[hadith]وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ أَنْ یُعَرِّفَهُ الْإِیمَانَ، فَقَالَ (علیه السلام) إِذَا کَانَ الْغَدُ فَأْتِنِی حَتَّی أُخْبرَکَ عَلَی أَسْمَاعِ النَّاس، فَإِنْ نَسیتَ مَقَالَتِی حَفِظَهَا عَلَیْکَ غَیْرُکَ؛ فَإِنَّ الْکَلَامَ کَالشَّارِدَةِ یَنْقُفُهَا [یَثْقَفُهَا] هَذَا وَ یُخْطِئُهَا هَذَا.
[و قد ذکرنا ما أجابه به فیما تقدم من هذا الباب و هو قوله الإیمان علی أربع شعب].[/hadith]
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 8، ص66
و قال علیه السّلام حین سأله رجل ان یعرّفه ما الایمان، فقال: اذا کان غد فأتنی حتی اخبرک علی اسماع الناس، فان نسیت مقالتی حفظها علیک غیرک، فانّ الکلام کالشاردة یثقفها هذا و یخطئها هذا. قال: و قد ذکرنا ما اجابه به علیه السّلام فیما تقدم من هذا الباب، و هو قوله: «الایمان علی اربع شعب.» «مردی از آن حضرت خواست تا ایمان را به وی بشناساند، فرمود: فردا پیش من بیا تا در حضور مردم تو را خبر دهم، که اگر گفته مرا فراموش کردی، دیگری آن را به خاطر بسپرد، که گفتار چون شتر رمنده است یکی را به دست شود و دیگری را از دست برود.
سید رضی گوید: ما پیش از این پاسخ آن حضرت را آورده ایم که فرموده است ایمان به چهار شعبه است.»