[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): مَا قَالَ النَّاسُ لِشَیْءٍ طُوبَی لَهُ، إِلَّا وَ قَدْ خَبَأَ لَهُ الدَّهْرُ یَوْمَ سَوْءٍ.[/hadith]
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 8، ص77
ما قال الناس لشیء: طوبی له الا و قد خبّأ له الدهر یوم سوء. «مردم در مورد چیزی خوش باد نگفتند مگر اینکه روزگار برای آن روز بدی را اندوخته کرد.»
در این باره پیش از این سخن گفته شد و نکته های پسندیده و پرارزش عرضه گردید. ابن ابی الحدید سپس اشعاری درباره دگرگون شدن روزگار آورده است که به ترجمه یکی دو مورد از آن بسنده می شود.
محمد بن عبد الله بن طاهر، امیر بغداد، روزی در کاخ خود کنار دجله نشسته بود، سبدی را روی آب دید که میان آن رقعه ای را بر نی نصب کرده بودند. فرمان داد آن سبد را از آب گرفتند، بر آن چنین نوشته شده بود: شخص لنگ به خود بالنده شده است و سرمستی بر او چیره گردیده است، به او بگو بهترین چیزی که باید به کار بندی، حذر کردن است، اینک که روزگار نسبت به تو خوش رفتار شده است تو هم به آن خوش گمان شده ای و از گرفتاری که سرنوشت خواهد آورد بیمی نداری، گردش شبهای روزگار تو را به سلامت داشته و فریفته شده ای و حال آنکه به هنگام خوشی روزگار ناگاه کدورت و ناخوشی پدید می آید.
و از جمله اشعار منسوب به محمد امین پسر زبیده این ابیات است: ای نفس به راستی هنگام حذر است و از سرنوشت کجا می توان گریخت، هر کس از هر چه بیم دارد و به هر چیز که امید دارد بر خطر است، هر کس صفای روزگار را می آشامد روزی هم باید کدورت گلوگیرش شود.