از امام علیه السّلام از ایمان پرسیدند، پس آن حضرت (در باره علامات و نشانه های ایمان و ضدّ آن کفر و شکّ) فرموده است:
قسمت اول حکمت:
ایمان بر روی چهار ستون استوار است: صبر و شکیبائی، یقین و باور، عدل و داد، جهاد و کوشش (در راه دین)
2- و صبر از آنها بر چهار گونه است: علاقمندی، ترس، پارسائی، انتظار داشتن، پس هر که ببهشت علاقه داشت خواهشهای نفس را فراموش میکند و از آنها چشم می پوشد، و هر که از آتش ترسید از آنچه حرام و ناروا است دوری می گزیند، و هر که در دنیا پارسا شد اندوهها را سبک می شمارد، و هر که منتظر مرگ باشد به نیکوکاریها شتاب می نماید.
3- و یقین از آنها بر چهار گونه است: بینا شدن در زیرکی، رسیدن بحقائق، عبرت گرفتن از دیگران، روش پیشینیان، پس هر که در زیرکی بینا شد راه راست (در علم و عمل) برای او هویدا گشت، و هر که حکمت و راه راست برای او آشکار گردید به پند گرفتن از احوال آشنا شد، و هر که به پند گرفتن از احوال آشنا شد بآن ماند که در پیشینیان بوده (و حال آنها را دیده و نتائج کردارشان را آزموده پس در کار مبدأ و معاد بر یقین و باور) است.
4- و عدل از آنها بر چهار گونه است: دقّت در فهمیدن درست، رسیدن به حقیقت دانائی، حکم نیکو، استوار داشتن بردباری، پس هر که دقّت کرد و درست بفهمید حقیقت دانایی را دریافت و هر که حقیقت دانایی را یافت از روی قواعد دین حکم نیکو صادر کرد، و هر که بردبار بود در کار خود کوتاهی نکرده است و در بین مردم خوشنام زندگی کند.
5- و جهاد از آنها بر چهار گونه است: امر بمعروف، نهی از منکر، راستی در گفتار، دشمنی با بدکاران، پس هر که امر بمعروف (کار شایسته) کند مؤمنین را همراهی کرده و ایشان را توانا گرداند، و هر که نهی از منکر (ناپسندیده) نماید بینی منافقین و دو روها را بخاک مالیده، و هر که در گفتار راستگو باشد آنچه بر او بوده بجا آورده، و هر که با بدکاران دشمنی نمود و برای خدا خشمناک گردید خدا برای او (بر آنها) بخشم آید و در روز رستخیز او را خوشنود (از رحمتش بهره مند) می گرداند.
قسمت دوم حکمت:
6- و کفر بر چهار ستون استوار است: کنجکاوی (بیجا که از وسوسه نادرست و از اندازه عقل و خرد بیرون باشد) مکابره و زد و خورد نمودن (که آن در حدّ افراط یعنی تجاوز از حقّ است) دست کشیدن از حقّ (که آن در حدّ تفریط یعنی کوتاهی از حقّ است) دشمنی و زیر بار حقّ نرفتن، پس کسیکه کنجکاوی (بیجا) کند در راه راست قدم ننهاده، و کسیکه بر اثر نادانی بسیار مکابره و زد و خورد نماید کوری و نابینایی او از حقّ همیشگی است، و کسیکه از حقّ دست بکشد شایستگی نزد او زشت و زشتی و ناپسندی نیکو گردد، و به مستی گمراهی مست شود، و کسیکه دشمنی نموده زیر بار حقّ نرود راههایش دشوار و کارش سخت و طریق بیرون آمدنش (از ضلالت و گمراهی) تنگ باشد.
قسمت سوم حکمت:
7- و شکّ (دو دلی) بر چهار گونه است: گفت و شنود (بباطل و نادرستی) ترسیدن (از اقدام بحقّ) سرگردانی، تن دادن (به گمراهی و کوشش ننمودن در راه رستگاری). پس کسیکه جدال و گفت و شنود را عادت و شیوه خویش گردانید شب او بامداد نگشته (از تاریکی شکّ و دو دلی به روشنائی یقین و باور نرسیده) و کسیرا که آنچه پیش دارد (جهاد و کوشش در راه حقّ) بترساند بعقب بر می گردد (در کارهای خود بجائی نرسد) و کسیکه در دو دلی حیران و سرگردان باشد (و خود را به جایگاه امن و آسوده یقین و باور نرساند) سمهای شیاطین او را پایمال نماید (شیاطین بر او دست یافته هلاکش سازند) و کسیکه به تباه کردن دنیا و آخرت تن دهد در دنیا و آخرت تباه گردد.
(سیّد رضیّ «رحمه اللّه» فرماید:) و پس از این بیان سخنی است که ما آنرا بیان نکردیم برای ترس از دراز شدن سخن و دست کشیدن از قصدی (اختصاری) که در این کتاب در نظر گرفته شده است.