[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): مِنْ کَفَّارَاتِ الذُّنُوب الْعِظَامِ، إِغَاثَةُ الْمَلْهُوفِ وَ التَّنْفِیسُ عَنِ الْمَکْرُوب.[/hadith]

جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 7، ص247

من کفّارات الذنوب العظام اغاثة الملهوف، و التنفیس عن المکروب. «از کفاره های گناهان بزرگ، یاری دادن اندوه رسیده و زدودن اندوه از اندوهگین است.»

در این مورد اخبار و روایات فراوان رسیده است و سخنان پسندیده بسیاری گفته شده است. عتّابی تنگدست شده بود. بر در بارگاه مأمون آمد و ایستاد تا خداوند به دست مأمون او را گشایشی ارزانی فرماید. در این هنگام یحیی بن اکثم رسید، عتابی به او گفت: ای قاضی اگر مصلحت می بینی که به امیر المؤمنین بگویی من این جا هستم، بگو. یحیی گفت: من پرده دار نیستم. گفت: این را می دانم ولی شخصی با فضیلت هستی و انسان با فضیلت یاری دهنده است. یحیی گفت: می خواهی مرا به راهی غیر از راه خودم ببری. گفت: خداوند به تو جاه و نعمت ارزانی فرموده است اگر سپاسگزاری کنی، نعمت را بر تو افزون می فرماید و اگر کفران ورزی، آن را دگرگون می سازد، و امروز من برای تو از خودت بهتر و سودمندترم که تو را به انجام دادن کاری فرا می خوانم که در آن افزونی نعمت تو خواهد بود ولی تو پیشنهاد مرا نمی پذیری، وانگهی هر چیزی را زکاتی است و زکات جاه و مقام، یاری کردن یاری خواه است. یحیی پیش مأمون رفت و او را از بودن عتابی بر در خانه آگاه کرد. مأمون عتابی را احضار کرد و با او سخن گفت و مهربانی کرد و جایزه اش داد.