مرحوم استاد سید «محمد باقر موسوی» صاحب ترجمه تفسیرالمیزان فرمود: «روزی برای مقابله ترجمه المیزان خدمت علامه طباطبایی رفتم. به من فرمود: برادرم از تبریز برای من نامه نوشته و در آن تذکر داده است که یکی از بزرگان با روح پدرم ارتباط پیدا کرده و پدرم به او فرموده است من از همه فرزندانم راضی هستم، ولی آن پسرم که در قم است (علامه) با اینکه امکانات بسیاری دارد، چیزی از آنها را برای من نفرستاده است. سپس علامه فرمود:‌ به همین دلیل تصمیم گرفته‌ام اگر نگارش این کتاب در پیشگاه خدا ثوابی داشته باشد، ثواب آن را به پدرم اهدا کنم و تو گواه باش که من چنین عهدی کردم. من هم به علامه عرض کردم: شما نیز گواه باش که ثواب ترجمه این تفسیر را به پدر و مادرم اهدا کردم.

توضیح:

براساس این حکایت، پدر علامه از وی ناراضی نبود، بلکه توقع داشت که فرزندش او را نیز در ثواب کارهای خیرش شریک کند.