[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام) لِابْنِهِ مُحَمَّد ابْنِ الْحَنَفِیَّةِ: یَا بُنَیَّ، إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکَ الْفَقْرَ، فَاسْتَعِذْ باللَّهِ مِنْهُ؛ فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدِّینِ، مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ، دَاعِیَةٌ لِلْمَقْتِ.[/hadith]

امام (ع) به فرزندش محمد حنفیه فرمود: «یَا بُنَیَّ إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکَ مِنَ الْفَقْرَ- فَاسْتَعِذْ باللَّهِ مِنْهُ- فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدِّینِ- مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ دَاعِیَةٌ لِلْمَقْتِ»:

امام (ع) پسرش را به پناه بردن بر خدا از تنگدستی امر کرده است به خاطر سه ناگواری که در تنگدستی وجود دارد: یا باعث کاهش در دین است، چون فکر مشغول تنگدستی می شود و نیروی بدن را از عبادت می گیرد و باعث سرگردانی عقل می شود، یعنی جای سردرگمی و حیرت عقل است و دلتنگی به دلیل بی چیزی امر واضحی است. و همچنین تنگدستی باعث دشمنی شخص با مردم می شود.

امام (ع) به وسیله قیاس مضمری وادار به استعاذه کرده است که صغرای قیاس: «فان الفقر...» و کبرای مقدّر آن نیز چنین است: و هر چه دارای آن شرایط باشد پناه بردن به خدا از شرّ آن واجب است.