متن پرسش
در آیه 13 سوره قلم منظور از زنیم چه کسی است؟
پاسخ
قرآن کریم در بیان اوصاف منافقان و تکذیب کنندگان رسالت پیامبر اکرم(ص)، پس از آنکه از صفات عیبجویی، سخنچینی، مانع کار خیر بودن، تجاوز و گناهکاری آنان یاد میکند، در توصیفی برای این تبهکاران میفرماید: «عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِکَ زَنِیمٍ»؛[1] و پس از آن (همه صفات زشت) خشن، و سنگدل و بیاصل و ریشه است.
در این آیه دو صفت دیگر از اوصاف منافقان بیان شده است:
-
«عتل»: عتل به کسی میگویند که بسیار غذا میخورد، و همه چیز را به سوی خود میکشد، و دیگران را از آن باز میدارد.[2] البته در تفسیری از امام صادق(ع) نقل شده است که مراد از «عتل» در این آیه به معنای فردی است که بسیار کفران نعمت میکند.[3]
-
«زنیم»: زنیم از ریشه «زنم» است که واژه «زنمه» نیز از همان ریشه میباشد. زنمه به قسمتی از گوش گوسفند میگویند که آویزان است، گویی جزء گوش نیست و تنها به آن آویزان است. و مراد از «زنیم» در این آیه، فردی است که اصل و نسب روشنی ندارد، و او را به قومی نسبت میدهند، در حالیکه از آنها نیست؛[4] یعنی زنا زادهای که منسوب به قومی است که در نسب واقعاً از آنها نیست.[5]
شعبی میگوید: «زنیم» کسی است که به بدی و شرارت شهرت داشته و هرگاه از شرّ و بدی یاد شود، مردم ناخودآگاه او را به یاد میآورند.[6]
امام علی(ع) میفرماید: زنیم کسی است که ریشه و اصالت خانوادگی ندارد.[7]
از رسول خدا (ص) در معنای «عتل زنیم» سؤال شد، فرمود: «سیری ناپذیر، بد خلق، پرخور، پرنوش و ستمگر است».[8]
بیشتر مفسران معتقدند که این آیه در شأن ولید بن مغیره[9] و یا أخنس بن شریق[10] نازل شده است.
نیز گفته شده است که از عبارت «بعد ذلک» که در این آیه موجود است، برداشت میشود که دو ویژگی اخیر(عتل) و (زنیم) از سایر رذائلی که برای منافقان و مخالفان پیامبر(ص) برشمرده شده، بدتر است.[11]
و ظاهراً این جمله اشاره به آن دارد که شخص مورد نظر، آن قدر دارای صفات خبیث است که دیگر جا ندارد در امر حق از او اطاعت شود: «وَ لا تُطِعْ کُلَّ حَلاَّفٍ مَهین»،[12] و بر فرض هم که از آن خبائث صرف نظر شود، وی فردی تندخو، خشن و بیاصل و نسب است که اصلاً نباید در جوامع بشری به مانند او اعتنا شود، و باید از هر جامعهای طرد شود، و افراد جامعه نه به سخن او گوش دهند و نه در عملی پیرویش کنند.[13]
اما از طرفی به نظر میرسد این صفات مقصود بالذات نباشند، بلکه در حقیقت کنایههایی از صفاتی است که به اخلاق آدمی پیوستگی دارد. گواه این ادعا چیزی است که در خصوص ریشه کلمه و معنای آن در کتابهای لغت آمده است؛ لذا به نظر میرسد که این کلمه بسیاری از صفات شر و باطل را شامل میشود، و انسان در آن هنگام «عتل» است که انحراف او بسیار بزرگ بوده باشد و صفات بد یکدیگر را برای فرو فرستادن او به حضیض بدی و گناهکاری به مدد بخوانند، و همین امر است که سیاق قرآنی به آن اشاره کرده و «عتل» را از آخرین صفات خوانده و آشکار کرده است که پس از فراهم آمدن بسیاری از صفات بد در انسان پدید میآید: «بعد ذلک».[14]
پاورقی
[1]. قلم، 13.
[2]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص 546، دمشق، بیروت، دارالقلم، الدار الشامیة، چاپ اول، 1412ق.
[3]. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق، مصحح، موسوی جزائری، سید طیب، ج 2، ص 380، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، 1404ق.
[4]. المفردات فی غریب القرآن، ص 383.
[5]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی، محمد جواد، ج 10، ص 502، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش؛ فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج 30، ص 605، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420ق.
[6]. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 10، ص 502.
[7]. همان.
[8]. همان.
[9]. همان.
[10]. ابن عاشور، محمد بن طاهر، التحریر و التنویر، ج 29، ص 71، بیروت، مؤسسه التاریخ، چاپ اول، بی تا.
[11]. آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، تحقیق، عطیة، علی عبدالباری، ج 15، ص 31، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق.
[12]. قلم، 10.
[13]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج19، ص: 372 قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1417ق.
[14]. ر. ک: مدرسی، سید محمدتقی، تفسیر هدایت، گروه مترجمان، ج 16، ص 224- 225، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، چاپ اول، 1377ش.