[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): اعْلَمُوا عِلْماً یَقِیناً، أَنَّ اللَّهَ لَمْ یَجْعَلْ لِلْعَبْد -وَ إِنْ عَظُمَتْ حِیلَتُهُ وَ اشْتَدَّتْ طَلِبَتُهُ وَ قَوِیَتْ مَکِیدَتُهُ- أَکْثَرَ مِمَّا سُمِّیَ لَهُ فِی الذِّکْرِ الْحَکِیمِ، وَ لَمْ یَحُلْ بَیْنَ الْعَبْد فِی ضَعْفِهِ وَ قِلَّةِ حِیلَتِهِ وَ بَیْنَ أَنْ یَبْلُغَ مَا سُمِّیَ لَهُ فِی الذِّکْرِ الْحَکِیمِ. وَ الْعَارِفُ لِهَذَا الْعَامِلُ بهِ أَعْظَمُ النَّاس رَاحَةً [رَحْمَةً] فِی مَنْفَعَةٍ، وَ التَّارِکُ لَهُ الشَّاکُّ فِیهِ أَعْظَمُ النَّاس شُغُلًا فِی مَضَرَّةٍ؛ وَ رُبَّ مُنْعَمٍ عَلَیْهِ مُسْتَدْرَجٌ بالنُّعْمَی، وَ رُبَّ مُبْتَلًی مَصْنُوعٌ لَهُ بالْبَلْوَی؛ فَزدْ أَیُّهَا الْمُسْتَنْفِعُ [الْمُسْتَمِعُ] فِی شُکْرِکَ، وَ قَصِّرْ مِنْ عَجَلَتِکَ، وَ قِفْ عِنْدَ مُنْتَهَی رِزْقِکَ.[/hadith]
از حرص خود بکاه و به سهم خود قانع باش:
امام علیه السلام در این گفتار حکیمانه در حقیقت می خواهد حریصان در دنیا را از حرص بازدارد و به کفاف و عفاف قانع سازد و از مسابقه گناه آلودی که برای به چنگ آوردن اموال بیشتر در میان گروهی از دنیاپرستان رایج است جلوگیری کند، می فرماید: «به یقین بدانید خدا برای بنده اش ـ اگرچه بسیار چاره جو وسختکوش و در طرح نقشه ها قوی باشد ـ بیش از آنچه در کتاب الهی برای او (از روزی) مقدر شده قرار نداده است»؛ (اعْلَموا عِلْماً یَقِیناً اِنَّ اللّهَ لَمْ یَجْعَلْ لِلْعَبْد ـ وَإِنْ عَظُمَتْ حِیلَتُهُ، وَاشْتَدَّتْ طِلْبَتُهُ، وَقَوِیَتْ مَکِیدَتُهُ ـ أَکْثَرَ مِمَّا سُمِّیَ لَهُ فِی الذِّکْرِ الْحَکِیمِ).
سپس به نقطه مقابل آن اشاره کرده می فرماید: «و (به عکس) ـ هرچند بنده اش ناتوان و کم تدبیر باشد ـ میان او و آنچه برایش در کتاب الهی مقرر گشته مانع نگردیده است»؛ (وَلَمْ یَحُلْ بَیْنَ الْعَبْد فِی ضُعْفِهِ وَقِلَّةِ حِیلَتِهِ، وَبَیْنَ أَنْ یَبْلُغَ مَا سُمِّیَ لَهُ فِی الذِّکْرِ الْحَکِیمِ).
جمله «ذکْرِ الْحَکیمِ» گرچه در قرآن مجید به معنای آیات الهی آمده است وبعضی از شارحان نهج البلاغه آن را در اینجا همین گونه تفسیر کرده اند؛ ولی با توجه به اینکه اندازه روزی افراد به طور مشخص در قرآن مجید نیامده و هدف امام علیه السلام در این بیان حکیمانه این است که حد و حدود روزی اشخاص در ذکر حکیم بیان شده، این کلام با لوح محفوظ و کتاب علم الهی تناسب دارد که در آنجا همه مقدرات ثبت است.
علامه مجلسی؛ در بحارالانوار در باب «القلم و اللوح المحفوظ» نیز روایاتی را نقل می کند که «ذکر حکیم» در آنها به طور واضح به لوح محفوظ تفسیر شده است. بنابراین نباید تردید کرد که منظور از «ذکر حکیم» در اینجا قرآن مجید نیست بلکه همان لوح محفوظ است که گاهی به عنوان علم الهی تفسیر می شود.
سپس امام علیه السلام به نتیجه این اقتصاد اشاره کرده، می فرماید: «کسی که از این حقیقت آگاه باشد و به آن عمل کند آسایش و راحتی و منفعتش از همه کس بیشتر است و آن کس که آن را ترک گوید ودر آن شک و تردید کند از همه مردم گرفتارتر و زیانکارتر است»؛ (وَآلْعَارِفُ لِهذَا آلْعَامِلُ بهِ، أَعْظَمُ النَّاس رَاحَةً فِی مَنْفَعَةٍ، وَالتَّارِکُ لَهُ الشَّاکُّ فِیهِ أَعْظَمُ النَّاس شُغُلاً فِی مَضَرَّةٍ).
نتیجه گیری امام علیه السلام کاملاً روشن و منطقی است؛ افراد حریص که دائمآ برای رسیدن به آنچه برایشان مقدّر نشده دست و پا می زنند، پیوسته در زحمتند و روحشان در عذاب و جسمشان خسته و ناتوان است، و به عکس، آنهایی که به مقدرات الهی قانع هستند، نه حرص و آز بر آنها غلبه می کند و نه پیوسته در تلاش و عذاب و زیاده خواهی هستند.
بارها گفته ایم اینگونه تعبیرات که در آیات قرآنی و روایات درمورد تقدیر روزی وارد شده، مفهومش این نیست که از تلاش و کوشش برای پیشرفت اقتصادی و تأمین زندگی آبرومندانه دست بکشیم، زیرا آن یک وظیفه واجب است که در روایات اسلامی نیز بر آن تأکید و حتی همردیف جهاد فی سبیل الله شمرده شده است، همانگونه که در حدیث معروف معتبری از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «الْکَادُّ عَلَی عِیَالِهِ کَالْمُجَاهِد فِی سَبیلِ اللَّهِ؛ کسی که برای تأمین زندگی عیال خود زحمت بکشد مانند مجاهد در راه خداست». بنابراین روزی مقدّر با تلاش و کوشش رابطه دارد. یا به تعبیر دیگر، تقدیرات الهی مشروط به تلاش و سعی و کوشش است وافراد تنبل و بیکار و بی تدبیر از سهم مقدرشان نیز محروم خواهند شد.
آنگاه امام علیه السلام در ادامه این سخن به دو مورد که درواقع جنبه استثنا از آن قاعده بالا دارد اشاره کرده، می فرماید: «بسیارند افرادی که مشمول نعمت خداوند هستند؛ اما این نعمت مقدمه بلا و هلاکت ایشان است و چه بسیارند کسانی که در بلا و سختی قرار دارند؛ اما این بلا وسیله ای برای آزمایش و تکامل آنهاست»؛ (وَرُبَّ مُنْعَمٍ عَلَیْهِ مُسْتَدْرَجٌ بالنُّعْمَی، وَرُبَّ مُبْتَلیً مَصْنُوعٌ لَهُ بالْبَلْوَی).
در پایان، امام علیه السلام مستمعان خود را مخاطب قرار داده می فرماید: «ای بهره گیرنده (ای شنونده) بر شکر نعمتها بیفزا و از سرعت و شتاب (برای به دست آوردن زخارف دنیا) بکاه و هنگامی که به روزی خود به طور کامل رسیده ای توقف کن»؛ (فَزدْ أَیُّهَا الْمُسْتَنفِعُ فِی شُکْرِکَ، وَقَصِّرْ مِنْ عَجَلَتِکَ، وَقِفْ عِنْدَ مُنْتَهَی رِزْقِکَ).
شایان توجه است که در بسیاری از نسخه های نهج البلاغه «أیُّهَا الْمُسْتَمِعْ؛ ای شنونده» آمده در حالی که در نسخه صبحی صالح که آن را به عنوان متن انتخاب کرده ایم «مُسْتَنْفِعُ»؛ (ای بهره گیرنده) آمده است و بدون شک تعبیر اول که در بسیاری از نسخ آمده مناسبتر است. از مجموع این حدیث شریف و احادیث فراوان دیگری که در باب رزق و روزی به ما رسیده استفاده می شود که روزی از سوی خدای متعال برای هرکس مقدر شده و تلاشهای زیاد برای فراتر از آن رفتن سودی ندارد وبه عکس افراد ضعیف نیز روزی مقدرشان از سوی خداوند می رسد. البته ممکن است ظلم ظالمان سبب شود افرادی حق دیگران را غصب کنند وافرادی از گرسنگی بمیرند. این خود امتحان الهی است که در دنیا مقرر شده است.
اضافه بر این، گاه می شود ـ مطابق آنچه در ذیل گفتار حکیمانه بالا آمد ـ خداوند نعمت های زیادی به افرادی که طغیان و سرکشی را از حد گذرانده اند می دهد تا مست نعمت و غرق عیش و نوش شوند، ناگهان آنها را از ایشان می گیرد تا عذابشان دردناکتر باشد؛ همانگونه که در آیه شریفه 44 از سوره «انعام» آمده است: «(فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بهِ فَتَحْنَا عَلَیْهِمْ أَبْوَابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتَّی إِذَا فَرِحُوا بمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُّبْلِسُونَ)؛ (آری،) هنگامی که (اندرزها سودی نبخشید، و) آنچه را به آنها یادآوری شده بود فراموش کردند، درهای همه چیز (از نعمتها) را به روی آنها گشودیم؛ تا (کاملاً) خوشحال شدند (ودل به آن بستند)؛ ناگهان آنها را گرفتیم (و سخت مجازات کردیم)؛ در این هنگام، همگی مأیوس شدند؛ (و درهای امید به روی آنها بسته شد)». درست همانند کسی که از درختی غاصبانه بالا می رود که هرچه بالاتر برود سقوطش از فراز درخت دردناکتر و شکننده تر است. این همان چیزی است که به عنوان عذاب استدراجی در قرآن و روایات منعکس شده است. به عکس افرادی هستند که خداوند روزی آنها را محدود می کند تا صحنه آزمایش الهی که موجب ترفیع مقام آنهاست فراهم گردد.
جمله ای که امام علیه السلام در پایان این سخن فرموده (وَقَصِّرْ مِنْ عَجَلِکَ وَقِفْ عِنْدَ مُنْتَهی رِزْقِکَ) نیز گواه بر این است که هدف، کنترل حرص حریصان و آز آزمندان و شتاب دنیاپرستان است.
مرحوم «مغنیه» برای حل بعضی از شبهات ناچار شده است تفسیر دیگری برای گفتار حکیمانه بالا انتخاب کند که با ظاهر این حدیث شریف هماهنگ نیست. او می گوید: منظور از «ذکر حکیم» همان قرآن است و منظور از تعیین سهم هرکس از روزی همان است که در آیات شریفه سوره «زلزال» می خوانیم : «(فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرآ یَرَه * وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّآ یَرَهُ)؛ هرکس به اندازه سنگینی ذرهای کار نیک کند (در آخرت) آن را می بیند و (همچنین) هرکس به قدر ذره ای کار بد کند او نیز (در سرای دیگر) آن را خواهد دید». نتیجه اینکه انسان در برابر اعمالش جزا داده می شود و آنچه را از نیک و بد انجام داده در آخرت به آن خواهد رسید؛ خواه در دنیا قوی و نیرومند باشد یا ضعیف و ناتوان. نه قدرت و ثروت دنیا او را به خدا نزدیک می کند و نه وی را از عذاب دوزخ ـ اگر از گمراهان باشد ـ بازمی دارد و نه ضعف و فقر میان انسان ونعمتهای بهشتی ـ هرگاه از هدایت شدگان باشد ـ مانع می شود.
ولی نباید تردید کرد که منظور از «ذکر حکیم» همان لوح محفوظ است که در بالا شرح داده شد و منظور از تعیین سهمیه، سهمیه مادی دنیوی است و ذیل حدیث، شاهد گویایی بر این مطلب است و همچنین احادیث دیگری که در باب تقسیم رزق و روزی رسیده است.