[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): وَ اللَّهِ لَدُنْیَاکُمْ هَذهِ أَهْوَنُ فِی عَیْنِی مِنْ عِرَاقِ [عُرَاقِ] خِنْزیرٍ فِی یَد مَجْذُومٍ.[/hadith]
السادسة و العشرون بعد المائتین من حکمه علیه السّلام:
(226) و قال علیه السّلام: و اللَّه لدنیاکم هذه أهون فی عینی من عراق خنزیر فی ید مجذوم. (79620- 79605)
اللغة:
(العرق) بالفتح فالسکون: العظم الّذی اخذ عنه اللحم، و الجمع عراق بالضمّ و فی الحدیث ثرید و عراق- مجمع البحرین.
المعنی:
قال فی الشرح المعتزلی: العراق جمع عرق و هو العظم علیه شیء من اللحم و هذا من الجموع النادرة نحو دخل و دخال و توأم و توام.
منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئی)، ج 21، ص: 306
تشبیه [و اللَّه لدنیاکم هذه أهون فی عینی من عراق خنزیر فی ید مجذوم] أقول: و قد جاء علیه السّلام فی هذا الکلام من عجیب التمثیل و التشبیه الموجب لکمال النفرة و الانزجار عن حلال الدّنیا و ما فیها من الحرام بما یقرب من حدّ الاعجاز فی الفصاحة و الاسلوب.
الترجمة:
فرمود: سوگند بخداوند هر آینه این دنیای شما پست تر است نزد من از تکه استخوان خوکی که در دست بیمار گرفتار بخوره و جذام است.
فرمود علی که طرفه دنیای شما اندر نظرم چه استخوانیست ز خوک
اندر کف مجذوم تهی گشته ز لحم می لیسد از آن نزار و خنگ مفلوک