[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): الصَّلَاةُ قُرْبَانُ کُلِّ تَقِیٍّ، وَ الْحَجُّ جِهَادُ کُلِّ ضَعِیفٍ، وَ لِکُلِّ شَیْءٍ زَکَاةٌ وَ زَکَاةُ الْبَدَنِ [الصَّوْمُ] الصِّیَامُ، وَ جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ.[/hadith]
بهترین وسیله قرب به خدا:
شک نیست که نماز بهترین وسیله تقرب به پروردگار است که از آن در روایات به معراج مؤمن تعبیر شده است(1) که تعبیری بسیار گویا و رسا در تأثیر نماز برای قرب الی الله است; ولی امام(علیه السلام) شرط آن را تقوا شمرده تقوایی که سبب می شود انسان با بال و پر نماز به آسمان ها و ملکوت پروردگار پرواز کند. همان گونه که در قرآن مجید در داستان قربانی فرزندان آدم(علیه السلام) آمده است: «(إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ); خداوند تنها، (قربانی را) از پرهیزگاران می پذیرد».(2)
«قربان» به چیزی گفته می شود که به وسیله آن تقرب می جویند; خواه این وسیله، عبادتی از عبادات مانند نماز و روزه و حج باشد یا گوسفندان و سایر حیوانات قربانی یا صدقه ای در راه خدا. بعضی گفته اند «قربان» مصدر از ماده «قُرب» است ولی با توجه به این که در محل کلام ما معنای وصفی دارد (چیزی که مایه قرب می شود) باید پذیرفت که مصدری است که به معنای وصفی به کار رفته است.
اما این که در مورد حج آن را جهاد هر ضعیفی شمرده ازاین رو است که حج هم جهاد با نفس است و هم آثار جهاد با دشمن را دارد، زیرا مایه وحدت میان مسلمانان و اتحاد صفوف آنها می شود و پشت دشمن را می لرزاند، بنابراین افرادی که توان حضور در میدان جهاد با دشمن را ندارند با حضور در مناسک حج به بخشی از فلسفه جهاد با دشمن فعلیت می بخشند و حتی جوانانی که در حج شرکت می کنند با تحمل مشقات حج و گاه پیاده روی های طولانی و محرومیت از خواب و استراحت، برای میدان جهاد تمرین می کنند.
امام در مورد روزه می فرماید: زکات بدن است، زیرا روزه چیزی از بدن می کاهد; ولی بر برکات آن می افزاید همان گونه که زکات مال ظاهرا چیزی از آن می کاهد; اما برکات غیر قابل انکاری دارد. در جهان نباتات نیز این موضوع در مورد بسیاری از درختان عملی می شود که شاخه های زیادی از آن را می برند ولی بعداً درخت نمو فوق العاده ای پیدا می کند. به گفته شاعر:
زکات مال به در کن که شاخه رَز (3) را *** چون باغبان ببُرد بیشتر دهد انگور!
امام(علیه السلام) می فرماید: جهاد زن شوهرداری شایسته است به سبب آن که در میدان جهاد مشکلات فراوانی است: هم بذل مال است (در زمانی که مجاهدان هزینه های خود را از سلاح و مرکب و غذا می پرداختند) و هم بذل جان و هم جدایی از زن و فرزند و بستگان و در بسیاری از موارد، جراحات سخت جسمی. زن ها نیز هنگامی که در برابر مشکلات خانه داری و گاه اعتراضات و زخم زبان های شوهر قرار می گیرند اگر تحمل و بردباری نشان دهند جهاد مهمی را انجام داده اند.
«اصبغ بن نباته» که از یاران خاص علی(علیه السلام) است از آن حضرت نقل می کند که فرمود: «کَتَبَ اللهُ الْجِهادَ عَلَی الرِّجالِ وَالنِّساءِ فَجِهادُ الرَّجُلِ بَذْلُ مالِهِ وَنَفْسهِ حَتّی یُقْتَلَ فی سَبیلِ اللهِ وَجِهادُ الْمَرْأَةِ أنْ تَصْبرَ عَلی ما رَأی مِنْ أذی زَوْجِها وَغَیْرَتِهِ; خداوند جهاد را بر مردان و زنان واجب کرده است. جهاد مرد در این است که مال و جان خود را انفاق کند تا آنجا که در راه خدا شهید شود و جهاد زن در این است که در برابر آزاری که از شوهرش می بیند و در برابر تعصب ها و حساسیت های او صبر پیشه کند».(4)
در حدیث دیگری که در کتاب در المنثورِ «سیوطی» آمده است می خوانیم که «اسماء» از طائفه انصار نزد پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) آمد در حالی که پیامبر در میان اصحابش نشسته بود. عرض کرد: پدر و مادرم به قربانت باد من به عنوان نماینده زنان خدمت شما آمده ام. جانم به فدایت باد بدان هیچ زنی در شرق و غرب نیست که آمدن مرا نزد تو شنیده باشد مگر این که او هم همین رأی و نظر مرا دارد. خداوند تو را به حق به سوی مردان و زنان مبعوث کرده ما به تو و خدایی که تو را فرستاده ایمان آورده ایم; ولی ما زنان در حقیقت در محاصره و گرفتار محرومیت هایی هستیم: باید در خانه بنشینیم و خواسته های مردان را به جای آوریم، فرزندان شما را متولد می سازیم و شما گروه مردان بر ما برتری پیدا کرده اید در جمعه و جماعات و عیادت بیماران و تشییع جنازه و حج بعد از حج و از همه اینها بالاتر جهاد در راه خداست. هنگامی که یکی از شما به عنوان حج یا عمره یا شرکت در جهاد خارج می شود ما اموالتان را حفظ می کنیم، برای شما لباس می بافیم و اولاد شما را پرورش می دهیم. ای رسول خدا! در چه پاداشی با شما شریک هستیم؟
پیغمبر(صلی الله علیه وآله) با تمام صورت به سوی اصحابش برگشت سپس فرمود: سخن این زن را شنیدید؟ هرگز بهتر از این سؤال در امر دین از کسی شنیده اید؟ همگی عرض کردند: ای رسول خدا! ما باور نمی کردیم زنی به چنین مطالبی برسد (و چنین سخن بگوید) آن گاه پیغمبر(صلی الله علیه وآله) رو به او کرد و فرمود: «اِنْصَرِفی أیَّتُهَا الْمَرْاَةَ وَأعْلَمِی مَنْ خَلْفَکَ مِنَ النِّساءِ أنَّ حُسْنَ تَبَعُّلِ إحداکُنَّ لِزَوْجِها وَطَلَبَها مَرْضاتَهُ وَاتِّباعَها مُوافَقَتَهُ یَعْدلُ ذلِکَ کُلِّهِ; بانو برگرد و به زنانی که پشت سر تو هستند (و از طرف آنها آمده ای) اعلام کن که شوهرداری یکی از شما به صورت شایسته و به دست آوردن خشنودی او و پیروی از موافقتش معادل تمام این اعمال خیر است».
«فَأدْبَرَتِ الْمَرْأَةُ وَهِیَ تُهَلِّلُ وَتُکَبِّرُ اسْتِبْشاراً; آن زن باز گشت و از روی شادی تکبیر و لا اله الا الله می گفت».(5)
نکته:
فلسفه احکام:
به یقین تمام احکام الهی فلسفه و حکمت هایی دارد که به ما باز می گردد. خداوند حکیم است; نه بی حساب به چیزی فرمان می دهد و نه بی دلیل از چیزی نهی می کند و از آنجا که او هستی کامل و بی عیب و نقص است، فلسفه های این احکام به ذات پاکش بر نمی گردد، بلکه همگی برای تربیت نفوس انسان هاست. این مطلبی است که هر کس کمترین توجهی به حکیم بودن خداوند داشته باشد آن را درک می کند; ولی با نهایت تأسف جمعی در میان مسلمانان پیدا شده اند که تبعیت احکام را از مصالح و مفاسد و حسن و قبح زیر سؤال برده اند و این در حالی است که هم در قرآن مجید و هم در روایات اسلامی به طور گسترده اشاره به فلسفه بسیاری از احکام شده است و این نشان می دهد که ما حق داریم از فلسفه احکام جستجو کنیم که در کلام حکیمانه بالا به بخشی از آن اشاره شده است و فایده مهم آن تشویق همه مکلفان به اطاعت از این احکامِ دارای چنین فوائد بزرگی است; درست مثل این که طبیب آثار شفابخش داروهای خود را برای بیمارش شرح دهد تا او را تشویق سازد از دل و جان به نسخه اش عمل کند.
شرح بیشتر درباره این مطلب را ذیل حکمت 252 خواهیم داد إن شاءالله، و در ذیل خطبه 110 نیز بحث مبسوطی در این زمینه بیان داشتیم. همچنین در کتاب دائرة المعارف فقه مقارن در جلد اول بحث بسیار مشروحی در این زمینه آورده ایم.(6)
پی نوشت:
(1). مستدرک سفینة البحار، ج 6، ص 343.
(2). مائده، آیه 27 .
(3). «رز» به معنای درخت انگور است.
(4). کافی، ج 5، ص 9، ح 1.
(5). در المنثور، ج 2، ص 153 ذیل آیه 34 سوره نساء.
(6). سند گفتار حکیمانه: طبق نقل مرحوم خطیب در کتاب مصادر نهج البلاغه، این گفتار حکیمانه قبل از نهج البلاغه در کتاب تحف العقول در مجموعه ای از کلمات آن حضرت آمده تنها عبارت «وَجِهادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُلِ» در آنجا نیست ولی این جمله به اضافه جمله اول و دوم در کتاب خصال نقل شده و این جمله در فروع کافی نیز دیده می شود. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، 121). با مراجعه به تحف العقول در یافتیم که جمله اخیر نیز با کمی تغییر در آن آمده است. (تحف العقول، ص 111)