[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام)، وَ قَدْ عَزَّی الْأَشْعَثَ بْنَ قَیْسٍ عَنِ ابْنٍ لَهُ:

یَا أَشْعَثُ، إِنْ تَحْزَنْ عَلَی ابْنِکَ فَقَد اسْتَحَقَّتْ مِنْکَ ذَلِکَ الرَّحِمُ، وَ إِنْ تَصْبرْ فَفِی اللَّهِ مِنْ کُلِّ مُصِیبَةٍ خَلَفٌ. یَا أَشْعَثُ إِنْ صَبَرْتَ جَرَی عَلَیْکَ الْقَدَرُ وَ أَنْتَ مَأْجُورٌ، وَ إِنْ جَزعْتَ جَرَی عَلَیْکَ الْقَدَرُ وَ أَنْتَ مَأْزُورٌ. یَا أَشْعَثُ ابْنُکَ سَرَّکَ وَ هُوَ بَلَاءٌ وَ فِتْنَةٌ، وَ حَزَنَکَ وَ هُوَ ثَوَابٌ وَ رَحْمَةٌ.[/hadith]

امام (ع) وقتی که اشعث بن قیس را به خاطر مرگ فرزندش تسلیت می داد فرمود: «یَا أَشْعَثُ إِنْ تَحْزَنْ عَلَی ابْنِکَ-  فَقَد اسْتَحَقَّتْ مِنْکَ ذَلِکَ الرَّحِمُ-  وَ إِنْ تَصْبرْ فَفِی اللَّهِ مِنْ کُلِّ مُصِیبَةٍ خَلَفٌ-  یَا أَشْعَثُ إِنْ صَبَرْتَ-  جَرَی عَلَیْکَ الْقَدَرُ وَ أَنْتَ مَأْجُورٌ-  وَ إِنْ جَزعْتَ جَرَی عَلَیْکَ الْقَدَرُ وَ أَنْتَ مَأْزُورٌ-  یَا أَشْعَثُ ابْنُکَ سَرَّکَ وَ هُوَ بَلَاءٌ وَ فِتْنَةٌ-  وَ حَزَنَکَ وَ هُوَ ثَوَابٌ وَ رَحْمَةٌ»:

امام (ع) نخست اندوه او را [در مصیبت فرزندش ] ستوده و بجا دانسته است زیرا سزاوار است که هر خویشاوندی در مصیبت خویش خود غمگین شود. و به دنبال آن، مطالبی را که دلیل بر زشتی بی تابی و غم است و صبر بر آن به جهاتی بهتر است به شرح زیر آورده است:

1-  عبارت: «و ان تصبر... خلف» که یک قضیه شرطیه متّصله است، صغرای قیاس مضمری است که کبرای مقدّر آن چنین است: و هر چه در پیشگاه خدا عوض داشته باشد صبر بر آن بهتر است. و نتیجه قیاس چنین می شود: اگر بر این مصیبت صبر کنی، صبر بهتر است.

2-  عبارت: ان «صبرت... و انت مأجور» یعنی: در برابر صبرت، پاداش می یابی. این جمله نیز صغرای قیاس مضمری است که کبرای مقدّرش می شود: و هر چه را که مقدّر شود شکیبایی بر آن اجر دارد، پس شکیبایی بر آن بهتر است.

3-  او را از بی تابی بر حذر داشته است، با این عبارت: و ان جزعت... مأزور

یعنی در بی تابی کردن، گنهکاری اصل مأزور، موزور بوده است، به خاطر این که با مأجور هم طراز باشد، با همزه استعمال شده است، و این جمله نیز قیاس مضمری است که کبرای مقدّرش چنین است: و هر که قدر بر او جاری شده، اگر بی تابی کند، گنهکار است و وارد آتش جهنّم می شود.

4-  عبارت: «سرّک و هو بلاء و فتنة» هشداری است نسبت به زیاده روی در شادی و سرور بر وجود فرزند. و دلیل بلا بودن آن، این است که زیاده روی در محبّت فرزند مستلزم خوی ناپسندی چون ترس از جهاد می باشد. از آن رو که مبادا از فرزندش جدا شود و مانند بخل، به سبب ترس از تنگدستی فرزند و توجه به آینده او، و مثل اندوه و غم در باره بیماریها و حوادث برای او، همان طوری که پیامبر (ص) فرموده است: فرزند باعث غم، ترس و بخل است. و همچنین کینه و دشمنی با فرزند که باعث عاق کردن و قطع رحم و محروم داشتن او از مال و ثروت می شود پس سزاوار است که خداوند پدر را به وسیله فرزند بیازماید و از وی بخواهد که نسبت به فرزندش به عدالت رفتار کند.

«واو» در و هو حالیه است و جمله، صغرای قیاس مضمری است که کبرای مقدّر آن چنین است: و هر چه این طور باشد، سزاوار است که بر شادی از دست رفته آن تأسف نخورند.

5-  عبارت: «و حزنک...» هشداری نسبت به اندوه در مصیبت است به دلیل آن که لازمه ترک اندوه، صبر بر مصیبت است که اجر و رحمت خدا را در پی دارد، و این عبارت مقدمه صغرای قیاس مضمری است که کبرای مقدر آن چنین است: و هر صبری بر اندوه، خود اجر و رحمتی در پی دارد، پس سزاوار است که بر این اندوه صبر کنند.