کتاب : یاس یاسین
آینه بیغبار (دفتر دوم)
گونه : مرثیه
قالب شعر : غزل
مناسبت : فاطمیه
وزن : فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
من که از سایۀ اندوه، حذر میکردم
رنگ غم داشت به هرجا که نظر میکردم
شوق دیدار پدر بود، پس از هجرت او
آرزویی که من سوختهپر میکردم
«چون صدف، قطرۀ اشکی که به من میدادند
میزدم بر لب خود مُهر و، گهر میکردم»
شعلۀ آهی اگر از دل من سر میزد،
روز را شام غریبانِ دگر میکردم
خستهدل بودم و با صوت دلانگیز بلال
زنده در خاطر خود یاد پدر میکردم
تا شنیدم ز پدر مژدۀ رفتن، خود را
از همان روز مهیای سفر میکردم
من و اندیشه ز طوفان حوادث؟ هیهات!
پیش امواج بلا سینه، سپر میکردم
من و این پهلوی آزرده، خدا میداند،
شب خود را به چه تقدیر، سحر میکردم
محرم سرّ جهان بود علی، اما من
فضه را باید از این راز خبر میکردم
یادم از خاطرۀ غصب فدک میآمد
گاهگاهی که از آن کوچه گذر میکردم