از نامه های آن حضرت علیه السّلام است به حکمرانانی که (در راه لشگر قرار گرفته، و) لشگر از زمینهای آنها می گذرد (که در باره آنها و رعیّت سفارش می نماید):
از بنده خدا علیّ امیر المؤمنین به باج گیران و حکمرانان شهرهایی که لشگر از (زمینهای) آن عبور میکند: پس از حمد خدا و درود بر پیغمبر اکرم، من لشگری را که به (زمینهای) شما عبور خواهند کرد به خواست خدا روانه نمودم، و آنها را بآنچه خدا بر ایشان واجب گردانیده از آزار و بدی نرساندن (بمردم) سفارش نمودم، و من نزد شما و اهل ذمّه (جزیه دهندگان که در پناه) شما (هستند) در باره زیان رساندن لشگر مبرّی هستم (زیرا ایشان را از زیان رساندن منع نمودم و شما را آگاه ساختم که مگذارید به رعیّت زیان رسانند و بمال و کشتشان دست دراز کنند) مگر کسیکه گرسنه و بیچاره باشد و برای سیر شدنش راهی (بجز برداشتن مال رعیّت به اندازه ای که خود یا اسبش که در حکم او است سیر شوند) نیابد (که چنین زیانی روا است)
پس دور کنید و بکیفر رسانید سپاهی را که (گرسنه و بیچاره نیست، و) برای ستمگری (بمال مردم) دست درازی میکند، و بی خردانتان را از جلوگیری و تعرّض بایشان در آنچه اجازه دادم باز دارید (تا فتنه و آشوب برپا نشود) و من پشت سر سپاه هستم، پس بمن خبر دهید ستمهایی را که از ایشان بشما رسیده، و سختی را که از روش آنها بشما رو آورده و نتوانستید جلوگیری نمائید مگر بیاری خدا و به مراجعه بمن، پس من بکمک و خواست خدا آنرا اصلاح خواهم کرد (به شکایات شما رسیدگی نموده ظلم و ستم آنها را دور می گردانم).