از نامه های آن حضرت علیه السّلام است به قثم ابن عبّاس که از جانب آن بزرگوار بر مکّه حکمفرما بود (او را به برپا داشتن حجّ امر و از رو نشان ندادن بمردم باز داشته و از اجاره گرفتن اهل مکّه از حجّاج نهی می فرماید):

پس از ستایش خدای تعالی و درود بر حضرت مصطفی، با مردم حجّ را برپا دار (اعمال آنرا به نادانان بیاموز و آنها را برای گزاردن حجّ گرد آور) و ایشان را به روزهای خدا (به کیفرهائی که پیشینیان از کردار زشتشان بروند) یادآوری نما، و در بامداد و سر شب (که بهترین اوقات است) با آنها بنشین و فتوی بده کسیرا که حکمی (از احکام دین) بپرسد، و نادان را بیاموز، و با دانا گفتگو کن، و باید ترا بمردم پیغام رسانی نباشد مگر زبانت (هر چه می خواهی خودت بایشان بگو، نه مانند گردنکشان پیغام بفرستی) و نه دربانی مگر رویت (هر که خواهد بی مانع ترا ببیند) و درخواست کننده ای را از ملاقات و دیدار خود جلوگیری مکن، زیرا آن درخواست اگر در ابتدای کار از درهای تو روا نشود برای رواکردن در آخر کار ستوده نمی شوی (ترا نمی ستاید چون از رنجی که در اوّل امر کشیده افسرده گردیده است).

و بنگر (رسیدگی کن) بآنچه از مال خدا (بیت المال مسلمانان) نزد تو گرد می آید، پس آنرا به کسان عیالمند و گرسنه نزد خود بده در حالیکه رسانده باشی آنرا به آنان که (براستی) درویش و بی چیز و نیازمند باشند، و آنچه از آن زیاده آید نزد ما بفرست تا آنرا در کسانیکه نزد ما هستند پخش نماییم.

و باهل مکّه فرمان ده که از ساکن (در سراها که از اهل آن سامان نیست) مزد و کرایه نستانند، زیرا خداوند سبحان (در قرآن کریم سوره 22 آیه 25) می فرماید: « إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمَسْجِد الْحَرامِ الَّذی جَعَلْناهُ لِلنَّاس سَواءً الْعاکِفُ فِیهِ وَ الْباد» یعنی (کسانی را که کافر شده بخدا و رسول نگرویدند و مردم را از راه خدا و اطاعت و بندگی و از آمدن در مسجد الحرام که آنرا برای همه مردم قرار داده ایم و در آن اهل آن و غریب یکسان هستند باز می دارند، بکیفر دردناکی می رسانیم) پس مراد از عاکف مقیم مکّه است، و مراد از بادی کسی است که بحجّ می رود و از اهل آن سامان نیست (مرحوم شیخ ابو علیّ فضل ابن حسن طبرسیّ که از بزرگان علمای امامیّه در قرن ششم است در کتاب مجمع البیان در تفسیر این آیه شریفه از ابن عبّاس و قتاده و سعید ابن جبیر نقل میکند که ایشان گفته اند: کرایه دادن و فروختن خانه های مکّه حرام است، و مراد از مسجد الحرام همه مکّه است مانند قول خدای تعالی در سوره 17 آیه 1 «سُبْحانَ الَّذی أَسْری بعَبْدهِ لَیْلًا مِنَ الْمَسْجِد الْحَرامِ إِلَی الْمَسْجِد الْأَقْصَی» یعنی منزّه است خداوندی که سیر داد بنده خود حضرت مصطفی را در شبی از مسجد الحرام یعنی مکّه بمسجد دورتر یعنی بیت المقدس. و نیز طبرسیّ «علیه الرّحمة» در تفسیر این آیه شریفه می فرماید: بیشتر مفسّرین گفته اند: رسول خدا -صلّی اللّه علیه و آله- آن شب در خانه امّ هانی خواهر علیّ ابن ابی طالب «علیه السّلام» و شوهرش هبیرة ابن ابی وهب مخزومیّ به خواب بود و از آنجا بمعراج رفت، پس مراد از مسجد الحرام در اینجا مکّه است و مکّه و حرم هر دو مسجد است. و شیخ طریحیّ -رحمه اللّه- در کتاب مجمع البحرین در لغت عکف می فرماید: در حدیث آمده است که حضرت صادق -علیه السّلام- فرمود: سزاوار نبود که برای خانه های مکّه در نصب کنند، زیرا برای حاجّ است که فرود آیند با اهل آن در خانه هاشان تا اعمال حجّ خود را بجا آورند، و نخستین کسیکه برای خانه های مکّه در نصب نمود معاویه بود. و بحث در اطراف این موضوع در اینجا بیش از این لازم نیست، بلکه جای آن در کتب فقهیّه است) خدا ما و شما را به اعمال شایسته و کردار نیک که دوست دارد (بآن امر فرموده) موفّق بدارد، و درود بر شایسته آن.