[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ یُعْطِ بالْیَد الْقَصِیرَةِ، یُعْطَ بالْیَد الطَّوِیلَةِ.

[قال الرضی رحمه الله تعالی و معنی ذلک أن ما ینفقه المرء من ماله فی سبیل الخیر و البر و إن کان یسیرا فإن الله تعالی یجعل الجزاء علیه عظیما کثیرا؛ و الیدان هاهنا عبارة عن النعمتین ففرّق (علیه السلام) بین نعمة العبد و نعمة الرب تعالی ذکره بالقصیرة و الطویلة، فجعل تلک قصیرة و هذه طویلة لأن نعم الله أبدا تضعف علی نعم المخلوق أضعافا کثیرة إذ کانت نعم الله أصل النعم کلها فکل نعمة إلیها ترجع و منها تنزع].[/hadith]

فزونی پاداش های الهی:

امام(علیه السلام) در این گفتار نورانی اشاره به تفاوت پاداش الهی نسبت به اعمال بندگان کرده می فرماید: «کسی که با دست کوتاه ببخشد با دست بلند به او بخشیده می شود»; (مَنْ یُعْطِ بالْیَد الْقَصِیرَةِ یُعْطَ بالْیَد الطَّوِیلَةِ).

اشاره به این که عطای بندگان هرقدر زیاد باشد در مقابل عطای الهی و پاداش های بسیار عظیمش کم و کوچک است. قرآن مجید می فرماید: «(مَنْ جَاءَ بالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا); هر کس کار نیکی را به جا آورد، ده برابر آن پاداش دارد».(1)

در جای دیگر می فرماید: «(مَّثَلُ الَّذینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبیلِ اللهِ کَمَثَلِ حَبَّة أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَة مِّائَةُ حَبَّة وَاللهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ وَاللهُ وَاسعٌ عَلِیمٌ); کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند، همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند; که در هر خوشه، یکصد دانه باشد و خدا آن را برای هر کس بخواهد (و شایسته باشد)، دو یا چند برابر می کند; و لطف خدا گسترده، و او (به همه چیز) داناست».(2)

در این آیه ملاحظه می کنیم که پاداش الهی هفتصد برابر و گاهی دو یا چند برابر این مقدار است که قابل مقایسه با کار نیک بندگان نیست.

سرانجام در آیه دیگری خدای متعال به بندگان عطای «غیر مجذوذ» (بخشش همیشگی و جاویدان) را نوید می دهد.(3)

البته جای تعجب نیست; عظمت خداوند و وسعت رحمت او و جود و بخشش چنین اقتضایی را دارد و همه اینها جزو برنامه ای تشویقی برای ایجاد انگیزه های قوی تر در بندگان برای انجام کارهای خیر است.

تعبیر به «یَد طَویله» (دست بلند) و «یَد قَصیره» (دست کوتاه) کنایه از نعمت های بزرگ و کوچک است، زیرا انسان معمولا چیزی را که می بخشد با دست خود می بخشد. در حدیثی که مسلم در کتاب صحیح خود نقل کرده است می خوانیم که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) به همسرانش فرمود: «أسْرَعُکُنَّ لِحاقاً بی أطْوَلُکُنَّ یَداً; از میان شما کسی زودتر به من ملحق می شود که دستش از همه بلندتر باشد»(4) همسران پیامبر(صلی الله علیه وآله) معنای این سخن را نفهمیدند و گمان کردند اشاره به همین عضو مخصوص است و گاه طول دست خود را با هم مقایسه می کردند تا این که «زینب بنت جحش» (همسر پیامبر(صلی الله علیه وآله)) از دنیا رفت و نخستین کسی از همسران پیامبر(صلی الله علیه وآله) بود که به آن حضرت ملحق شد و او زنی بود که بسیار در راه خدا صدقه می داد و کارهای خیر فراوانی می کرد حتی وسائلی با دست خود می ساخت و می فروخت و بهای آن را در راه خدا انفاق می کرد اینجا بود که آنها مراد پیامبر(صلی الله علیه وآله) را فهمیدند.

علامه شوشتری(رحمه الله) بعد از نقل این سخن در شرح نهج البلاغه خود از عایشه چنین نقل می کند که زینب (بنت جحش) به مقامی رسید که هیچ کس به آن نرسید; پیامبر(صلی الله علیه وآله) به او بشارت داد که به زودی به وی ملحق می شود و همسرش در بهشت خواهد بود.(5)

مرحوم «مغنیة» تفسیر دیگری برای این گفتار گرانبهای مولا کرده و «یَد قَصیره» را اشاره به جهاد در راه خدا و شهادت و امثال آن می داند در حالی که این تفسیر مناسبتی با تعبیر «ید» ندارد به خصوص این که تعبیر به «ید» در مورد بخشش در راه خدا در روایات دیگر نیز آمده است. اضافه بر این چنین تفسیری سبب می شود که «ید طویلة» و «ید قصیرة» با یکدیگر هماهنگ نباشند در حالی که در تفسیری که در بالا آمد و مرحوم سید رضی نیز بعداً ذکر می کند این دو ید با یکدیگر هماهنگ اند و هر دو به معنای بخشش نعمت اند.

مرحوم سید رضی در اینجا بر خلاف روش معمولی خود، شرح نسبتاً مفصلی برای این سخن آورده، می گوید: «معنای این کلام این است که آنچه انسان از اموال خود در راه خیر و نیکی انفاق می کند هرچند کم باشد خدا پاداش او را بسیار می دهد و منظور از دو دست (دست کوتاه و بلند) در اینجا دو نعمت است که امام(علیه السلام) میان نعمت پروردگار و نعمت انسان را با کوتاهی و بلندی فرق گذاشته است; نعمت و بخشش از سوی بنده را کوتاه و آنچه را از ناحیه خداوند است بلند شمرده است و این بدان جهت است که نعمت خدا همواره چندین برابر نعمت مخلوق است، زیرا نعمت های الهی اصل و اساس تمام نعمت هاست; تمام نعمت ها به او باز می گردد و از سوی او سرچشمه گرفته می شود (حتی نعمتی که انسان آن را به دیگری می بخشد آن هم از سوی خداست و با توفیق الهی بذل و بخشش می شود)»; (قالَ الرَّضِیُّ وَمَعنی ذلِکَ أنَّ ما یُنْفِقُهُ الْمَرْءُ مِنْ مالِهِ فِی سَبیلِ الْخَیْرِ وَالْبرِّ وَإنْ کانَ یَسیراً فَإنَّ اللهَ تَعالی یَجْعَلُ الْجَزاءَ عَلَیْهِ عَظیماً کَثیراً وَالْیَدانِ هاهُنا عِبارَةٌ عَنِ النِّعْمَتَیْنِ فَفَرَّقَ(علیه السلام) بَیْنَ نِعْمَةِ الْعَبْد وَنِعْمَةِ الرَّبّ تَعالی ذکْرُهُ بالْقَصیرَةِ وَالطَّویلَةِ فَجَعَلَ تِلْکَ قَصیرَةً وَهذهِ طَویلَةً لاِنَّ نِعَمِ اللهِ أبَداً تَضْعُفُ عَلی نِعَمِ الْمَخْلُوقِ أضْعافاً کَثیرَةً إذْ کانَتْ نِعَمِ اللهِ أصْلُ النِّعَمِ کُلُّها فَکُلُّ نِعْمَة إلَیْها تَرْجِعُ وَمِنْها تَنْزعُ).


نکته:

اهمیت صدقه و کمک به نیازمندان در اسلام:

در آیات و روایات اسلامی تأکید فراوانی بر انفاق در راه خدا و کمک به نیازمندان شده که در کمتر چیزی این گونه تأکید وارد شده است.

اهمیت این مسئله به اندازه ای است که در قرآن مجید هنگامی که به پرهیزگاران نوید بهشت برین را با وسعتی که به اندازه آسمانها و زمین است می دهد اولین صفت آنها را انفاق در هر حال می شمارد، می فرماید: «(وَسارِعُوا إِلی مَغْفِرَة مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّة عَرْضُهَا السَّماواتُ وَالاَْرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقینَ الَّذینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْکاظِمینَ الْغَیْظَ وَالْعافینَ عَنِ النَّاس وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسنینَ); و شتاب کنید برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتی که وسعت آن، آسمانها و زمین است و برای پرهیزگاران آماده شده است (همان) کسانی که در توانگری و تنگدستی، انفاق می کنند; و خشم خود را فرو می برند; و از (خطای) مردم درمی گذرند و خدا نیکوکاران را دوست دارد».(6)

در جای دیگر به کسانی که آشکارا و پنهان در راه خدا انفاق می کنند وعده می دهد که هیچ ترس و اندوهی (در قیامت) در برابر عذاب های الهی نخواهند داشت: «(الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ باللَّیْلِ وَالنَّهارِ سرًّا وَعَلانِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ); آنها که اموال خود را، شب یا روز، پنهان یا آشکار، انفاق می کنند، مزدشان نزد پروردگارشان (محفوظ) است; نه ترسی بر آنهاست و نه اندوهگین می شوند».(7)

مرحوم کلینی در کتاب کافی در آغاز جلد چهارم، چندین باب با روایات بسیار ذکر می کند درباره اهمیت صدقه و این که تأثیر عمیقی در دفع بلا دارد و موجب افزایش و برکت اموال می شود از جمله در حدیثی از امام باقر(علیه السلام) می خوانیم: «الْبرُّ وَالصَّدَقَهُ یَنْفِیانِ الْفَقْرَ وَیَزیدانِ فِی الْعُمْرِ وَیَدْفَعانِ تِسْعینَ میتَةَ السّوءِ; نیکی و صدقه فقر را از انسان دور می کند و سبب طول عمر می شود و نود (و در بعضی از نسخه های سبعین به معنای هفتاد) نوع مرگ بد را دور می سازد».(8)

در حدیث دیگری از همان حضرت آمده است که فرمود: «وَلاََنْ اَعْوَلَ أهْلَ بَیْت مِنَ الْمُسْلِمینَ أشْبَعُ جَوْعَتَهُمْ وَأکْسُوَ عَوْرَتَهُمْ وَأکُفَّ وُجُوهَهُمْ عَنِ النّاس أحَبُّ إلَیَّ مِنْ أنْ اَحُجَّ حَجَّةً وَحَجَّةً وَحَجَّةً حَتَّی انْتَهی إلی عَشْر وَعَشْر وَعَشْر وَمِثْلَها وَمِثْلَها حَتَّی انْتَهی إلی سَبْعینَ; اگر خانواده ای از مسلمانان را که فقیرند تکفل کنم، گرسنگی آنها را برطرف سازم، برهنگان آنها را بپوشانم و آنها را از این که دست نیاز به سوی مردم دراز کنند باز دارم برای من محبوب تر از آن است که یک حج و یک حج و یک حج، و همچنان امام(علیه السلام) ادامه داد تا ده حج و ده حج و ده حج تا به هفتاد حج رسید به جا آورم».(9)

احادیث در این زمینه بسیار است. با حدیث دیگری از امام صادق(علیه السلام) این سخن را پایان می دهیم، فرمود، «بَکِّرُوا فِی الصَّدَقَةِ وَارْغَبُوا فِیها فَما مِنْ مُؤْمِن یَتَصَدَّقُ بصَدَقَة یُریدُ بها ما عِنْدَاللهِ لِیَدْفَعَ اللهُ بها عَنْهُ شَرَّ ما یَنْزلُ مِنَ السَّماءِ إلَی الاْرْضِ فی ذلِکَ الْیَوْمِ إلاّ وَقاهُ اللهُ شَرَّ ما یَنْزلُ مِنَ السَّماءِ إلَی الاْرْضِ فی ذلِکَ الْیَوْمِ; صبحگاهان صدقه دهید و به آن علاقه مند باشید. هیچ مؤمنی نیست که برای خدا به نیازمند صدقه دهد تا شر بلاهایی که از آسمان به زمین نازل می شود در آن روز ازاو باز دارد مگراین که خداوند چنین خواهد کرد و این شرور را از او دفع می کند»(10). (11)


پی نوشت:

(1). انعام، آیه 160.

(2). بقره، آیه 261.

(3). هود، آیه 108.

(4). صحیح مسلم، ج 7، ص 144.

(5). شرح نهج البلاغه علامه شوشتری، ج 13، ص 253.

(6). آل عمران، آیه 133 و 134.

(7). بقره، آیه 274.

(8). کافی، ج 4، ص 2.

(9). همان، ص 2 .

(10). همان، ص 5 .

(11). سند گفتار حکیمانه: به گفته خطیب(رحمه الله) در مصادر نهج البلاغه، این کلام نورانی را زمخشری در ربیع الابرار و آمدی در غررالحکم آورده و سید رضی در کتاب مجازات النبویه نیز آن را به مناسبتی ذکر کرده است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 185). اضافه بر این ابن عساکر در تاریخ دمشق، این کلام حکیمانه را در ضمن داستان مفصلی نقل کرده و به یقین منبعی جز نهج البلاغه داشته است. (تاریخ دمشق، ج 50، ص 173)