح است گنج سعادت برای اوست ور طالح است رنج زیادی چرا بری؟