[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): الْجُودُ حَارِسُ الْأَعْرَاضِ، وَ الْحِلْمُ فِدَامُ السَّفِیهِ، وَ الْعَفْوُ زَکَاةُ الظَّفَرِ، وَ السُّلُوُّ عِوَضُکَ مِمَّنْ غَدَرَ، وَ الِاسْتِشَارَةُ عَیْنُ الْهِدَایَةِ، وَ قَدْ خَاطَرَ مَنِ اسْتَغْنَی برَأْیِهِ، وَ الصَّبْرُ یُنَاضِلُ الْحِدْثَانَ، وَ الْجَزَعُ مِنْ أَعْوَانِ الزَّمَانِ، وَ أَشْرَفُ الْغِنَی تَرْکُ الْمُنَی، وَ کَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسیرٍ تَحْتَ [عِنْدَ] هَوَی أَمِیرٍ، وَ مِنَ التَّوْفِیقِ حِفْظُ التَّجْرِبَةِ، وَ الْمَوَدَّةُ قَرَابَةٌ مُسْتَفَادَةٌ، وَ لَا تَأْمَنَنَّ مَلُولاً.[/hadith]

جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 8، ص16

الجود حارس الاعراض، و الحلم فدام السفیه، و العفو زکاة الظفر، و السلوّ عوضک ممن غدر، و الاستشارة عین الهدایة. و قد خاطر من استغنی برأیه، و الصبر یناضل الحدثان، و الجزع من اعوان الزمان، و اشرف الغنی ترک المنی. و کم من عقل اسیر عند هوی امیر و من التوفیق حفظ التجربه، و المودة قرابة مستفادة، و لا تأمننّ ملولا. «سخاوت پاسبان آبروهاست و بردباری دهان بند بی خرد و گذشت زکات پیروزی است و اندوه نخوردن عوض توست از آن کس که خیانت کرده است، رایزنی چشم هدایت است. آن کس که با اندیشه خود احساس بی نیازی کند، خود را به خطر انداخته است، شکیبایی با حوادث روزگار مبارزه می کند و بی تابی از یاران حوادث زمانه است، شریف ترین توانگری ترک آرزوهاست. بسا خرد که اسیر فرمان هوای نفس است و تجربه اندوختن از توفیق بود و دوستی پیوند نزدیک را فراهم آورد و هرگز افسرده و ملول را امین مدار.»