[hadith]و من کتاب له (علیه السلام) إلی کمیل بن زیاد النخعی و هو عامله علی هیت، ینکر علیه ترکَه دفع مَن یَجتاز به مِن جَیش العدو طالباً الغارَة:

أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ تَضْیِیعَ الْمَرْءِ مَا وُلِّیَ وَ تَکَلُّفَهُ مَا کُفِیَ لَعَجْزٌ حَاضِرٌ وَ رَأْیٌ مُتَبَّرٌ؛ وَ إِنَّ تَعَاطِیَکَ الْغَارَةَ عَلَی أَهْلِ قِرْقِیسیَا وَ تَعْطِیلَکَ مَسَالِحَکَ الَّتِی وَلَّیْنَاکَ لَیْسَ [لَهَا] بهَا مَنْ یَمْنَعُهَا وَ لَا یَرُدُّ الْجَیْشَ عَنْهَا لَرَأْیٌ شَعَاعٌ؛ فَقَدْ صِرْتَ جِسْراً لِمَنْ أَرَادَ الْغَارَةَ مِنْ أَعْدَائِکَ عَلَی أَوْلِیَائِکَ، غَیْرَ شَدید الْمَنْکِب وَ لَا مَهِیب الْجَانِب وَ لَا سَادٍّ ثُغْرَةً وَ لَا کَاسرٍ لِعَدُوٍّ شَوْکَةً، وَ لَا مُغْنٍ عَنْ أَهْلِ مِصْرِهِ وَ لَا مُجْزٍ عَنْ أَمِیرِهِ.[/hadith]

ترجمه (محمد دشتی):

(نامه به کمیل بن زیاد نخعی، فرماندار «هیت» و نکوهش او در ترک مقابله با لشکریان مهاجم شام که در سال 38 هجری نوشته شد).

نکوهش از فرمانده شکست خورده:

پس از یاد خدا و درود، سستی انسان در انجام کارهایی که بر عهده اوست، و پافشاری در کاری که از مسؤولیّت او خارج است، نشانه ناتوانی آشکار، و اندیشه ویرانگر است.

اقدام تو به تاراج مردم «قرقیسا» در مقابل رها کردن پاسداری از مرزهایی که تو را بر آن گمارده بودیم و کسی در آنجا نیست تا آنجا را حفظ کند، و سپاه دشمن را از آن مرزها دور سازد، اندیشه ای باطل است.

تو در آنجا پلی شده ای که دشمنان تو از آن بگذرند و بر دوستانت تهاجم آورند، نه قدرتی داری که با تو نبرد کنند، و نه هیبتی داری که از تو بترسند و بگریزند، نه مرزی را می توانی حفظ کنی، و نه شوکت دشمن را می توانی در هم بشکنی، نه نیازهای مردم دیارت را کفایت می کنی، و نه امام خود را راضی نگه می داری.

واژگان (عمران علی‌زاده):

  • مُتَبَّر: هلاک شده

    • تَعاطِی: مباشرت نمودن، متصدی شدن

    • شَعَاع: متفرق و پراکنده

    • مَنکِب: شانه انسان

    • سادّ: محکم کنند و نگهدارنده

    • کاسر: شکننده