[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): إِنْ لَمْ تَکُنْ حَلِیماً فَتَحَلَّمْ، فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بقَوْمٍ إِلَّا أَوْشَکَ أَنْ یَکُونَ مِنْهُمْ.[/hadith]

جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 8، ص14

ان لم تکن حلیما فتحلّم، فانّه قلّ من تشبّه بقوم الّا اوشک ان یکون منهم. «اگر بردبار نیستی خود را به بردباری وادار، چه کم است کسی که خود را همانند مرد می کند و از جمله ایشان نشود.»

تحلّم، یعنی خود را به بردباری وادار کردن، و آنچه علی علیه السّلام فرموده است در روشهای حکمت صحیح است که هر کس خود را شبیه قومی کند و به اخلاق و آداب ایشان متخلق شود و مدتی دراز تمرین و ممارست کند، ورزیدگی و ملکه ای برای او فراهم می شود و این حالت برای او چون خوی و سرشت می شود و از حال خود به این حال منتقل می شود. مگر نمی بینی که عرب صحرانشین سبک بی ادب وقتی به شهرهای بزرگ و دهکده های آباد منتقل می شود و با مردم شهرنشین آمیزش می یابد و اقامتش میان ایشان ممتد می شود، از خلق و خوی اعراب صحرانشین که بر آن پرورش یافته است روی گردان می شود و طبع او لطیف و شبیه شهرنشینان می شود و گویی نسبت به اهل صحرا بیگانه است. این موضوع را در جانداران دیگری غیر از آدمی هم می بینیم و احساس می کنیم. چنانکه باز و شاهین و یوزپلنگ را چنان تربیت می کنند و پرورش می دهند که سرشت اصلی خود را رها می کنند و رام و اهلی می شوند. این موضوع را حتی در شیر که جانوری بسیار وحشی است و دیر رام می شود، می بینیم.

ابن صابی می گوید: عضد الدوله شیرهایی داشته است که با آنها به شکار می رفته است و شیرها همچون یوزپلنگ تربیت شده بودند، شکار را می گرفتند و آن را زنده نگه می داشتند تا عضد الدوله برسد و سر شکار را به طریق شرعی ببرد و این موضوع از شگفتیهای بسیار ظریف است.