[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): قَلِیلٌ تَدُومُ عَلَیْهِ، أَرْجَی مِنْ کَثِیرٍ مَمْلُولٍ مِنْهُ.[/hadith]
ارزش اعمال کم توأم با نشاط:
امام علیه السلام در این گفتار حکیمانه به نکته ای اشاره می فرماید که بسیاری از آن غافلند، می فرماید: «کار کمی که (با نشاط) آن را ادامه دهی امیدبخش تر از کار زیاد و خسته کننده است»؛ (قَلِیلٌ تَدُومُ عَلَیْهِ أرْجی مِنْ کَثِیرٍ مَمْلُولٍ مِنْهُ).
«أرْجی» به معنای امیدبخش تر از ماده «رجاء» گرفته شده و به یقین، کاری که دوام داشته باشد هر چند کم باشد امیدبخش تر از کارهای زیادی است که مایه ملالت است و به زودی قطع می شود. بسیاری افراد هنگامی که اهمیت و فواید کاری را می شنوند ـ خواه فواید مادی داشته باشد یا معنوی ـ به آن هجوم می آورند، به مقدار زیادی انجام می دهند و خسته و وامانده شده و درنتیجه، از آن کار سرخورده می شوند وای بسا کمتر رغبت تکرار آن را پیدا می کنند در حالی که اگر کار کمتر باشد وانسان آن را با میل و رغبت ادامه دهد بسیار مفیدتر است.
کارِ گروه اول مانند رگباری است که از آسمان نازل شود و سیلابی راه بیفتد وهمه جا را آب فرا بگیرد و بسیاری از زراعت ها و خانه ها را ویران سازد؛ ولی کار گروه دوم مانند باران های نرم نرم طولانی و مفید است که همه جا را آباد می کند بی آنکه ویرانی به بار آورد. نیز کارِ گروه اول مانند کسی است که داروی شفابخشی را به مقدار زیاد وبدون رعایت کمیت لازم مصرف می کند و به جای درمان، به مسمومیت گرفتار می شود و چه بسا برای همیشه از آن دارو بیزار می گردد. کار گروه دوم مانند کسی است که آن دارو را به مقدار کم و طبق دستور طبیب به تدریج در مدت نسبتآ طولانی مصرف می کند و بهبودی می یابد و زیانی دامن او را نمی گیرد.
شبیه همین کلام حکیمانه در حکمت 444 نیز آمده است که می فرماید: «قَلِیلٌ مَدُومٌ عَلَیْهِ خَیْرٌ مِنْ کَثِیرٍ مَمْلُولٍ مِنْهُ؛ کار کمی که دوام یابد بهتر از کار زیادی است که خسته کننده باشد».
همین معنا در حدیث مفصلی که مرحوم کلینی در کافی ذکر کرده، آمده است. آغاز حدیث چنین است: همه مردم در ایمان و عمل یکسان نیستند؛ بعضی دارای یک سهم، بعضی دو سهم و بعضی بیشترند و نباید کسی که توان بیشتری دارد وضع خود را بر کسی که توان کمتری دارد تحمیل کند. سپس امام علیه السلام فرمود: برای تو مثالی ذکر می کنم: مردی از مسلمانان همسایه ای داشت که نصرانی بود، او را به اسلام دعوت کرد و مزایای اسلام را برای وی برشمرد، او هم پذیرفت ومسلمان شد. هنگام سحر، مرد مسلمان درِ خانه همسایه تازه مسلمان را کوفت. گفت: کیستی؟ گفت: من فلان شخص، همسایه توام. گفت: چه کار داری؟ گفت: وضو بگیر و لباسهایت را بپوش و همراه من بیا برای نماز صبح برویم. او وضو گرفت و لباس پوشید و همراه او آمد و مقدار زیادی پیش از طلوع فجر نماز خواندند. سپس صبر کردند تا صبح شد و مرد تازه مسلمان برخاست تا به خانه اش برگردد. رفیق مسلمانش گفت: کجا می روی؟ روز کوتاه است و تا ظهر وقت زیادی نیست. آن مرد تازه مسلمان همراه همسایه مسلمانش نشست تا نماز ظهر را خواندند. سپس به او گفت: بین ظهر و عصر نیز فاصله زیادی نیست باش تا نماز عصر را بخوانیم. مرد تازه مسلمان می خواست به منزل خود بازگردد، به او گفت: روز به پایان رسیده بمان تا نماز مغرب را بخوانیم. بعد از نماز مغرب می خواست به خانه اش برگردد گفت: یک نماز بیشتر باقی نمانده بمان تا آن را هم بخوانیم بعد به منزل می روی. مرد تازه مسلمان نماز عشا را هم خواند؛ سپس از هم جدا شدند و هرکدام به منزل خود رفتند. هنگامی که سحر روز بعد شد بار دیگر مرد مسلمان آمد و درِ خانه او را زد. گفت: کیستی؟ گفت: من فلان شخص هستم. گفت: چه کار داری؟ گفت: وضو بگیر ولباسهایت را بپوش برویم نماز بخوانیم: مرد تازه مسلمان گفت: أُطْلُبْ لِهذَا الدّینِ مَنْ هُوَ أفْرَغْ مِنّی وَأنَا إنْسانٌ مِسْکینٌ وَعَلی عَیالٌ؛ برای این دین، آدم بیکارتر از من را پیدا کن. من آدم محتاجی هستم و عیال وارم و باید دنبال کار و زندگی باشم. امام علیه السلام در پایان فرمود: «أدْخَلَهُ فِی شَیْءٍ أخْرَجَهُ مِنْهُ؛ او را داخل اسلام کرد (اما براثر نادانی و تحمیل زیاد) او را از اسلام خارج ساخت».
این درواقع درسی است به همه مسلمانان و به خصوص برای مبلغان و پدران و مادران که مراقب باشند وظایف سنگین و به خصوص مستحباتی که جز افاضل و اوتاد تحمل آن را ندارند، بر توده مردم و فرزندان تحمیل نکنند و اسلام را آنگونه که هست دین سهل و آسان معرفی نمایند تا بتوانند بر آن تداوم یابند.
درواقع آنچه امام علیه السلام در این کلام حکیمانه فرموده برگرفته از کلام رسول خدا صلی الله علیه وآله است آنجا که می فرماید: «إنَّ النَّفْسَ مَلُولَةٌ وَإنَّ أَحَدَکُمْ لا یَدْری ما قَدْرُ الْمُدَّةِ فَلْیَنْظُرْ مِنَ الْعِبادَةِ ما یُطِیقُ ثُمَّ لِیُداوِمْ عَلَیْهِ فَإنّ أحَبَّ الاْعْمالِ إلَی اللهِ ما یُدیمُ عَلَیْهِ وَإنْ قَلَّ؛ روح انسان کسل می شود و شما نمی دانید چه اندازه توان و تحمل دارید. باید به سراغ عبادتی بروید که توان آن را دارید و بر آن تداوم یابید، زیرا محبوب ترین کارها عملی است که ادامه داشته باشد، هرچند کم باشد».