[و فرمود:] آن که به عیب خود نگریست، ننگریست که عیب دیگری چیست،
و آن که به روزی خدا خرسندی نمود، بر آنچه از دستش رفت اندوهگین نبود،
و آن که تیغ ستم آهیخت، خون خود بدان بریخت،
و آن که در کارها خود را به رنج انداخت، خویشتن را هلاک ساخت،
و آن که بی پروا به موجها در شد غرق گردید،
و آن که به جایهای بدنام در آمد بدنامی کشید،
و هر که پر گفت راه خطا بسیار پویید، و آن که بسیار خطا کرد شرم او کم، و آن که شرمش کم پارسایی اش اندک هم، و آن که پارسایی اش اندک، دلش مرده است، و آن که دلش مرده است راه به دوزخ برده.
و آن که به زشتیهای مردم نگرد و آن را ناپسند انگارد سپس چنان زشتی را برای خود روا دارد نادانی است و چون و چرایی در نادانی او نیست،
و قناعت مالی است که پایان نیابد،
و آن که یاد مرگ بسیار کند، از دنیا به اندک خشنود شود،
و آن که دانست گفتارش از کردارش به حساب آید، جز در آنچه به کار اوست زبان نگشاید.