[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): مَرَارَةُ الدُّنْیَا
،
حَلَاوَةُ الْآخِرَةِ؛ وَ حَلَاوَةُ الدُّنْیَا، مَرَارَةُ الْآخِرَةِ.[/hadith]
تلخی و شیرینی دنیا و آخرت:
امام علیه السلام در این گفتار حکیمانه اشاره به تفاوت آشکار میان امور شیرین و تلخ در دنیا و آخرت میکند و میفرماید: «تلخی دنیا شیرینی آخرت است و شیرینی دنیا تلخی آخرت»؛ (مَرَارَةُ آلدُّنْیَا حَلاَوَةُ آلاْخِرَةِ، وَ حَلاَوَةُ آلدُّنْیَا مَرَارَةُ آلاْخِرَةِ).
اشاره به اینکه بسیاری از طاعات و عبادات و انجام دادن دستورات الهی تلخ کامیهایی دارد؛ جهاد فی سبیل الله، جهاد با هوای نفس و گاه رفتن به زیارت خانه خدا، پرداختن خمس و زکات و چشمپوشی از اموال حرام و مقامات عالی نامشروع، تلخیها و مشکلاتی برای انسان دارد؛ ولی به یقین این تلخیها سبب شیرینی در سرای آخرت و بهشت برین است. نعمتهایی که نه چشمی آن را دیده و نه گوشی سخنی از آن شنیده و نه به خاطر انسانی خطور کرده است. به عکس، بسیاری از گناهان ممکن است لذتبخش باشد. پیروی از هوا وهوس و عیش و نوشهای گناهآلود و اموال فراوانی که از طرق نامشروع تحصیل میشود برای صاحبان آنها لذّتی دارد؛ ولی این لذّات، تلخ کامیهایی را در آخرت به دنبال دارد عذابهایی که بسیار شدید و طولانی است و حتی یک روز آن را نمیتوان تحمل کرد تا چه رسد به سالیان دراز. مقصود امام علیه السلام از این گفتار حکیمانه این است که اگر در مسیر اطاعت، مشکلات و شاید ناراحتیها و مرارتهایی وجود داشته باشد، نگران نشویم، آنها را به جان و دل بپذیریم به امید وعدههای الهی در آخرت و به عکس اگر در گناه، لذّتی باشد از عواقب تلخ آن غافل نگردیم و کوتاه سخن اینکه هدف امام علیه السلام تشویق به طاعات و ترک گناهان است.
شبیه این سخن، تعبیری است که در خطبه 174 نهجالبلاغه گذشت که امام علیه السلام میفرماید: «إِنَّ آلْجَنَّةَ حُفَّتْ بالْمَکَارِهِ وَإِنَّ آلنَّارَ حُفَّتْ بالشَّهَوَاتِ؛ بهشت در لابهلای ناراحتیها پیچیده شده و دوزخ در لابهلای شهوات».
نیز در حکمت 376 میفرماید: «إِنَّ الْحَقَّ ثَقِیلٌ مَرِیءٌ، وَإِنَّ الْبَاطِلَ خَفِیفٌ وَبیءٌ؛ حق، سنگین اما گوارا و باطل، سبک و آسان؛ اما بلاخیز و مرگآور است». حق گرچه ثقیل و سنگین است ولی عاقبتش گواراست. به عکس، باطل که در آغاز آسان و راحت است؛ ولی در پایان ناگوار و خطرناک است.
البته آنچه امام علیه السلام در این جا فرموده بیان حکم غالبی است وگرنه موارد استثنایی نیز وجود دارد که انسان از انجام دادن حق لذت ببرد و از انجام دادن باطل ناراحت شود. حدیث معروفی که میگوید: «مؤمن اوقات شبانهروز خود را به سه بخش تقسیم میکند: بخشی برای عبادت و بندگی پروردگار و بخشی برای سامان دادن به وضع زندگی و در بخش دیگری به لذات حلال میپردازد تا نیرو وآرامش برای انجام وظایف پیدا کند»، دلیل روشنی بر این استثناست.
در حالات انبیا و اولیای الهی به خصوص در آزمایش های سخت آنها، شواهد زیادی بر اصل گفتار امام علیه السلام هست. اگر حضرت یوسف علیه السلام تسلیم خواسته نامشروع زلیخا میشد برای او لذتبخش بود؛ اما مرارت آخرت را به دنبال داشت و اینکه تسلیم نشد وبه سبب آن، سالها در زندان ماند و مرارت زیادی را چشید بر کسی پوشیده نیست؛ اما حلاوت آخرت بلکه حلاوت دنیا را در پایان و بعد از مدتی به دنبال داشت. حضرت آدم علیه السلام ترک اولی کرد و از شجره ممنوعه موقتا لذت برد؛ اما پایان غمانگیزی برای او داشت. بسیار میشود مرارتهای دنیا نتیجه شیرینی در همین دنیا نصیب انسان میکند مانند جوانی که سالها در غربت و با مشقت درس خوانده تا توانسته به مراحل عالی علم و دانش برسد که لذت آن را در پایان در همین دنیا میبیند وبه عکس جوانی که تن به تنبلی و خوشگذرانی و عیش و نوش داده و بیسواد باقی مانده مرارت آن را در پایان کار در همین دنیا میچشد.(1)
پی نوشت:
(1) . سند گفتار حکیمانه: خطیب در مصادر می گوید: این کلام شریف در کتاب روضة الواعظین با تفاوت تقدیم جمله دوم بر جمله اوّل آمده است و در غررالحکم نیز به این صورت ذکر شده: «حلاوة الدنیا توجب مرارة الآخرة». این تفاوتها نشان می دهد که آنها آن را از منبع دیگری جز نهج البلاغه گرفته اند. (مصادر نهج البلاغه،ج 4، ص 192)