از خطبه های آن حضرت علیه السّلام است (در باره بعثت پیغمبر اکرم و خبر از آنچه بعد واقع میشود و پند و اندرز بمردم و ترغیب آنان به اطاعت و فرمانبرداری):
قسمت أول خطبه:
پس (از حمد و ثنای الهیّ) خداوند محمّد -صلّی اللَّه علیه و آله- را بحقّ و راستی بر انگیخت تا بندگانش را از پرستش بتها باز داشته به عبادت و بندگی او وا دارد، و از پیروی شیطان منع کرده به فرمانبرداری او سوق دهد، با قرآنی که آنرا (در همه آفاق) آشکار و محکم و استوار فرمود تا بندگان به پروردگارشان دانا شوند در حالیکه نادان بودند، و باو اعتراف کنند پس از آنکه انکار داشتند، و هستی او را اثبات نمایند بعد از آنکه باور نداشتند،
پس خود را در کتابش بایشان هویدا ساخت بآنچه از قدرت و توانائیش بآنها نشان داد بی آنکه او را به بینند (چنانکه در سوره 2 آیه 164 می فرماید: «إِنَّ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بما یَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْیا بهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فِیها مِنْ کُلِّ دَابَّةٍ وَ تَصْرِیفِ الرِّیاحِ وَ السَّحاب الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ» یعنی در آفرینش آسمانها و زمین و اختلاف شب و روز و سیر کشتی در دریا برای آنچه که بمردم سود می رساند و در آبی که خداوند از ابر فرو می فرستد پس زمین بسبب آن بعد از مردن و پژمردگی زنده و سبز و خرّم می گردد، و در پراکنده کردن هر جنبنده ای در آن و در گردش بادها و ابری که میان آسمان و زمین نگاه داشته شده است هر آینه نشانه هایی است برای خردمندان و کسانیکه در آثار او تفکّر و اندیشه می نمایند) و (نیز در کتاب خود) آنان را از سطوت و شوکتش بیم داده،
و آنها را آگاه ساخت که چگونه به انواع عذاب تباه گردانید قومی را که نابود نمود، و درو کرد بسختیها (از بین برد) گروهی را که داس خشم میان آنان انداخت (چنانکه در سوره 29 آیه 34-35 می فرماید: «إِنَّا مُنْزلُونَ عَلی أَهْلِ هذهِ الْقَرْیَةِ رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بما کانُوا یَفْسُقُونَ - وَ لَقَدْ تَرَکْنا مِنْها آیَةً بَیِّنَةً لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ» یعنی ما بر اهل این شهر «قوم حضرت لوط علی نبیّنا و اله و علیه السّلام» از آسمان عذاب فرستادیم بسبب اینکه فاسق بوده و نافرمانی کردند، و نشانه آشکار از عذاب در آن شهر را باقی گذاشتیم برای گروهی که در آن تدبّر و تأمّل نمایند).
قسمت دوم خطبه:
زود است که بعد از من بر شما روزگاری بیاید که چیزی در آن پنهان تر از حقّ و درستی نبوده، و آشکارتر از باطل و نادرستی و بیشتر از دروغ گفتن بر خدا و رسول او نباشد،
و نزد مردم آن زمان کالایی بی قدرتر از قرآن که از روی حقّ و راستی خوانده (و بدرستی تفسیر و تأویل آن بیان) شود نیست، و رواجتر از آن هرگاه در معانی آن تحریف و تغییر دهند (و آنرا از روی هوای نفس با اغراض باطله تطبیق نمایند)
و در شهرها چیزی زشت تر از کار شایسته و زیباتر از کار بد نمی باشد،
پس حاملان قرآن (کسانیکه با آن آشنا بوده و اطّلاع دارند) بآن بی اعتناء هستند (طبق دستورش رفتار نمی کنند) و حافظانش (کسانیکه آنرا از حفظ تلاوت می نمایند در موقع عمل) از یاد می برند،
پس قرآن و اهل آن (ائمّه هدی علیهم السّلام و پیروانشان) در آنروز دور انداخته شده و در میان جمعیّت نیستند (زیرا مردم آن روزگار بباطل رو آورده از حقّ دور مانده اند، و این اعراضشان در حکم طرد و نیستی آنها است) و این هر دو با هم در یک راه یار هستند (بدستور قرآن رفتار می نمایند) و کسی (از اهل آن روزگار) قرآن و اهلش را احترام نکرده نزد خود نگاه ندارد (چون با هوای نفس سازگار نیستند) پس قرآن و اهل آن در آن زمان (گر چه بظاهر) در بین مردم بوده و با ایشان هستند، و (در حقیقت) در میانشان نبوده و با آنها نمی باشند، زیرا ضلالت و گمراهی با هدایت و رستگاری موافقت ندارد و اگر چه در یک جا با هم گرد آیند،
پس آن مردم (گمراه) دست بدست می دهند بر جدائی (از قرآن) و پراکنده میشوند از جماعت (پیروان قرآن) مانند آنست که ایشان پیشوایان قرآن هستند (زیرا طبق اغراض باطله و اندیشه های نادرست خود آنرا تفسیر و تأویل می نمایند) و قرآن پیشوای آنها نیست (که باید از آن متابعت و پیروی کنند) پس (چون قرآن را پشت سر انداخته به مفاد آن عمل نمی کنند) نزد ایشان باقی نمانده از آن مگر نام، نمی شناسند مگر خطّ و کتابت آنرا،
و پیش از این که این زمان بیاید (بر اثر ظلم و ستم بنی امیّه و بنی عبّاس) به نیکان انواع عذاب و سختی روا می دارند، و گفتار راست آنان را بر خدا بهتان و دروغ می پندارند، و پاداش کار شایسته را کیفر کار زشت می دهند (زیرا به پیروی از شهوات و خواهشهای نفس کارهای شایسته نیکان را ناشایسته پنداشته آنان را بقتل رسانده و آزار می دادند).
و جز این نیست کسانیکه پیش از شما بودند بسبب آرزوهای دراز و نامعلومی مرگهاشان هلاک و معذّب گشتند (به آرزوی بسیار وابسته و از مردن غافل بودند) تا اینکه مرگ ایشان را دریافت، چنان مرگی که عذر خواهی از آن دور می مانده و دسترسی به توبه و بازگشت (از کردار زشت) بآن نمی ماند (مجال معذرت و توبه باقی نماند) و مصیبت و سختی (جان کندن و عذاب همیشگی) با آن همراه می باشد.
قسمت سوم خطبه:
ای مردم، کسیکه از خداوند پند و اندرز طلب کند (نصیحت پذیر بوده گفتار و کردارش طبق اوامر و نواهی خدا باشد بهر کار خیر و نیکوئی) موفّق گردد، و هر که گفتار او (قرآن کریم) را راهنمای خود قرار دهد به راهی که استوارترین راهها است هدایت شود (چنانکه خداوند سبحان در سوره 17 آیه 9 می فرماید: «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ» یعنی این قرآن هدایت و راهنمائی می نماید به راهی که استوارترین راهها است) زیرا آشنای با خدا (کسیکه گفتار او را راهنمای خویش قرار داده از عذاب همیشگی) ایمن و آسوده است، و دشمن او (کسیکه گردن از زیر بار عبادت و بندگیش کشیده و در راه او قدم ننهاده) هراسان است،
و سزاوار نیست کسیکه عظمت و بزرگی خدا را شناخت (و دانست که او بر هر چیز قادر و توانا است) خود را بزرگ شمارد (از اوامر و نواهی او پیروی ننماید) زیرا بلندی مقام و شایستگی اشخاصی که می دانند بزرگی خداوند متعال را حدّی نیست به اینست که در مقابل او متواضع و فروتن باشند (بآنچه دستور داده رفتار نمایند) و سلامتی (رهائی از عذاب) کسانیکه می دانند قدرت و توانائی او فوق هر توانائی است باین است که فرمان او برند،
پس از حقّ (و اهل آن یعنی زمامداران دین) دوری نکنید مانند شخص تندرست که از جرب دار، و شفاء یافته که از بیمار دوری می نماید،
و بدانید هرگز براه راست (دین حقّ) پی نخواهید برد تا کسیرا که آنرا وا گذاشته (از آن پیروی ننموده) بشناسید، و هرگز بعهد و پیمان قرآن وفاء نمی کنید (بخدا و رسول ایمان نمی آورید) تا کسیرا که نقض عهد کرده و پیمان شکسته (بآنها نگرویده) بشناسید، و هرگز بکتاب خدا چنگ نمی زنید (بدستور آن رفتار نمی نمائید) تا کسیرا که آنرا دور انداخته (به احکام آن عمل ننموده) بشناسید،
پس (چون اشخاصی را که در راه راست قدم ننهاده و عهد و پیمان قرآن را شکسته و آنرا رها کرده اند شناختید و از آنها دوری و بیزاری جستید) راه راست و وفای بعهد و پیمان و کیفیّت وا بسته شدن بقرآن را از اهل آن (أئمّه هدی علیهم السّلام) درخواست نمائید، زیرا ایشان زنده دارنده علم و دانش و میراننده جهل و نادانی هستند
(بدلیل اینکه) آنانند کسانیکه حکم ایشان (احکام شرعیّه و تکالیف الهیّه که بیان فرموده اند) شما را آگاه می سازد و از علم و دانائیشان، و خاموشی آنها (در جائیکه سخن نباید گفت) از (نیکوئی) گفتارشان، و ظاهرشان از باطنشان (برابری گفتار و کردارشان از درستی اعتقاد و راستی ایمانشان)
مخالف دین نیستند (زیرا زمام آن بدست آنها بوده و معصوم و مبرّی از هر عیب و گناه می باشند) و در (هیچ حکم از احکام) آن با یکدیگر اختلاف ندارند (زیرا علوم آنان از یک سرچشمه که معدن رسالت باشد فرا گرفته شده است) پس دین در باره آنان گواهی است راستگو (بیگانگی و عدم اختلاف آنها گواهی می دهد) و خاموشی است گویا (در حقیقت دین گویا است که حقّ با ایشان است و ایشان با حقّ هستند، اگر چه در ظاهر سخنی نمی گوید).