متن پرسش
آیا در مورد حضرت صالح(ع) در احادیث معتبر چیزی آمده است؟ درباره مقامشان یا ویژگی خاص اخلاقی و ظاهری آنحضرت؟
پاسخ
حضرت صالح(ع) پیامبری است که نام او 9 بار در قرآن تکرار شده است و به بخشی از داستان او نیز پرداخته شده است؛ از اینرو تردیدی در وجود چنین پیامبری وجود ندارد، و آنچه قرآن در مورد او گزارش کرده یقیناً صحیح است، اما گزارشهای گوناگون دیگری از ایشان در کتب تاریخی و روایی وجود دارد که هر کدامشان باید به صورت جداگانه مورد بررسی سندی و محتوایی قرار گیرد. در ذیل به برخی از این گزارشها اشاره میکنیم:
در مورد نسب آنحضرت میگویند؛ ایشان «صالح بن عبد بن ماسح بن عبید بن حاجر ابن ثمود بن عابر بن ارم بن سام بن نوح»،[1] «صالح بن ثمود بن عابر بن ارم بن سام بن نوح»،[2] و «صالح بن حاثر بن ثمود بن حاثر بن سام بن نوح» بودند.[3]
همچنین گزارشی وجود دارد که بین حضرت صالح(ع) و پیامبر قبل از او، یعنی حضرت هود(ع) صد سال فاصله بوده است.[4]
صالح(ع)، در شانزده سالگی به مقام پیامبری رسید و تا 120 سالگی در میان قوم خود(ثمود) به سر برد.[5] آنحضرت 280 سال عمر کرد.[6] درباره محل دفن حضرت صالح مکانهای مختلفی ذکر کردهاند: شبوه،[7] مکه،[8] عکّا(یا عکّه) در سواحل شام،[9] و قِنَّسْرین.[10]
در مورد مشخصات ظاهری حضرت صالح(ع)، امام صادق(ع) فرمود: «صالح، مدتی از میان قوم خود پنهان شد و هنگام پنهان شدن، مردی کامل و خوش اندام، دارای ریش زیاد، گونههای کمگوشت، و قد و قامت متوسّط بود، ولی وقتی به سوی قوم خود بازگشت، چهرهاش تغییر یافته بود و به همین دلیل او را نشناختند و به سه گروه تقسیم شدند:
- دستهای که منکر وی شدند، 2. دستهای که به شک افتادند، 3. دستهای که یقین داشتند که او همان صالح پیغمبر است...».[11]
همچنین نقل شده است که او شخصی سرخرو و مایل به سفیدی بود. او مانند عیسی(ع) کفش به پا نمیکرد و پابرهنه راه میرفت، خانه و مسکنی نداشت و همیشه کنار شتر خود بود[12] و به شغل تجارت میپرداخت.[13]
در مورد مقام حضرت صالح(ع) روایاتی وارد شده است:
-
شخصی از پیامبر اکرم(ص) پرسید چه کسانی روز قیامت با تو سوار هستند؟ پیامبر(ص) فرمود: «در آن روز چهار نفر سوار هستند: من، علی، فاطمه و صالح پیامبر خدا. من بر براق سوار هستم، فاطمه بر شتر عضباء، صالح بر آن شتری که کشته شد و علی بر یکی از شتران بهشتی که مهار آن از یاقوت است...».[14]
-
در تفسیر قمّی چنین آمده است: «...هنگام نازل شدن عذاب بر قوم ثمود، خداوند ملائکهای را فرستاد تا او را از بلاء حفظ کنند».[15]
پاورقی
[1]. ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج 1، ص 130 – 131، بیروت، دار الفکر، 1407ق.
[2]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 11، ص 377، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق.
[3]. قطب الدین راوندی، سعید بن هبة الله، قصص الأنبیاء(ع)، محقق، عرفانیان یزدی، غلامرضا، ص 95، مشهد، مرکز پژوهشهای اسلامی، چاپ اول، 1409ق.
[4]. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج 2، ص 15، قم، دار الهجرة، چاپ دوم، 1409ق.
[5]. عیّاشی، محمد بن مسعود، التفسیر، ج 2، ص 20، تهران، المطبعة العلمیة، چاپ اول، 1380ق.
[6]. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج 3، ص 41، بور سعید، مکتبة الثقافة الدینیة، بیتا.
[7]. هروی، ابوالحسن علی بن ابیبکر، الاشارات الی معرفة الزیارات، ص 82، قاهره، مکتبة الثقافة الدینیة، چاپ اول، 1423ق.
[8]. ابن فقیه همدانی، احمد بن محمد بن اسحاق، البلدان، ص 74، بیروت، عالم الکتب، چاپ اول، 1416ق.
[9]. ابن جبیر، ابو الحسن محمد بن احمد، رحلة، ص 249، بیروت، دار و مکتبة الهلال، بیتا؛ حافظ ابرو خوافی، شهاب الدین عبدالله، جفرافیای حافظ ابرو، ج 1، ص 330، تهران، میراث مکتوب، چاپ اول، 1375ش؛ حمیری، محمد بن عبد المنعم، الروض المعطار فی خبر الاقطار، ص 410، بیروت، مکتبة لبنان، چاپ دوم، 1984م.
[10]. یاقوت حموی، شهاب الدین ابو عبدالله، معجم البلدان، ج 4، ص 403، بیروت، دار صادر، چاپ دوم، 1995م.
[11]. ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، محقق، غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 136، تهران، اسلامیه، چاپ دوم، 1395ق؛ بحار الانوار، ج11، ص 386 – 387.
[12]. ابن قتیبة دینوری، عبدالله بن مسلم، المعارف، ص 29، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب، چاپ دوم، 1992م.
[13]. همان، ص30.
[14]. صدوق، محمد بن علی، الأمالی، ص 206 – 207، بیروت، اعلمی، چاپ پنجم، 1400ق.
[15]. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج 2، ص 132، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، 1404ق.