متن پرسش

خداوند می‌فرماید: «لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ» و می‌فرماید: «إِنَّ الَّذینَ یُبَایِعُونَکَ إِنَّمَا یُبَایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِمْ فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّمَا یَنْکُثُ عَلَی نَفْسهِ وَمَنْ أَوْفَی بمَا عَاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیماً»، تفسیر این آیات چیست و چرا دست رسول خدا(ص) در عبارت «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِمْ» نیامده است؟

پاسخ اجمالی

این آیات شریفه؛ در مقام قدردانی و اعلام رضایت خداوند از اهل ایمان است که با پیامبر اکرم(ص) بیعت کردند و دست خود را در دست پیشوا و رهبر خود ‌گذاشتند و پیمان وفاداری را از این طریق آشکار کردند.

برخی از مفسران در تفسیر «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِمْ» گفته‌اند: «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِمْ»؛ یعنی این‌که قدرت و نصرتی که خدای تعالی به پیامبر اسلام(ص) داده، بالاتر از قدرت‌ و نصرت‌ بیعت کنندگان با پیامبر(ص) است.

بنابراین، وقتی خداوند پشتیبان کسانی است که با رسول او بیعت کرده‌اند، به طریق اولی دست او پشتیبان آن رسول هم خواهد بود؛ همان‌طور که این موضوع در آیات دیگری از قرآن نیز بیان شده است؛ مانند این آیه شریفه: «اگر شما (همسران پیامبر) از کار خود توبه کنید (به نفع شماست، زیرا) دل‌هایتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهید، (کاری از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند».

پاسخ تفصیلی

در دو آیه مورد پرسش می‌خوانیم:

  1. «إِنَّ الَّذینَ یُبایِعُونَکَ إِنَّما یُبایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِمْ فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی‏ نَفْسهِ وَ مَنْ أَوْفی‏ بما عاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتیهِ أَجْراً عَظیماً»؛[1] کسانی که با تو بیعت می‌کنند (در حقیقت) تنها با خدا بیعت می‌نمایند، و دست خدا بالای دست آنها است پس هر کس پیمان‌‌شکنی کند، تنها به زیان خود پیمان شکسته است و آن‌‌کس که نسبت به عهدی که با خدا بسته وفا کند، به زودی پاداش عظیمی به او خواهد داد.

«بیعت»؛ به معنای پیمان بستن برای فرمان‌‌برداری و اطاعت از کسی است،[2] و چنین مرسوم بوده که آن‌‌کس که پیمان اطاعت می‌بست دست خود را در دست پیشوا و رهبر خود می‌گذاشت و پیمان وفاداری را از این طریق آشکار می‌نمود. و از آن‌جا که به هنگام «معامله و بیع» نیز دست به دست هم می‌دادند و قرار داد معامله را می‌بستند، واژه «بیعت» به این پیمان‌ها اطلاق شده است، به ویژه این‌که آنها در پیمان خود گویی جان خویش را در معرض معامله با فردی که با او اعلام وفاداری داشتند قرار می‌دادند.[3]

از این‌جا معنای «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِمْ»(دست خدا بالای دست آنها است) روشن می‌شود، این تعبیر کنایه از آن است که بیعت با پیامبر اسلام(ص) یک بیعت الهی است، گویا دست خدا بالای دست آنها قرار گرفته، نه تنها با پیامبرش که با خدا بیعت می‌کنند،[4] و این‌گونه کنایات در زبان عرب بسیار معمول است. بنابر این، کسانی که این جمله را چنین تفسیر کرده‌اند که «قدرت خدا ما فوق قدرت آنها است» یا «نصرت و یاری خدا برتر از نصرت و یاری مردم است» و امثال آن تناسبی با شأن نزول آیه و مفاد آن ندارد، هر چند این مطلب در حد ذات خود مطلب صحیحی است. سپس، به همه بیعت کنندگان هشدار می‌دهد که اگر بر سر پیمان و عهد خود بمانند پاداش عظیمی خواهند داشت، اما اگر آن را بشکنند زیانش متوجه خود آنها است، تصوّر نکنند به خدا ضرری می‌رسانند، بلکه بقای جامعه و عظمت و سر بلندی و قوّت و قدرت و حتی موجودیت خویش را به خاطر پیمان‌شکنی به خطر می‌افکنند.[5]

در حدیثی از امیر مؤمنان علی(ع) آمده است: «در جهنم شهری است به نام حصینه، آیا از من نمی‌پرسید در آن شهر چیست؟ کسی عرض کرد: ای امیر مؤمنان! در آن شهر چیست؟! امام علی(ع) فرمود: دست‌های پیمان‌شکنان».[6] از این‌جا روشن می‌شود که مسئله پیمان‌شکنی و نقض بیعت از دیدگاه اسلام چقدر زشت و قبیح است.[7]

اما برخی دیگر از مفسران چنین نظر داده‌اند که؛ وقتی خدا اعلام می‌کند «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِمْ»؛ یعنی این‌که قدرت و نصرت خدای تعالی پیامبر خود را، بالای قدرت‌ها و نصرت‌های بیعت کنندگان است.[8] بنابراین، وقتی خداوند پشتیبان کسانی است که با رسول او بیعت کرده‌اند، به طریق اولی دست او پشتیبان آن رسول هم خواهد بود؛ همان‌طور که این موضوع در آیات دیگری از قرآن نیز بیان شده است؛ مانند این آیه شریفه: «اگر شما (همسران پیامبر) از کار خود توبه کنید (به نفع شماست، زیرا) دل‌هایتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهید، (کاری از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند یاور او است و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند».[9]

  1. «لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنینَ إِذْ یُبایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فی‏ قُلُوبهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکینَةَ عَلَیْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَریباً»؛[10] خداوند از مؤمنان -هنگامی که در زیر آن درخت با تو بیعت کردند- راضی و خشنود شد خدا آنچه را در درون دل‌هایشان (از ایمان و صداقت) نهفته بود می‌دانست، از این‌رو، آرامش را بر دل‌هایشان نازل کرد و پیروزی نزدیکی به عنوان پاداش نصیب آنها فرمود.

این آیه شریفه؛ در مقام قدردانی و اعلام رضایت از اهل ایمان است که در سفر حدیبیّه دعوت رسول اکرم(ص) را پذیرفته، به همراه آن‌حضرت به قصد عمره از مدینه خارج شده و به سوی مکه رهسپار شدند. نظر به این‌که در سرزمین حدیبیّه با دفاع و جلوگیری خالد بن ولید مواجه شده، ناگزیر توقّف نمودند و زمینه طرح جنگ پیش آمد، با این‌که پیامبر اسلام(ص) به کفّار قریش و بت‌پرستان مکه اعلام فرمود که غرض از توجّه به مکه برای انجام عمره و زیارت خانه خدا است ولی کفّار راضی نشدند. بر این اساس پیامبر اکرم(ص) از همراهان خود خواست که با او بیعت نمایند، و در پیکار با مشرکان کوتاهی نکنند، و کسی پشت به میدان جهاد نکند، همراهان نیز قبول نموده اقدام به بیعت با رسول خدا(ص) در زیر درخت معهودی در همین سرزمین حدیبیّه نمودند و با توجه به موقعیت حساس و اقدام به بیعت هر یک از همراهان با آن‌حضرت، این کار مورد رضایت ساحت پروردگار قرار گرفت و وعده اجر و ثواب به هر یک از آنان داده شد. به همین جهت «بیعت رضوان» (بیعت خشنودی خداوند)[11] نامیده شده است و لرزه بر اندام مشرکان انداخت و نقطه عطفی در تاریخ اسلام بود.[12]


پاورقی

[1]. فتح، 10.

[2]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: داودی، صفوان عدنان، ص 155، دارالعلم‏، الدار الشامیة، دمشق، بیروت، چاپ اول، 1412ق.

[3]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 22، ص 44 – 46، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374ش.

[4]. فیض کاشانی، ملا محسن، الأصفی فی تفسیرالقرآن، تحقیق: درایتی، محمدحسین، نعمتی، محمدرضا، ج 2، ص 1183، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ اول، 1418ق؛ تفسیر نمونه، ج 22، ص 44 – 45.‏

[5]. تفسیر نمونه، ج 22، ص 44 – 46.

[6]. شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 254، دار الشریف الرضی للنشر، قم، چاپ دوم، 1406ق.

[7]. ر.ک: «نقش بیعت در فعلیت مقام امامت»، سؤال 1350؛ «بیعت در نهج البلاغه»، سؤال 2243.

[8]. شریف لاهیجی، محمد بن علی، تفسیر شریف لاهیجی، تحقیق: حسینی ارموی(محدث)، میر جلال الدین، ج 4، ص 190، دفتر نشر داد، تهران، چاپ اول، 1373ش؛ تستری، ابومحمد سهل بن عبدالله، تفسیر التستری، تحقیق: عیون السود، محمد باسل، ج 1، ص 147، منشورات محمدعلی بیضون، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1423ق.

[9]. تحریم، 4.

[10]. فتح، 18.

[11]. ر.ک: «رضایت خداوند از بیعت کنندگان با پیامبر(ص) در بیعة الرضوان»، سؤال 2793.

[12]. حسینی همدانی، سید محمد حسین، انوار درخشان، تحقیق: بهبودی، محمد باقر، ج 15، ص 351 – 352، کتابفروشی لطفی، تهران، چاپ اول، 1404ق؛ ‏تفسیر نمونه، ج 22، ص 65 – 66؛ و ر.ک: ابن سعد هاشمی بصری، محمد، الطبقات الکبری، تحقیق: عطا، محمد عبد القادر، ج 2، ص 72 – 81، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1410ق.