امام علیه السّلام (در باره حکمتهای بعض احکام شرعیّه) فرموده است:
خداوند واجب گردانید ایمان را بجهت پاک کردن (دلهای بندگانش) از شرک،
2- و واجب گردانید نماز را بجهت منزّه بودن از کبر و سرکشی،
3- و واجب نمود زکوة را برای وسیله بودن روزی (فقراء)
4- و روزه را برای آزمایش اخلاص مردم،
5- و حجّ (به مکّه رفتن) را برای قوّت یافتن دین (چون بر اثر گرد آمدن طوائف مختلفه عظمت و بزرگی اسلام آشکار می گردد)
6- و جهاد را برای ارجمندی اسلام (و شکست دادن کفّار)
7- و امر بمعروف (فرمان دادن بکار پسندیده) را برای اصلاح عوامّ (و سوق دادن آنان براه سعادت و نیکبختی)
8- و نهی از منکر (باز داشتن از کار ناشایسته) را برای جلوگیری (معاصی و گناهان) از کم خردان،
9- و صله رحم (پیوند به خویشان) را برای زیاده شدن عدد (ایشان، چون در پیوند خویشان با هم عدد انصار و یاورانشان بسیار گردد)
10- و قصاص (کشتن کشنده یا زخم زدن زخم زننده) را برای محفوظ بودن خونها،
11- و برپا داشتن حدود (انجام دادن کیفرهایی که مثلا برای می گسار و روزه خوار و زناکار مقرّر گشته) را برای اهمیّت دادن بحرامها و نهی شده ها،
12- و نیاشامیدن شراب را برای محفوظ داشتن خرد (از فساد و بدی)
13- و دوری از دزدی را برای بکار داشتن پاکدامنی (از دست درازی بمال مردم)
14- و زنا نکردن را برای درست ماندن نسب و خویشی (چون زنا نسب را مشتبه سازد و باعث اختلال نظام عالم شود)
15- و ترک لواط را برای بسیار شدن نسل و فرزندان،
16- و شهادتها را برای کمک خواستن بر انکار شده ها (تا بر اثر انکار حقوق کسی پایمال نشود)
17- و دروغ نگفتن را برای نمایان ساختن بزرگی راستی (که آسایش مردم وابسته به آنست)
18- و سلام و درود (بر یکدیگر) را برای ایمنی و آسودگی از جاهای ترس (چون مراد از سلام علیکم آنست که بین من و شما زد و خوردی نیست بلکه صلح و آشتی است)
19- و امامت و پیشوایی را برای نظم و آرامش (کارهای) مردم (زیرا امام و پیشوای توانا ستمگر را از ستمگری باز داشته و حقّ مظلوم و ستمکشیده را بستاند و کارها نظم و آرامش گیرد)
20- و طاعت و پیروی (از امام) را برای بزرگ شمردن (مقام) امامت (چون از امامت بهره ای نمی رسد مگر به پیروی مردم از او).