متن پرسش
حدیثی با این عنوان به پیامبر اسلام(ص) نسبت داده میشود: «هر کس روزانه یک وعده غذا بخورد گرسنه نیست، هر کس دو وعده بخورد عابد نیست و هر کس سه وعده بخورد او را کنار چار پایان ببندید» لطفاً راهنمایی بفرمایید: 1. سندیت حدیث از نظر صحیح و مجعول بودن چگونه است؟ آیا این حدیث مورد وثوق علم رجال و راویان حدیث میباشد؟ 2. آیا منظور ار وعده؛ صبحانه، ناهار و شام میباشد که این امر تناقضی با دستورات اسلام ندارد؟
پاسخ اجمالی
روایاتی که درباره خوردن غذا در شبانه روز نقل شده؛ هر چند به ظاهر مختلفند، اما با تحقیق و تأمل روشن میشود که تعارضی میان آنها نیست؛ آنچه از جمعبندی این احادیث به دست میآید این است که دو بار غذا خوردن در روز (صبح و شام) برای تداوم سلامت بدن، سودمند است، چنانکه براساس تصریح قرآن، بهشتیان نیز در همین دو وقت، غذا میخورند.
گفتنی است؛ آنچه گفته شد معمولاً درباره افرادی است که با دو وعده غذا به سلامت بدن آنها ضرر نمیرساند و نیرو و توان کار کردن را دارند و برای اشتغالات زندگی آنها کافی است، اما افرادی هم هستند که به جهت کارها و شغلهای سنگین بدنشان نیازمند خوردن بیشتر از دو یا سه وعده غذایی میباشد. البته در صورتی که به پُرخوری نینجامد.
پاسخ تفصیلی
روایاتی که از پیامبر اکرم(ص) و امامان(ع) درباره وعدههای خوردن غذا در شبانه روز نقل شده، از این قراراند:
الف. تأکید بر صبحانه خوردن
پیامبر اکرم(ص): «هر کس خواهان ماندن است و البتّه ماندنی در کار نیست، باید صبح زود صبحانه بخورد...».[1]
ب. تأکید بر خوردن شام
پیامبر اکرم(ص):
-
«خوردن شام را ترک نکنید و حتّی اگر شده، مُشتی خرما تناول کنید؛ زیرا ترک شام، پیری میآورد».[2]
-
«خوردن شام را ترک نکنید، حتّی اگر خرمایی خشکیده باشد، که میترسم امّتم به خاطر ترک شام، دچار پیری شوند؛ زیرا خوردن شام، نیروبخش پیر و جوان است».[3]
-
«هر کس شب شنبه و یکشنبه، پشت سرِ هم شام نخورد، از وجود او چیزی میرود که تا چهل روز باز نمیگردد (جبران نمیشود)».[4] این روایت از امام صادق(ع) نیز نقل شده است.[5]
ج. خوردن یک وعده عذا در روز
-
پیامبر اکرم(ص): «هر کس در روز، یک وعده بخورد، گرسنه نیست، و هر کس دو وعده بخورد، عابد نیست، و هر کس سه وعده بخورد، او را با چارپایان ببندید».[6]
-
عایشه گفته است: پیامبر خدا مشاهده کرد که من، روزی دو وعده میخورم. فرمود: «ای عایشه! دنیا را شکم خود کردهای! بیش از یک وعده در روز خوردن، اسراف است و خداوند، اسرافکاران را دوست ندارد».[7]
د. سه وعده در روز
امام رضا(ع): «مقدار بایسته در خوراک، آن است که چون هشت ساعت از روز میگذرد، یکبار غذا بخوری، یا در دو روز، سه وعده غذا میل کنی [بدین ترتیب که]: در ساعات نخستین روز، ناشتایی بخوری. سپس در همان روز، شام بخوری و سپس چون دیگر روز فرا رسید، پس از گذشت هشت ساعت از آغاز روز، یک وعده دیگر بخوری و در آن روز، تو را به شام، نیازی نیست. جدّ من محمّد(ص) به علی(ع) چنین فرمود که: [از هر دو روز،] در یک روزش، یک وعده و در روز دیگرش دو وعده باشد ...».[8]
بررسی احادیث مربوط به وعدههای غذا
احادیث رسیده از پیشوایان درباره «وعدههای غذا»، به پنج دسته تقسیم میشوند:
یک. آنچه با الهام گرفتن از قرآن در مورد چگونگی غذا خوردن بهشتیان، به دو وعده غذا در صبح و شام،[9] توصیه نموده است. و چنین روشی در غذا خوردن نیز مستحب است.[10]
دو. آنچه بر خوردن صبحانه و نهی از ترک آن، تأکید دارد.
سه. آنچه بر خوردن شام و نهی از ترک آن، بویژه در افراد مُسن، تأکید نموده است.
چهار. آنچه بر یک بار غذا خوردن در روز، تأکید دارد.
پنج. آنچه به سه وعده غذا در دو روز، توصیه نموده است.
احادیث دسته اوّل، دوم و سوم، نه تنها تعارضی با یکدیگر ندارند، بلکه مؤیّد همدیگرند؛ زیرا دسته اوّل، به دو وعده غذا خوردن در صبح و شام، توصیه میکند و دسته دوم و سوم، تأکید دارند که صبحانه و شام نباید ترک شوند.
درباره روایات دسته چهارم باید گفت:
اولاً: سند روایت اول ضعیف است؛ زیرا این روایت در منابع روایی متقدم و حتی متأخر شیعه – مانند بحار الانوار – نیامده است، و تنها در کتاب «المواعظ العددیه» نوشته ابن قاسم حسینی عاملی(از علمای قرن یازدهم)، آمده است.
سند روایت دوم نیز ضعیف میباشد.[11]
ثانیاً: روایات دیگری که درباره وعدههای غذا وارد شده و محدّثین و فقها به آنها استناد کردهاند، قویتر به نظر میرسند، لذا بر این روایت مقدم میشوند.
امّا تنها حدیث قرار گرفته در دسته پنجم که به سه وعده غذا در دو روز توصیه میکند، هم از نظر سند ضعیف است؛ زیرا منقول از کتاب «طبّ الرضا» است و استناد این کتاب به امام رضا(ع) ثابت نیست، و هم از نظر دلالت؛ زیرا مخاطب آن، مأمون عبّاسی است و ممکن است توصیه یاد شده برای شخص او باشد.
بنا بر این، جمعبندی احادیث گذشته، این میشود که دو بار غذا خوردن در روز (صبح و شام) برای تداوم سلامت بدن، سودمند است، چنانکه بهشتیان نیز که در خانه سلامت، زندگی جاوید دارند، در همین دو وقت، غذا تناول مینمایند.
گفتنی است؛ آنچه گفته شد معمولاً درباره افرادی است که با دو وعده غذا به سلامت بدن آنها ضرر نمیرساند و نیرو و توان کار کردن را دارند و برای اشتغالات زندگی آنها کافی است، اما افرادی هم هستند که به جهت کارها و شغلهای سنگین بدنشان نیازمند خوردن بیشتر از دو یا سه وعده غذایی میباشد. البته در صورتی که به پرخوری نینجامد. این افراد از محل بحث خارج هستند.
پاورقی
[1]. شیخ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 555، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1413ق؛ ابن قتیبه دینوری، أبو محمد عبد الله بن مسلم، عیون الأخبار، ج 3، ص 293، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1418ق.
[2]. ابن ماجه قزوینی، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، تحقیق: عبد الباقی، محمد فؤاد، ج 2، ص 1113، دار إحیاء الکتب العربیة، فیصل عیسی البابی الحلبی، بیتا.
[3]. برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ج 2، ص 421، قم، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1371ق.
[4]. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص 195، قم، شریف رضی، چاپ چهارم، 1412ق.
[5]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 6، ص 289، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[6]. «مَن أکَلَ فی الیَومِ مَرَّةً لَم یَکُن جائِعاً، و مَن أکَلَ مَرَّتَینِ لَم یَکُن عابداً، و مَن أکَلَ ثَلاثَ مَرّاتٍ اربُطوهُ مَعَ الدَّوابِّ!»؛ ابن قاسم حسینی عاملی(از علمای قرن یازدهم)، سید محمد بن محمد،المواعظ العددیّة، ص 147، قم، طلیعه نور، چاپ اول، 1384ش.
[7]. عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: رَآنِی رَسُولُ اللهِ(ص)، وَ أَنَا آکُلُ فِی یَوْمٍ مَرَّتَیْنِ فَقَالَ: «یَا عَائِشَةُ اتَّخَذَتِ الدُّنْیَا بَطْنَکَ أَکْثَرَ مِنْ أَکْلَةٍ کُلَّ یَوْمٍ سَرَفٌ، وَ اللهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ»؛ أبو بکر بیهقی، أحمد بن حسین، شعب الایمان، ج 7، ص 457، ریاض، مکتبة الرشد للنشر والتوزیع، چاپ اول، 1423ق.
[8]. منسوب به امام رضا(ع)، طب الإمام الرضا(علیه السلام) (الرسالة الذهبیة)، ص 15 – 16، قم، دار الخیام، چاپ اول، 1402ق.
[9]. مریم، 62: «لا یَسْمَعُونَ فیها لَغْواً إِلاَّ سَلاماً وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فیها بُکْرَةً وَ عَشیًّا»؛ در آنجا هرگز گفتار لغو و بیهودهای نمیشنوند و جز سلام در آنجا سخنی نیست و هر صبح و شام، روزی آنان در بهشت مقرّر است.
[10]. ر.ک: شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج 24، ص 327 – 328، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1409ق؛ نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، ج 36، ص 464، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، 1404ق.
[11]. ر.ک: شعب الایمان، ج 7، ص 457.