از سخنان آن حضرت علیه السّلام است که نزدیک بدرود زندگانی به طرز وصیّت و سفارش نموده پس از آنکه ابن ملجم ملعون شمشیر بسر آن بزرگوار زده بود (و در آن ترغیب بعفو او فرموده):

وصیّت و سفارش من بشما آنست که چیزی را با خدا انباز و همتا قرار ندهید، و سنّت محمّد صلّی اللَّه علیه و آله را ضائع و تباه نسازید (بر خلاف دستور آن حضرت رفتار ننمائید) و این دو ستون (شرک نیاوردن بخدا و رفتار طبق گفتار پیغمبر اکرم) را بر پا نگاه دارید (که استواری بنای دین مقدّس اسلام بر این دو ستون است) و این دو چراغ را بیفروزید (تا در تاریکی نادانی و گمراهی سرگردان نشوید) نکوهش و سرزنشی بر شما نیست.

من دیروز یار و همنشین شما بودم (با تن درست و توانائی و دلیری) و امروز برای شما عبرت و پند هستم (با همه دلاوری و بزرگی از پا افتاده ام) و فردا از شما دور میشوم (می میرم) اگر ماندم صاحب اختیار خون خود می باشم (به خواست خویش می خواهم ابن ملجم را بکیفر رسانده یا می بخشم) و اگر مردم مرگ وعده گاه من است (اختیاری ندارم شما به وظیفه شرعیّه خود رفتار نمائید) و اگر (خواستم او را) ببخشم بخشش برای من طاعت و بندگی (موجب قرب و نزدیکی به رحمت خدا) است، و (اگر شما خواستید او را ببخشید) بخشش برای شما نیکوکاری است، پس (شما او را) ببخشید (زیرا خداوند در قرآن کریم سوره 24 آیه 22 می فرماید: «أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ» یعنی) آیا دوست ندارید که خدا شما را بیامرزد در حالیکه خدا آمرزنده و مهربانست (نکته ای که باید یادآوری شود آنست که امر امام علیه السّلام در اینکه ابن ملجم را عفو نمائید در معرض بیان حکم مستحبّی است، و تردید آن حضرت در اینجا که اگر مُردم یا نَمُردم منافات ندارد باینکه آن بزرگوار بزمان مرگ خویش عالم و دانا بوده، چنانکه در شرح سخن یک صد و چهل و نهم بیان شد).

سوگند بخدا از مرگ نمی آید بسوی من آینده ای که از آن رنجشی داشته باشم، و نه پیدا شونده ای که آنرا نخواسته باشم (آماده مرگ هستم چون نیکبختی همیشگی از پس مرگ است، و دلبند باین زندگی نیستم) و (برای مرگ) نمی باشم مگر مانند جویای آب که (به آب) برسد، و مانند خواهانی که (خواسته خود را) دریابد (زیرا نیکوئی و نیکبختی از پس مرگ است، چنانکه در قرآن کریم سوره 3 آیه 198 می فرماید: «وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ لِلْأَبْرارِ» یعنی) و آنچه نزد خدا است (نعمتهای جاودانی) برای نیکوکاران بهتر است (از کالاهای دنیا).

(سیّد رضیّ علیه الرّحمة می فرماید:) می گویم: پاره ای از این سخن پیش از این در (سخن یک صد و چهل و نهم) باب خطبه ها گذشت، ولی اینجا در این سخن افزونی بود که دوباره گوئی آنرا لازم گردانید.