از خبر ضرار ابن ضمره ضبابیّ (که از خواصّ و نیکان اصحاب امام علیه السّلام) است هنگامی که نزد معاویه آمد و معاویه از امیر المؤمنین علیه السّلام از او پرسید، گفت: گواهی می دهم که در بعضی از جاهایی که عبادت میکرد دیدم او را هنگامیکه شب پرده های تاریکی گسترده و آن حضرت در محراب عبادت ایستاده، ریش خویشتن در دست گرفته، می پیچید مانند پیچیدن مار گزیده، و گریه میکرد مانند گریه کردن اندوه رسیده، و (در باره دنیا) می فرمود:
ای دنیا ای دنیا از من بگذر، آیا (برای فریب) خود را بمن عرضه میکنی و می نمایی یا بمن شوق داشته مرا خواهانی؟ نزدیک مباد هنگام (فریب) تو، و چه دور است آرزوی تو دیگری را بفریب که مرا بتو نیازی نیست،
2- و ترا سه بار طلاق گفته ام (از تو چشم پوشیده ام) که در آن بازگشت نیست، پس زندگانی تو کوتاه، و اهمیّت تو اندک، و آرزوی تو پست است.
3- آه از کمی توشه (عبادت و بندگی) و درازی راه، و دوری سفر (آخرت) و سختی ورودگاه (قبر و برزخ و قیامت. پس از این معاویه گریست و گفت: خدا ابا الحسن را رحمت کند چنین بود، ای ضرار اندوه تو بر آن حضرت چگونه است؟ گفت مانند اندوه زنی که فرزندش را کنارش سر ببرند).