از نامه های آن حضرت علیه السّلام است به حارث همدانیّ:

قسمت اول نامه:

(حارث همدانیّ یکی از اصحاب امیر المؤمنین -علیه السّلام- و ظاهرا از پیروان آن بزرگوار بوده، و همدان نام قبیله ای بوده در یمن، و این نامه درازی است که قسمتی از آنرا سیّد شریف رضیّ «علیه الرّحمة» در اینجا بیان فرموده، و مدار آن بر تعلیم مکارم اخلاق یعنی خوهای نیکو و محاسن آداب یعنی روشهای پسندیده است):

و به ریسمان قرآن چنگ زن (طبق احکام و دستور آن رفتار کن) و آنرا پند دهنده خویش قرار ده، و حلالش را حلال و حرامش را حرام بدان (تا سعادت و نیکبختی دنیا و آخرت را نصیب و بهره تو گرداند) و حقّی را که پیش از این بوده باور بدار (پیغمبران پیش از پیغمبر اکرم و آنچه از جانب خدای تعالی برای امّتهای خود آورده اند را تصدیق نما) و به گذشته دنیا عبرت و پند گیر برای مانده آن (مانده آنرا به گذشته قیاس کن و بدان که مانده همچون گذشته با هزاران درد و اندوه خواهد گذشت) زیرا بعض آن مانند بعض دیگر و آخرش به اوّلش پیوسته و همه آن نابود شونده و از دست رونده است (دنیا همواره چنین بوده و هست و در نتیجه همه آن از بین خواهد رفت، پس دلبستگی به چنین جائی بی خردی است)

و نام خدا را بزرگ شمار در اینکه بآن سوگند یاد کنی مگر بر امر حقّ و راست و بجا (یا جائیکه صلاحیّت داشته باشد، پس زنهار به دروغ یا برای امر بی اهمیّت بنام او سوگند یاد کنی) و مرگ و حالات پس از مرگ را بسیار یاد آور (که بزرگترین واعظ و پند دهنده است برای تو) و آنرا آرزو مکن مگر بشرط محکم و استوار (آرزوی مرگ هنگامی بجا است که بر اثر اطاعت و بندگی و دارا بودن توشه سفر آخرت یقین داشته باشی کار تو پس از مرگ از این زندگانی بهتر است، و گر نه این آرزوی مردم سست دین و بی خرد است که کار آخرت نساخته مرگ آرزو می نمایند) و دوری کن از هر کاری که کننده آنرا برای خود شایسته داند و برای دیگر مسلمانان نپسندد (آنچه بخود نمی پسندی بدیگری روا مدار و آنچه برای خویش شایسته دانی برای مردم ناروا مپندار) و بپرهیز از هر کاری که در نهان انجام گیرد و در آشکار شرمندگی آورد (زنهار از اینکه در پنهان کار زشت و گناهی نمائی که چون مردم آگاه شوند شرمنده گردی)

و بر حذر باش از هر کاری که هرگاه از کننده آن بپرسند (چرا چنین کردی) آنرا انکار کند یا از آن عذر بخواهد (هیچ گاه در باره کسی سخن چینی مکن یا دروغی مبند) و ناموس خود و آنچه جای ستودن و نکوهش از تو است نشانه تیرهای گفتار قرار مده (آنرا از زبان ژاژگویان و عیب جویان محفوظ گردان) و هر چه شنیدی بمردم مگو که این دلیل بر دروغگویی است (زیرا بسا آنچه شنیده ای در واقع دروغ بوده، پس چون بی تأمّل و اندیشه آنرا بگوئی بآن ماند که تو دروغ گفته ای یا دروغ نقل کرده ای اگر بگوئی چنین شنیدم) و آنچه مردم بتو بگویند ردّ مکن و دروغ مپندار که این هم دلیل بر نادانی است (زیرا بسا آنرا که بتو گفتند در واقع راست و درست می باشد، پس انکار آن نادانی بحقّ است)

و خشم را فرو به نشان و هنگام توانائی (از کیفر) بگذر، و هنگام تند خوئی بردبار باش، و با وجود تسلّط داشتن (از انتقام) دوری کن تا برایت پاداش نیکو باشد (در روز رستخیز خدا از تو انتقام نکشیده مرحمتش را نصیب و بهره ات گرداند) و هر نعمتی را که خدا بتو عطا فرموده سپاس آنرا بجا آور، و هیچیک از نعمتهای خدا را که بتو بخشیده تباه مساز، و باید نشانه آنچه را که خدا بتو عطا فرموده دیده شود (مثلا دانشت را به نادانان بیاموزی، و جامه نیکویت را بپوشی، و از مال و دارائیت به مستمندان ببخشی، و در خانه فراخت مؤمنین را به میهمانی بخواهی، و همچنین از هر نعمتی که خدا بتو داده نشانه ای بمردم بنمائی).

قسمت دوم نامه:

و بدان نیکوترین مؤمنین بهترین ایشان است از جهت بخشش نمودن از خود و بستگان و دارائیش (کسیکه خود اطاعت و بندگی کند، و بستگانش را براه راست راهنماید، و از دارائیش به درویشان و مستمندان بدهد) و بدان نیکوئی (انفاق و بخشش در راه خدا) را که تو از پیش می فرستی برای تو اندوخته می ماند (روز رستخیز پاداش آنرا می یابی) و آنچه را که بجا می گذاری نیکوئی آن برای دیگری است (سودش را وارث می برد) و بپرهیز از معاشرت و یار شدن با کسیکه دارای رأی و اندیشه سست و کردار ناپسند است، زیرا شخص با یارش همخو میشود (پس او را بیارش مانند می نمایند)

و در شهرهای بزرگ ساکن شو، زیرا مسلمانان در آنها گرد هم هستند (که از ایشان می توان علوم و معارف و راه سعادت و نیکبختی آموخت) و بپرهیز از جاهایی که سبب غفلت و فراموشی (از یاد خدا) و ستم نمودن (به نیکان) و کمی همراهان بر طاعت و بندگی خدا است (مانند بلاد کفر و ده ها) و اندیشه ات را بآنچه بکارت آید وادار (در کارهای بیهوده صرف مکن) و بپرهیز از نشستن سر گذر بازارها زیرا آنجا جاهای شیطان و پیشآمد فتنه و تباهکاری است (غالبا مردم در این جاها به امور دنیا و کارهای خلاف دین مشغولند، پس تا می توان باید از آن دور شد) و در باره کسیکه (زیر دست است و) تو بر او افزونی داری (خداوند ترا برتر از او گردانیده) بسیار بیندیش، زیرا اندیشه تو در باره او از جمله راههای سپاسگزاری است (با این اندیشه چنان است که شکر و سپاس نعمت هایی که خدا بتو عطا فرموده بجا آورده ای)

و در روز جمعه سفر مکن تا اینکه به نماز حاضر شوی مگر آنکه در راه خدا بروی (برای جهاد با دشمنان دین) یا در کاری که عذر داشته باشی (که نتوانی تا هنگام نماز بمانی).

و در همه کارت خدا را اطاعت و پیروی کن (بدستور او رفتار نما) زیرا اطاعت خدا بر هر چیز افزونی دارد (چون سعادت و نیکبختی از آن بدست می آید) و در عبادت و بندگی نفس خود را بفریب (او را گول زده بوسیله ترساندن از کیفر و خوشنود ساختن به پاداش از شهوات جلوگیری و بطاعات وادار) و با او مداراة نما (بسیار در ریاضت و رنجش میفکن) و او را مغلوب نساز (تکلیف سخت باو مکن) و هنگام گذشت و شادیش آنرا دریاب (در فراغت و خرّمیش او را بطاعت و بندگی وادار) مگر آنچه بر تو واجب است (مانند نمازهای شبانه روزی) که از بجا آوردن و مراعات نمودن آن در وقتش چاره ای نیست (ناچار باید بجا آورد چه در خرّمی و چه در افسردگی)

و بپرهیز که مرگ بتو برسد و تو از (اطاعت) پروردگارت برای بدست آوردن دنیا گریزان باشی، و بر حذر باش از همراه شدن با بدکاران زیرا بد به بدی پیوندد، و خدا را تعظیم کن و بزرگ دان، و دوستانش را دوست بدار، و از خشم بپرهیز که آن لشگر بزرگ است از لشگرهای شیطان (که با آن ترا به بدبختی می کشاند) و درود بر شایسته آن.