[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): إِنَّ هَذهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ کَمَا تَمَلُّ الْأَبْدَانُ، فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ الْحِکْمَةِ.[/hadith]

راه تحصیل نشاط:

این کلام حکمت آمیز پیش از این نیز با همین عبارت و تفاوت بسیار مختصری در کلمات قصار گذشت و نکته های فراوانی در آنجا ذکر کردیم و در اینجا می توان نکات دیگری بر آن افزود. امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه اش راه به دست آوردن نشاط برای انجام کارهای مهم زندگی را نشان داده می فرماید: «این دل ها همانند تن ها، خسته و افسرده می شوند. برای رفع ملالت و افسردگی آنها سخنان حکمت آمیز و زیبا و ظریف انتخاب کنید»; (إِنَّ هَذهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ کَمَا تَمَلُّ الاَْبْدَانُ، فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ الْحِکْمَةِ).

این یک واقعیت است که روح و جسم هر دو بر اثر کارهای مختلف خسته می شوند. چرا؟ زیرا توان نیروی انسان محدود است و این محدودیت سبب خستگی جسم و جان می گردد. اما خدای متعال که انسان را برای ادامه زندگی آفریده به وی قدرتی داده که می تواند جوششی از درون ایجاد کند و این جوشش، نیرو و توان جدیدی برای کارهای مجدد به او بدهد. برای این که این جوشش در زمان خستگی و ناتوانی شتاب گیرد باید از وسایل تفریح استفاده کرد. تفریحات مادی و انواع ورزش ها، جسم را نیرو می بخشد و تفریحات معنوی، لطیفه ها، مزاح ها، شعرهای زیبا، داستان ها نشاط آور و لطائف الحکم خستگی روح را می زداید و به انسان برای عبادت و اطاعت پروردگار و مدیریت کارهای زندگی و تحقیق و کشف مطالب علمی نیرو می دهد. از قدیم معمول بوده که در میان ساعات درس زنگ تفریح می گذاشتند برای این که خستگی و ملالت را از دانش آموز و دانشجو بگیرند. در روایات اسلامی آمده است که از آداب مستحب سفر، مزاح کردن است; مزاحی دور از افراط و آلودگی به گناه. مرحوم علامه طباطبایی بحر العلوم در اشعار فقهی خود می گوید:

وَأکْثِرِ الْمِزاحَ فِی السَّفَرِ إذا *** لَمْ یَسْخَطِ الرَّبَ وَلَمْ یَجْلِبْ أذَیً

در سفرها مزاح زیاد کن; مزاحی که سبب خشم خدا نشود و موجب آزار کسی نگردد.

این شعر برگرفته از حدیثی از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) است که می فرماید: «شش چیز است که نشانه شخصیت انسان است سه چیز در حضر و سه چیز در سفر و آن سه چیز در سفر را به این صورت بیان فرمود: فَبَذْلُ الزّاد وَحُسْنُ الْخُلْقِ وَالْمِزاحُ فِی غَیْرِ الْمَعاصی; بخشیدن بخشی از زاد و توشه به دیگران و حسن خلق و مزاح کردن به صورتی که موجب عصیانی نشود».(1)

این موضوع در مورد سفر تأکید شده زیرا سفرها غالباً آمیخته با خستگی های جسمی و روحی مخصوصاً در ایام گذشته است و این مزاح ها می تواند خستگی ملالت جسمی و روحی را برطرف سازد.

ناگفته پیداست که مزاح باید در حد اعتدال و خالی از افراط و بی بند و باری و دور از اذیت و آزار دیگران و آنچه موجب خشم خداوند می شود باشد.

«طرائف» همان گونه که سابقاً هم اشاره کردیم جمع «طریفة» به معنای هر چیز زیبا، دل انگیز و و شگفتی آور است و «حِکَم» جمع «حکمت» به معنای علم و دانش و مطالب آموزنده و به معنای عقل است، بنابراین «طرائف الحکم» به معنای نکته های لطیف و زیبا است خواه علمی باشد یا ادبی، در قالب شعر باشد یا به شکل نثر; ولی می توان آن را به قرینه روایات و به اصطلاح از باب تنقیح مناط به هر گونه مزاح و سخنانی نشاط انگیز هرچند جنبه علمی نداشته باشد تعمیم و تسری داد.

در حدیثی می خوانیم: که گاه یک مرد عرب بیابانی خدمت پیغمبر(صلی الله علیه وآله) می رسید و هدیه ای برای آن حضرت می آورد. سپس عرض می کرد: «ای رسول خدا؟ أعْطِنا ثَمَنَ هَدیَّتِنا; قیمت این هدیه را لطف کنید» پیغمبر با شنیدن این سخن می خندید و گاه هنگامی که غمگین می شد می فرمود: «ما فَعَلَ الاْعْرابیُ لَیْتَهُ أَتانا; آن مرد اعرابی کجاست ای کاش سراغ ما می آمد».(2)

بار دیگر تأکید می کنیم که نباید برای رفع خستگی آلوده گناه شد آنگونه که در دنیای امروز معمول است که هرگونه سرگرمی سالم و ناسالم را برای رفع خستگی می پسندند، بلکه باید تقوا و اعتدال را در آن رعایت کرد.

این سخن را با شعری که ابن ابی الحدید در شرح این کلام حکمت آمیز مولا آورده پایان می دهیم:

أفِدْ طَبْعَکَ الْمَکْدُودَ بالْجِدّ راحةً *** تَجَمُّ وَعَلِّلْهُ بشَیء مِنَ الْمَزْحِ

وَلکِنْ إذا أعْطَیْتَهُ ذکَ فَلْیَکُنْ *** بمَقْدارِ ما یُعْطَی الطَّعامُ مِنَ الْمِلْحِ

طبع فرسوده و خسته خود را راحتی ببخش تا راحت پذیرد و به وسیله چیزی از مزاح آن را درمان کن.

ولی هنگامی که این فرصت را به طبع خود دادی باید به مقدار نمکی باشد که در طعام می ریزند. (که اگر بیش از حد باشد طعام را شور و غیر قابل استفاده می کند)(3). (4)


پی نوشت:

(1). بحارالانوار، ج 73، ص 113 .

(2). کافی، ج 2، ص 663 .

(3). شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 19، ص 16 .

(4). سند گفتار حکیمانه: این گفتار حکیمانه از کلماتی است که در نهج البلاغه تکرار شده و قبلاً در حکمت 91 با تفاوت بسیار مختصری گذشت و به بخشی از مصادر آن مانند روایت «جاحظ» در رساله نفی التشبیه و ابن عبد ربه در کتاب عقد الفرید اشاره کردیم. ولی مرحوم خطیب منابع دیگری نیز برای این کلام حکمت آمیز در آنجا آورده که ما به علّت تلخیص ذکر نکردیم و در اینجا جبران می کنیم; از جمله مرحوم کلینی در کافی همین معنا را با تفاوت مختصری در الفاظ آورده است. اینها کسانی بودند که قبل از مرحوم سید رضی آن را نقل کرده بودند و بعد از سید رضی، قاضی قضاعی در دستور معالم الحکم و زمخشری در ربیع الابرار با تفاوتی آورده است. محمد بن عبد الرحمان سخاوی نیز در کتاب الاعلان بالتوبیخ لمن ذم التاریخ و نویری در نهایة الارب و فتال نیشابوری در روضة الواعظین نقل کرده اند. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 87)