• تاریخ: 1378/08/15

    بیانات در دیدار کارگزاران نظام

همیشه‏ی سالهای گذشته، وقتی مسأله‏ی مبعث و خاطره‏ی بزرگ بعثت مطرح می‏شده است، هم ملت ما حرکت و بعثت عمومی و برانگیختگی ملیِ تاریخی خود را در انقلاب، ادامه‏ی آن بعثت عظیم نبوی دانسته، هم این سؤال لااقل در ذهنهای افرادی از مردم از خواص و اهل نظر پیش آمده است که راز پیشرفت اسلام در آن روزگار غربت معرفت و عمومیت جهل، که همه‏ی دنیا را پر کرده بود، چه بود. فقط در منطقه‏ی عربی نبود که جاهلیت حاکم بود. در دو امپراتوری عظیم آن روز یعنی امپراتوری ایران ساسانی و امپراتوری روم همین جاهلیت وجود داشت؛ در آن مناطق هم از عدالت خبری نبود؛ در آن مناطق هم تبعیض بود. در همین ایران، درس خواندن و معرفت آموختن، مخصوص به طبقاتی بود و عامه‏ی مردم حق نداشتند درس بخوانند. برده‏داری به بدترین شکلش، معامله‏ی با ضعفا به بدترین شکل، مسأله‏ی زن و حضور زنان در جامعه و معامله با زنان در زشت‏ترین و تحقیرآمیزترین شکل. همه جا جاهلیت بود؛ همه جا معرفت غریب بود. اسلام آمد و خورشید معرفت اسلامی بر دلها و ذهنها تابید و با وجود جهالت عالم و نامساعد بودن اوضاع و احوال، این کاروانِ رشد و ترقّیِ انسانی با سرعت پیش رفت. نیم قرن از دوران بعثت نگذشته بود که بیش از نیمی از دنیای آباد عالم، در حیطه‏ی تصرّف اسلام قرار گرفت. این چیز کمی نیست. هرجا اسلام رفت، توده‏های مردم از آن استقبال کردند و قدرتهای پوشالیِ مانع و مزاحم، به آسانی کنار گذاشته شدند. این چه عاملی بود که توانست این‏طور اقتدار اسلام را پیش ببرد و بعد هم تمدّن اسلامی را پایه‏گذاری کند که این تمدّن اسلامی، حتی در دوران انحطاط قدرت سیاسی اسلام هم در اوج تلألؤ و اقتدار باقی ماند؛ فرهنگ دنیا را تحت تأثیر قرار داد؛ علم را گسترش داد و فرهنگ اسلامی را رایج کرد؟ این‏ها تجربیات خیلی عجیبی در تاریخ است. عامل این‏ها چیست؟ این، موضوع یک بحث خیلی طولانی است. محقّقان و نویسندگان روی این مسئله کار کردند؛ بازهم باید کار کنند.