امام علیه السّلام (در سود و زیان برخی از خوها) فرموده است:
هر که در عیب (بدی) خویش بنگرد از عیب دیگری باز ماند (چون به اصلاح زشتیهای خود پرداخته به دیگران نمی رسد)
2- و هر که به روزی که خدا داده خوشنود باشد بآنچه از دست داده اندوهگین نشود (چون آنچه شخص بیابد و در چنگش بماند نشانه آنست که روزی او همان بوده است، و آنچه جست و نیافت یا یافت و از دست داد نشانه آنست که روزیش نبوده، پس اندوه خوردن بر نیافتن یا از دست دادن پس از یافتن دلیل بر راضی نبودن به روزی مقدّر است)
3- و هر که شمشیر ستم (از غلاف) بیرون کشد (بسیار ستم کند) بهمان شمشیر کشته شود (علاوه بر کیفر آخرت در دنیا هم تباه گردد)
4- و هر که (بی اسباب) در کارها (ی دشوار) بکوشد و رنج کشد (با قضاء و قدر آویخته) هلاک شود،
5- و هر که خود را در گردابهای سختی و رنج بیفکند (با ناتوانی بکار بزرگ دست اندازد) غرق گردد (از بین برود)
6- و هر که در جاهای بد داخل شود مردم باو بد گمان گردند (هر چند کار بدی انجام نداده باشد)
7- و هر که پر گوید خطاء و اشتباه بسیار کند (چون در گفتار اندیشه بکار نبرد) و هر که خطاء بسیار کند شرمش کم شود (چون کار زشت پیشه او میشود) و هر که شرمش کم شود پرهیزکاری و دوری از گناهش کم گردد (چون بی شرم از انجام هر کار ناشایسته باک ندارد) و هر که پرهیزکاریش کم شود دلش می میرد (از رحمت خدا دور گردد، زیرا زنده دل بودن بسته بپرهیز از گناه است) و هر که دلش بمیرد داخل آتش شود (چون بهشت جاوید و رحمت خدا برای دل مرده نیست)
8- و هر که در زشتیهای مردم نگریسته و آنها را نپسندد و برای خود بخواهد پس او همان احمق و نفهم است (زیرا مخالفت با آنچه راست و درست دانسته نموده که از نفهمی و کم خردی است)
9- و قناعت (خورسند بودن به بهره خود) دارائی است که نیست نگردد،
10- و هر که مرگ را بسیار یاد نماید به اندک از دنیا خوشنود باشد (چون غفلت از مرگ حرص بدنیا می آورد)
11- و هر که بداند گفتار او از روی کردار او است (آنچه می گوید بآن رفتار می نماید) گفتارش کم گردد مگر در آنچه بآن تصمیم گرفته و اهمیّت می دهد.