[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): الْحَجَرُ الْغَصِیبُ فِی الدَّارِ، رَهْنٌ عَلَی خَرَابهَا.

[قال الرضی رحمه الله تعالی و یُروی هذا الکلام عن النبی (صلی الله علیه وآله) و لا عجب أن یشتبه الکلامان، لأن مستقاهما من قلیب و مفرغهما من ذنوب].[/hadith]

جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 8، ص37

الحجر الغصب فی الدار رهن علی خرابها. قال الرضی رحمة الله تعالی: و قد روی ما یناسب هذا الکلام عن النبی صلی الله علیه و سلّم، و لا عجب ان یشتبه الکلامان فانّ مستقاهما من قلیب و مفرغهما من ذنوب. «سنگ غصبی در خانه در گرو ویرانی آن است.» سید رضی که خدایش رحمت کناد می گوید: این سخن را از پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم هم روایت شده است و شگفت نیست که هر دو سخن از یک آبشخور است و در یک سطل انباشته ریخته شده است.»

ابن ابی الحدید می گوید: معنی این کلمه این است که خانه ای که با سنگ غصبی هر چند با یک آجر غصبی ساخته شده باشد، ناچار به سرعت ویران می شود، گویی همان یک سنگ همچنان در گرو ویرانی آن خانه است و همان گونه که رهن باید فک شود، ویرانی آن خانه هم باید حاصل شود.

ابن بسّام برای ابن مقله که خانه خود را در محله زاهر بغداد با ستم به مردم و غصب ساخته بود، چنین سروده است: «کنار خانه ات دو خانه ویران شده قرار دارد و خانه تو سومین خانه ویران شده خواهد بود، ای کاش سلامت اشخاص با انصاف ادامه یابد تا چه رسد به سلامت کسانی که ستم می ورزند.» این دو خانه که ابن بسام گفته است، خانه ابو الحسن بن فرات و خانه محمد بن داود بن جراح است.

ابن بسام در این باره این دو بیت را هم سروده است: به ابن مقله بگو، آرام باش و شتابان مباش که در حال دیدن خوابهای پریشانی، با کوشش ضمن ویران ساختن خانه های مردم برای خود خانه ای می سازی که به زودی پس از اندک زمان ویران خواهد شد. آنچه ابن بسام فهمیده بود راست در آمد و خانه ابن مقله به روزگار الراضی بالله با خاک یکسان شد.